سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿۷۹﴾

سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿۷۹﴾

سلام باد بر نوح در ميان جهانيان. (۷۹)

چـه افـتـخـارى از اين برتر و بالاتر كه خداوند بر او سلام مى فرستد، سلامى كه در مـيان جهان و جهانيان باقى مى ماند، و تا دامنه قيامت گسترده مى شود…

جالب اينكه كمتر سلامى در قرآن به این گستردگى و وسعت درباره كسى ديده مى شود، بخصوص اينكه العالمين (به مقتضاى اينكه جمع است و توأم با الف و لام ) آنچنان معنى وسيعى دارد كه نه تنها همه انسانها، بلكه عوالم فرشتگان و ملكوتيان را نيز ممكن است در بر گيرد.

" سَلامٌ عَلی‌ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ" مراد از" عالمين" همه عالم است، برای اينكه كلمه" عالمين" در آيه با الف و لام آمده، و از نظر ادبيات, كلمه جمع اگر با الف و لام بيايد عموميت را افاده می‌كند و ظاهرا مراد از" عالمين" همه عوالم بشری و امت‌ها و جماعت‌های بشری تا روز قيامت باشد.

…آن جناب اولين كسی است كه در بين بشر به دعوت توحيد و مبارزه عليه شرك و آثار شرك كه همان اعمال زشت است قيام نمود، و در اين راه شديدترين رنج‌ها و محنت‌ها را تحمل كرد، آنهم نه يك سال و دو سال بلكه نزديك به هزار سال، آنهم نه با كمك كسی، بلكه خودش به تنهايی.

‏پس آن جناب به تنهايی در هر خير و صلاحی كه در بشريت تا روز قيامت رخ بدهد سهيم و شريك است. و در كلام خدای تعالی چنين سلامی به احدی داده نشده كه اين قدر وسيع باشد.

‏بعضی از مفسرين‌ گفته‌اند: مراد از" عالمين" عوالم ملائكه و جن و انس است.

—----

دانشمندان معتقدند بت پرستى از زمان حضرت نوح پيامبر(عليه السلام) آغاز شد. آيات «قرآن مجيد» نيز همين مطلب را تأييد مى كند. به اين آيات توجّه فرماييد:

سوره ۷۱: نوح

وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا ﴿۲۲﴾

و (اين رهبران گمراه) مكر عظيمي به كار بردند. (۲۲)

وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا ﴿۲۳﴾

و گفتند: دست از خدايان و بتهاي خود بر نداريد، مخصوصا بتهاي «ود» و «سواع» و «يغوث» و «يعوق» و «نسر» را رها نكنيد! (۲۳)

وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا ﴿۲۴﴾

و آنها گروه بسياري را گمراه كردند. خداوندا! ظالمان را جز ضلالت ميفزا! (۲۴)

مفسّران معتقدند(2) «مكر بزرگ رهبران مخالف حضرت نوح(عليه السلام) ابداع آيين بت پرستى بود. آنها به بهانه يادبود پيامبران گذشته و صالحان از فرزندان حضرت آدم، مجسّمه هايى ساختند، و به تدريج مسئله يادبود پيامبران پيشين از ياد رفت، و مردم به پرستش بتها پرداختند. در ميان بتها پنج بت، كه در آيات بالا نام آنها آمده، بسيار مهم بود. در جريان طوفانِ نوح(ع) همه اين بتها زير خاك دفن شدند. سپس شياطين يا شيطان صفت ها اين پنج بت را از زير آوارها درآورده و در ميان قبايلِ عرب تقسيم كردند، و آيين بت پرستى در ميان عربِ جاهلى رواج پيدا كرد. و پيامبران براى مبارزه با اين آئين خرافى مبعوث شدند.

مباني-قرآني-نهضت-حسيني-عليه-السلام-/-جلسه-سوم:

… طولي نكشيد كه اين دخيل‌ بستنهاي ضريحهاي امامزاده جاي او را گرفته شما به هر كسي بگويد اين دخيل بستن براي چيست، چه كسي گفته دخيل ببند، چه كسي گفته ثواب دارد، توسل به ائمه(عليهم السلام)، دعاي توسل، توسل به قرآن، شفاعت خواستن از اينها، اينها دستورات ديني است اما اين كُهنه را به اين ضريح بستن مدرك قرآني دارد، مدرك روايي دارد، كسي گوش نمي‌كند.

اين عَلَم و اين آهن سرد را كه مي‌بينيد عده زياي بلند مي‌كنند هر چه شما فرياد بزنيد كسي گوش نمي‌كند، چه كسي گفته اين كار را بكنيد، كدام آيه است، كدام روايت است، به چه دليل اين كار را مي‌كنيم، همان آثار جاهلي را رنگ مذهب دادند و به خورد عده‌اي, هر چه شما مي‌خواهيد مبارزه كنيد مي‌بينيد مقدورتان نيست.

… ديني كه در آن دخيل است، ديني كه در آن عَلَم است، … آن دين عامل پويايي نيست… وقتي دين بخوابد چگونه مي‌تواند عامل پويايي و بيداري مردم بشود ….

… ​​اين سرمايه است، خب اين سرمايه عظيم را آدم بيايد با آن كم‌رفتاري كند، بي‌مهري كند، در حسينيه‌ها شركت نكند، يا خداي ناكرده عزاداري را با چيزهاي سبك مخلوط كند، يا عزاداري را به آن معناي عظيمش متوجه نباشد كه حسين‌بن‌علي چه كسي بود، براي چه بود، اين آمده دين را بيدار كرده اينها دين را خواباندند اين دين وقتي بيدار بشود، خب يك عده را بيدار مي‌كند ديني كه در آن عَلم هست اين كسي را بيدار نمي‌كند، ديني كه در آن دخيل هست كه كسي را بيدار نمي‌كند…

—---

… وجود مبارك نوح در اثر اينكه نُه قرن و نيم تلاش كرده است و «شيخ الأنبياء» است و سيره و سنّت او صبر و استقامت و پايداري بود، از تمام جهانيان درود خدا بر او، براي اينكه همه اين بركات از نوح(سلام الله عليه) است…

در جريان تسليم برای حضرت ابراهيم، براي حضرت موسي, براي حضرت هارون چنين هست: ﴿سَلامٌ عَلي‌ مُوسي‌ وَ هَارُونَ﴾,[23] ﴿سَلامٌ عَلي‌ إِبْراهيمَ﴾ و مانند اينها هست، اما در هيچ جا اين پسوند را ندارد كه ﴿فِي الْعالَمينَ﴾،اين درود و تحيّت جهاني مخصوص وجود مبارك نوح است، براي اينكه او يك تلاش بی عديل (مثل . مانند) جهاني كرده است ﴿سَلامٌ عَلي‌ نُوحٍ فِي الْعالَمينَ﴾،ـ هر كس ـ بعدي‌ها كه مي‌آيند در كنار سفره حضرت نوح نشسته هستند. اگر از فرزندان او انبيا و اوليا برخاستند اين ﴿سَلامٌ عَلي‌ نُوحٍ فِي الْعالَمينَ﴾معناي شفاف خوبي خواهد داشت و اگر هم انبيا همه از فرزندان حضرت نوح نبودند باز تلاش و كوشش مستمر نُه قرن و نيم او مي‌تواند الگويي براي تمام انبيا باشد.

(40) وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلاَئِكَةِ أَهؤُلاَءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا

(40) وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلاَئِكَةِ أَهؤُلاَءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ

(۴۰) به خاطر بياور روزي را كه خداوند همه آنها را محشور ميكند، سپس به فرشتگان مي‏گويد: آيا اينها شما را پرستش مي‏كردند؟!

و از آنجا كه اين گروه از ثروتمندان ظالم و طاغى در زمره مشركان بودند و ادعا ميكردند كه ما فرشتگان را ميپرستيم و آنها شفيعان ما در قيامت هستند، قرآن به پاسخ اين ادعاى بى اساس نيز پرداخته چنين مى گويد: به خاطر بياور روزى را كه خداوند همه آنها - چه عبادت كنندگان و چه عبادت شوندگان را محشور ميكند، سپس فرشتگان را مخاطب ساخته مى گويد: آيا اينها شما را عبادت ميكردند؟! (وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلاَئِكَةِ أَهؤُلاَءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ).

بديهى است اين سوال سوالى نيست كه مجهولى را براى ذات پاك خداوند كشف كند چرا كه او به همه چيز عالم است ، هدف اين است از بيان فرشتگان حقايق گفته شود، تا اين گروه عبادت كننده سرافكنده و شرمنده شوند، و بدانند آنها از عمل اينها كاملا بيزارند، و براى هميشه مايوس شوند.

ذكر (ملائكه ) از ميان تمام معبودهائى كه مشركان داشتند، يا به خاطر آن است كه فرشتگان شريفترين مخلوقى بودند كه آنها پرستش ميكردند، جائى كه از آنها در قيامت شفاعتى حاصل نشود از يك مشت سنگ و چوب يا جن و شياطين چه ميتواند حاصل شود؟!

يا از اين نظر است كه بت پرستان سنگ و چوبها را مظهر و سمبل موجودات علوى (فرشتگان و ارواح انبياء) ميدانستند، و به اين عنوان آنها را پرستش مى كردند، چنانكه در تاريخچه بت پرستى در ميان قوم عرب آمده است كه عمرو بن لحى در سفرى كه به شام رفته بود جمعى را در حال بت پرستى ديد از آنها در اين باره سوال كرد. گفتند اينها خدايانى هستند كه به شكل موجودات علوى ساخته ايم ، از آنها يارى ميجوئيم ، و به وسيله آنها تقاضاى باران ميكنيم ! عمرو بن لحى اين عمل را پسنديد و از آنها پيروى كرد، و بتى همراه خود براى حجاز به سوغات آورد، و از آن زمان بت پرستى آغاز شد، و گسترش يافت تا اينكه اسلام آمد و آن را ريشه كن ساخت .

اينها كه مشرك بودند بعضي‌ها فرشته را مي‌پرستيدند, بعضي‌ها قدّيسين بشر را, بعضي‌ها جن را, بعضي‌ها هم ستاره و امثال ستاره را و براي آنها تماثيلي درست مي‌كردند كه به عنوان اوثان و صنم بود. در صحنه قيامت از محترم‌ترين معبود اينها كه فرشته و قدّيسين بشر است سؤال مي‌كنند هم از فرشته‌ها سؤال مي‌كنند هم از افرادي نظير مسيح(سلام الله عليه) كه آيا آنها شما را عبادت مي‌كردند يا نه, خب يقيناً آنها فرشته‌ها را عبادت مي‌كردند و بزرگان از بشر مثل مسيح(سلام الله عليه) را عبادت مي‌كردند.

اين سؤال كه خداي سبحان از ملائكه سؤال مي‌كند كه آيا آنها شما را عبادت مي‌كردند اين يعني چه؟ يقيناً عبادت مي‌كردند. سؤال استفهامي معنا ندارد سؤال استعطايي هم كه معنا ندارد سؤالي كه در قيامت مطرح است سؤال توبيخي و اعتراضي است.

﴿فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ بطور قطع از كساني كه پيامبران را به سوي آنها فرستاديم سؤ ال خواهيم كرد و از پيامبران (نيز) سؤ ال مي‏كنيم [3] همين است, ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْؤُولُونَ آنها را متوقف سازيد كه بايد بازپرسي شوند [4] همين است.سؤالي كه خدا در قيامت از افراد مي‌كند از سنخ ﴿فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امت) سؤال کنید [5] نيست, از سنخ ﴿وَسْأَلُوا اللّهَ مِن فَضْلِهِ [هر چه خواهيد] از فضل الهى بخواهيد [6] نيست از سنخ ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْؤُولُونَ﴾ يعني سؤال اعتراض‌آميز است, مي‌گويند فلان شخص زير سؤال رفت يعني سؤال توبيخي, پس سؤال هست و سؤال توبيخي هم است.

اين سؤال بايد از سنخ «ايّاك أعني و اسمعي يا جاره» ( در زبان فارسی: به در می‌گویم تا دیوار بشنود) باشد [7] آيا اينها شما را عبادت مي‌كردند؟ خب بله يقيناً عبادت مي‌كردند. بنابراين اين سؤال اعتراض است در حقيقت به عابد نه معبود.

مشابه همان مطلبي است كه در سوره مباركه «مائده» گذشت. در سوره مباركه «مائده» فرمود:

سوره ۵: المائدة

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ….. ﴿۱۱۶﴾

به يادآور زماني را كه خداوند به عيسي بن مريم مي‏گويد: آيا تو به مردم گفتي كه من و مادرم را دو معبود، غير از خدا، انتخاب كنيد؟ …. (۱۱۶)

خب يقيناً عيساي مسيح چنين حرفي نزد لكن عده‌اي كه عيساي مسيح(سلام الله عليه) را عبادت كردند مبتلا به تثليث شدند.