إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۴﴾
إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۴﴾
به خاطر بياور هنگامي را كه با قلب سليم به پيشگاه پروردگارش آمد. (۸۴)
مـفـسـران بـراى قلب سليم تفسيرهاى متعددى بيان كرده اند كه هر كدام به يكى از ابعاد اين مساءله اشاره مى كند.
قلبى كه پاك از شرك باشد.
قلبى كه خالص از معاصى و كينه و نفاق بوده باشد.
قلبى كه از عشق دنيا تهى باشد كه حب دنيا سرچشمه همه خطاها است .
و بالاخره قلبى كه جز خدا در آن نباشد!
حـقـيـقـت ايـن است كه سليم از ماده سلامت، و هنگامى كه سلامت به طور مطلق مطرح مى شود سـلامـتـى از هـر گـونـه بـيـمـارى اخـلاقـى و اعـتـقـادى را شامل مى شود.
قرآن مجيد درباره منافقان مى گويد: فى قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا در دلهاى آنها يـك نـوع بـيـمـارى اسـت و خـداونـد نـيـز (بر اثر لجاجت و گناهشان ) بر اين بيمارى مى افزايد (بقره 10).
جـالبـترين تفسير را براى قلب سليم امام صادق (عليه السلام ) بيان فرموده : در آنجا كـه مـى خـوانـيـم:
القـلب السـليـم الذى يـلقى ربه و ليس فيه احد سواه !:
قلب سليم قلبى است كه خدا را ملاقات كند در حالى كه هيچ كس جز او در آن نباشد.
و اين تعبير، جامع همه اوصاف گذشته است…
درباره اهميت قلب سليم همين بس كه قرآن مجيد آنرا تنها سرمايه نجات روز قيامت شمرده، چنانكه در سوره شعراء آيه 88 و 89 از زبان همين پيامبر بزرگ ابراهيم (عليه السلام ) مـى خـوانـيـم :
يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿۸۸﴾
در آن روزيكه مال و فرزندان سودي نميبخشد. (۸۸)
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۹﴾
مگر كسي كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد. (۸۹)
آرى ابـراهـيـم بـا قـلب سـليم و روح پاك و اراده نيرومند و عزم راسخ مامور مبارزه با بت پـرسـتـان شـد.
…مراد از (قلب سليم) آن قلبى است كه هيچ تعلقى به غير از خـدا نـداشـته باشد، همچنان كه در حديث … به همين معنا تفسير شده.
ولى بعضى گفته اند: (معنايش قلب سالم از شرك است). ممكن است اين گفتار را به نـحـوى تـوجـيـه كـنـيـم كه به همان معنا كه ما ذكر كرديم برگشت مى كند. بعضى ديگر گـفـتـه انـد: (مـراد قـلب انـدوهـنـاك اسـت) ولى ايـن ديـگـر قابل توجيه نيست.
… وجود مبارك ابراهيم با قلب سالم به پيشگاه پروردگار رفته است و قلب سالم قلبي است كه هيچ بيماري در آن نباشد، هر گونه كار و فكري كه بر خلاف توحيد باشد مرض است؛ حالا گاهي مرض شديد است، يك غدّه سرطاني است ﴿في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً در دلهاي آنها يك نوع بيماري است، خداوند بر بيماري آنها ميافزايد﴾[6]يا بيماري ضعف ايمان است كه افراد «ضعيفالايمان» هم در كنار منافقين ذكر ميشوند؛ منافقين مانند آنهايي هستد كه داراي غدّه می باشند. فرمود:
سوره ۳۳: الأحزاب
لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ﴿۶۰﴾
اگر منافقين و آنها كه در دلهايشان بيماري است، و (همچنين) آنها كه اخبار دروغ و شايعات بي اساس در مدينه پخش ميكنند دست از كار خود بر ندارند تو را بر ضد آنان ميشورانيم سپس جز مدت كوتاهي نميتوانند در كنار تو در اين شهر بمانند. (۶۰)
در سوره مباركه «احزاب» كه گذشت، فرمود يك عدّه كه منافق هستند و اينها گرفتار غدّه می باشند، اينها ديگر درمانپذير نيستند و افرادي هم هستند كه منافق نيستند؛ ولي مشكلات كوچكي هم دارند اينها ﴿في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ﴾ هستند و يك عدّه هم هوچي می باشند كه جزء «مُرجِفين» هستند؛ «مُرجِف» كسي است كه «رَجفه» ايجاد ميكند. اينكه ميگويند اراجيف، اين جمع «رَجفه» است؛ يعنی خبري كه ريشه ندارد و لرزان است. تهمتها و گزارشهاي بياساس لرزان هستند، وقتي گزارش لرزهدار را كسي نقل كند، ميگويند اين مُرجِف است و اراجيف نقل كرده است. در مدينه اين سه گروه بودند: هم منافق, هم ﴿الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ﴾ و هم ﴿وَ الْمُرْجِفُونَ﴾...
پس بعضيها غدّه دارند كه قابل درمان نيستند, بعضي افراد «ضعيفالايمان» هستند كه بيماري مختصري در اينها هست و بعضيها بيماري اعتقادي ندارند، بلکه بيماري اخلاقي دارند؛ همان كه در سوره مباركه «احزاب» به همسران پيغمبر(صلّی الله عليه و آله و سلّم) فرمود: ﴿فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً بنابراين به گونه اي هوس انگيز سخن نگوئيد كه بيماردلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوئيد﴾؛[8] از اين آيه معلوم ميشود که اگر كسي با شنيدن صداي نامحرم طمع كند، او مريض است. اگر كسي بخواهد سالم باشد، بايد از جميع مشكلات و غدّههاي اعتقادي مصون باشد, از جميع مشكلات فقهي مصون باشد, از جميع مشكلات اخلاقي مصون باشد و قلب او مظهر توحيد تام باشد تا خدا بفرمايد: ﴿إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ﴾؛ همين قلب سليم است كه مشكل را در قيامت حل ميكند كه ﴿يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ ٭ إِلاَّ مَنْ أَتَي اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ﴾.[9] وجود مبارك ابراهيم در طليعه امر به پيشگاه پروردگار با قلب سليم رفت؛ قلبي كه جز توحيد محض, رعايت احكام فقهي و رعايت احكام اخلاقي چيزي در آن نبود ﴿إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ﴾؛ در اين ﴿إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ﴾ حضور و غياب از اين طرف است و نه از آن طرف، خدا كه ﴿مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ﴾.[10] او «مَجيء» (آمدن) و غروب و طلوع جديد ندارد، اگر انسان در هر زمان و زميني كه باشد ﴿هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ﴾، پس اگر غيبتي هست و حضوري, ظهوري هست … براي بنده است و نه براي «الله». وجود مبارك ابراهيم در پيشگاه پروردگارش با قلب سليم رفته است ﴿إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ﴾.
" قلب سليم"
میدانيم" قلب" در اصطلاح قرآن به معنی روح و عقل است، بنابراين" قلب سليم" به روح پاك و سالمی گفته میشود كه از هر گونه شرك و شك و فساد خالی است.
قرآن مجيد بعضی از قلوب را به عنوان" قاسيه" (قساوتمند) توصيف كرده است (مائده- ۱۳).
سوره ۵: المائدة
فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً … ﴿۱۳﴾
اما بخاطر پيمان شكني، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم و دلهاي آنها را سخت و سنگين نموديم … (۱۳)
و گاه قلوبی را به عنوان" ناپاك" معرفی نموده (مائده- ۴۱).
سوره ۵: المائدة
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ … أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۴۱﴾
اي فرستاده (خدا) آنها كه با زبان ميگويند ايمان آورده ايم و قلب آنها ايمان نياورده و در مسير كفر بر يكديگر سبقت ميجويند تو را اندوهگين نكنند … آنها كساني هستند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاك كند، در دنيا رسوائي و در آخرت مجازات بزرگ نصيب آنان خواهد شد. (۴۱)
قلبهايی را" بيمار" معرفی میكند (بقره- ۶).
سوره ۲: البقرة
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾
در دلهاي آنها يك نوع بيماري است، خداوند بر بيماري آنها ميافزايد و عذاب دردناكي به خاطر دروغهائي كه ميگويند در انتظار آنهاست. (۱۰)
و قلبهايی را" مهر خورده" و بسته (توبه- ۸۷).
سوره ۹: التوبة
رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿۸۷﴾
آنها راضي شدند كه با متخلفان باشند، و بر دلهايشان مهر نهاده شده، لذا نميفهمند. (۸۷)
و در مقابل آنها" قلب سليم" را مطرح میكند كه هيچيك از اين عيوب در آن نيست، هم پاك است، و هم نرم و پر عطوفت، هم سالم است و هم انعطافپذير در مقابل حق.
اين همان قلبی است كه به عنوان" حرم خدا" در روايات توصيف شده، چنان كه در حديثی از امام صادق ع میخوانيم:
القلب حرم اللَّه فلا تسكن حرم اللَّه غير اللَّه!:
" قلب حرم خدا است غير خدا را در حرم خدا ساكن مكن"!.
اين همان قلبی است كه میتواند حقائق غيب را ببيند و به ملكوت عالم بالا نظر كند، چنان كه در حديثی از پيامبر ص آمده است:
لو لا ان الشياطين يحومون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی الملكوت!:
" اگر شياطين قلوب فرزندان آدم را احاطه نكنند میتوانند به جهان ملكوت نظر افكنند"![بحار الانوار جلد ۷۰ صفحه ۵۹" باب القلب و صلاحه" حديث ۳۹.]۸.
در هر حال بهترين سرمايه برای نجات در قيامت همين" قلب سليم" است، و همان بود كه ابراهيم ع با آن به بارگاه پروردگارش شتافت و فرمان رسالت را دريافت كرد.
اين سخن را با حديث ديگری پايان میدهيم در روايتی آمده است:
ان للَّه فی عباده آنية و هو القلب فاحبها اليه" اصفاها" و" اصلبها" و" ارقها": اصلبها فی دين امه، و اصفاها من الذنوب، و ارقها علی الاخوان:
" خداوند در ميان بندگانش ظرف و پيمانهای دارد به نام" دل (قلب)" كه از همه آنها بهتر همان ظرفی است كه" صافتر(پاكتر)"" محكمتر" و" لطيفتر" باشد، از همه محكمتر در دين خدا، از همه پاكتر از گناهان، از همه لطيفتر در مقابل برادران دينی"![بحار جلد ۷۰ صفحه ۵۶" باب القلب و صلاحه" حديث ۲۶.]۹.
فرق بين كار خوب كردن و داشتن قلب سليم …
… آدم خوب شدن كار بسيار سختي است و كار هر كسي نيست، اما كارِ خوب كردن خيلي دشوار نيست. انسان يك وقت ميخواهد كار خوب انجام بدهد، نمازي بخواند, روزهاي بگيرد, اطاعت كند و احساني كند اين خيلي سخت نيست، اما اگر بخواهد گوهر ذات خود را صالح كند اين كار آساني نيست.
بسياري از افراد … هستند كه ﴿جاءَ بِالْحَسَنَةِ﴾ اينها كارِ خوب را به پيشگاه خدا عرضه ميكنند ﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها﴾[4] و مانند آن. اينها يك طَبق كار خير را به پيشگاه خدا ميآورند، آدم متوسطي هستند؛ هديه اينها كار خير است؛ اما آنچه بهره اوحدي از موحّدان است، اين است كه گوهر ذاتشان سالم است و اين گوهر ذات را در طَبق اخلاص به هديه الهي ميبرند. خيلي فرق است بين كسي كه ﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها﴾ است و بين كسي كه ﴿إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ﴾. از قلب سليم جز حسنات اعتقادي و اخلاقي و فقهي و حقوقي كه نشأت نميگيرد، اما ممكن است كسي كار خوب انجام دهد؛ ولي گوهر ذات او هنوز اصلاح نشده باشد ـ خداي ناكرده ـ ممكن است يك وقت عوض شود…
همين ابراهيم(سلام الله عليه) با آن مقام و عظمتي كه دارد، به خداي سبحان عرض ميكند ﴿وَ أَلْحِقْني بِالصَّالِحينَ﴾،[9] آنها چه كساني هستند كه وجود مبارك ابراهيم درخواست «لحوق» آنها را از خدا دارد؟ صالحين غير از ﴿عَمِلُوا الصَّالِحاتِ﴾[10] هستند. آنكه گوهر ذاتش جز صلاح و فلاح چيز ديگر ندارد، داراي عصمت كليه الهي (مصونیت کامل و فراگیر از هرگونه گناه، خطا، نسیان، سهو و حتی گرایش درونی به خطا، که به افاضه و لطف مستقیم خداوند حاصل شده است.) است. بنابراين تازه ابراهيم عرض ميكند ﴿وَ أَلْحِقْني بِالصَّالِحينَ﴾
سوره ۲۶: الشعراء
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿۸۳﴾
پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق كن. (۸۳)
سوره ۱۲: يوسف
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿۱۰۱﴾
پروردگارا! بخش (عظيمي) از حكومت به من بخشيدي و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختي، توئي آفريننده آسمانها و زمين، و تو سرپرست من در دنيا و آخرت هستي، مرا مسلمان بميران. و به صالحان ملحق فرما! (۱۰۱)
سوره ۲۷: النمل
فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۹﴾
(سليمان) از سخن او تبسمي كرد و خنديد و گفت: پروردگارا! شكر نعمتهائي را كه بر من و پدر و مادرم ارزاني داشته اي به من الهام فرما و توفيق مرحمت كن تا عمل صالحي كه موجب رضاي تو گردد انجام دهم و مرا به لطف و رحمت خود در زمره بندگان صالحت داخل نما. (۱۹)
و درباره همين ذات مقدس هم قرآن كريم دارد ﴿وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ﴾،[11] با اينكه ﴿إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ﴾…
سوره ۱۶: النحل
وَآتَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۲۲﴾
و به او در دنيا نيكى بخشيديم، و در آخرت از صالحان است. (۱۲۲)