﴿۱۹﴾ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ 

و (سرانجام) آن كارت را (كه نمي‏بايست انجام دهي) انجام دادي (و يك نفر از ما را كشتي) و تو از كافران بودي! 

﴿وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ﴾ اين تكرار «فَعلَ» و «فعلتَ» براي اهتمام به آن است آن كار سنگين را هم كردي باز ما كاري نداشتيم مي‌توانستيم بالأخره تعقيب بكنيم تو را بگيريم ﴿وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾ يعني «من الكافرين بنعمتي عليك» نه ـ معاذ الله ـ كافر مصطلح يعني مؤمن نيستي.

(و فعلت فعلتك التى فعلت و انت من الكافرين)

كلمه (فعله ) - به فتح فاء صيغه مره از فعل است و يكبار را مى رساند مثل اينكه مى گوييم (ضربته ضربة )يعنى او را زدم يك بار زدن، و علت اينكه فعله را توصيف كرد به جمله (التى فعلت - آن يك عملت كه انجام دادى ) اين بود كه بفهماند آن يك عملت جرم بسيار بزرگ و رسوا بود و نظير اين تعبير در آيه (فغشيهم من اليم ما غشيهم ) است و منظور فرعون، از آن يك عملى كه موسى (عليه السلام) كرد همان داستان كشتن مرد قبطى بود.

سوره 20: طه - جزء 16

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ ﴿۷۸﴾

انصاریان: پس فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کرد، و [بخشی] از دریا آنان را فروگرفت، چه

فروگرفتنی

و اينكه گفت : (و انت من الكافرين - و تو از كافران بودى )، از ظاهر سياق - به طورى كه بعدا به آن اشاره خواهيم كرد - بر مى آيد كه مراد فرعون از كفر موسى، كفران نعمت است و اينكه تو نمك پرورده ما بودى و مع ذلك آن مرد قبطى ما را كشتى، و در سرزمين ما فساد انگيختى با اينكه سالها از نعمت ما برخوردار بودى و ما تو را مانند ساير مواليد بنى اسرائيل نكشتيم و در عوض در خانه خود تربيت كرديم، از اين همه بالاتر (البته به زعم فرعون ) تو مانند ساير بنى اسرائيل برده ما بودى، چون بنى اسرائيل همه بندگان ما هستند و من به آنان نعمت مى دهم، آن وقت تو كه يكى از همين بردگان هستى مردى از قوم و فاميل مرا كشتى و از رسم عبوديت و شكر نعمت من سرباز زدى ؟!

با اين بيان روشن مى شود اينكه بعضى از مفسرين كلمه كفر را در مقابل ايمان گرفته و گفته اند: معناى آيه اين است كه تو به الوهيت من كافر بودى و يا اين است كه تو به همان خدايى كه ادعاى رسالتش را مى كنى، كافرى و به آن خدا هم ايمان ندارى براى اينكه تو سالها نزد ما بودى و با ما معاشرت داشتى و در كيش ما و ملت ما بودى معناى درستى نيست.

در قرآن در موارد زیاد کفر در برابر شکر آماده است:

سوره لقمان, هنگام نصیحت لقمان به پسرش

سوره نمل, مشاور سلیمان

سوره ابراهیم آیه ۷

سوره بقره آیه ۱۵۲

K ā fir means ingrate (cf. 2:276 ; 31:32 ; 43:15 ) insofar as it connotes the “covering over” of a blessing one received from another and behaving as though one had not received anything, and in this case it refers to what Pharaoh gave to Moses while Moses lived among the Egyptians (Q, Ṭ , Th).