احْشُرُوا الَّذينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ ﴿۲۲﴾ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿۲۳﴾

(در اين هنگام به فرشتگان دستور داده مي‏شود) ظالمان و همرديفان آنها و آنچه را مي‏پرستيدند … (۲۲) (آري آنچه را) جز خدا مي‏پرستيدند جمع كنيد و به سوي راه دوزخ هدايتشان نمائيد. (۲۳)

سپس خداوند به فرشتگانى كه مامور كوچ دادن مجرمان به دوزخند فرمان مى دهد: ظالمان و همرديفان آنها و آنچه را مى پرستيدند جمع آورى كنيد …

آرى آنچه را جز خدا مى پرستيدند حركت دهيد و به سوى دوزخ هدايتشان كنيد! …

احـشـروا از مـاده حـشر به گفته راغب در مفردات به معنى خارج كردن گروهى از مقر خود و گسيل داشتن آنها به ميدان جنگ و مانند آن است.

اين واژه در بسيارى از موارد به معنى جمع كردن نيز آمده است .

بـه هـر حـال ايـن سـخـن يا از ناحيه خداوند است، و يا از سوى گروهى از فرشتگان به گروه ديگرى كه مامور گردآورى و حركت دادن مجرمان به دوزخند، و نتيجه يكى است .

ازواج در اينجا يا اشاره به همسران مجرم و بت پرست آنها است، و يـا هـمفكران و همكاران و همشكلان آنها، زيرا اين كلمه به هر دو معنى آمده است، چنانكه در سوره واقعه آيه 7 مى خوانيم وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً: شما روز قيامت به سه گروه تقسيم مى شويد.

بـنـابـرايـن مـشـركان، با مشركان، و بدكاران و تاريك دلان، با اشباه و نظائر خود در صفوفى به سوى جهنم گسيل مى شوند.

و يـا ايـنـكـه مـنـظـور شـيـاطـيـنـى اسـت كـه هـم شـكـل و هـم عمل آنها بودند.

در عين حال اين معانى سه گانه با هم منافاتى ندارد و ممكن است در مفهوم آيه جمع باشد.

جـمـله مـا كانوا يعبدون اشاره به معبودهاى مشركان اعم از بتها و شياطين و انسانهاى جبارى هـمـچـون فـراعـنـه و نـمرودان است، و تعبير به به ما كانوا يعبدون (چيزهائى را كه مى پـرسـتـيـدنـد) مـمكن است به خاطر اين باشد كه اغلب معبودهاى آنها موجودات بيجان و غير عاقل بوده ، و اين تعبير به اصطلاح به خاطر تغليب است.

جـحـيم به معنى دوزخ از ماده جحمه (بر وزن ضربه) به معنى شدت برافروختگى آتش گرفته شده است .

جـالب اينكه تعبير مى كند آنها را به صراط جحيم هدايت كنيد، چه عبارت عجيبى؟ يك روز بـه سوى صراط مستقيم هدايت شدند ولى پذيرا نگشتند، اما امروز بايد به صراط جحيم هـدايـت شـونـد و مجبورند بپذيرند! اين سرزنشى است گرانبار كه اعماق روح آنها را مى سوزاند.

ايـن كـلامـى اسـت از خـداى تعالى به ملائكه، و معنايش اين است كه: ما به ملائكه گفتيم ايشان را محشور كنيد.

بعضى از مفسرين گفته اند: اين آيه كلامى است از ملائكه كه به يكديگر مى گويند.

و كلمه (حشر) - به طورى كه راغب گفته - به معناى اين است كه جماعتى از مقرشان به زور اخراج شوند تا به سوى جنگ و امثال آن روانه گردند.

…. تعبير به ماضى در كلمه (ظلموا) وصف را افاده مى كند و منظور از آن كسانى است كه داراى صـفـت ظـلم هستند، نه كسانى كه - و لو يك بار - مرتكب ظلم شده باشند، همچنان كـه اگـر كـسـى بـپرسد: فلانى در زندگى اش چه كرد؟ و شما در پاسخ بگويى ظلم كـرد. اين پاسخ شما هر چند فعل ماضى است، ولى فايده وصف را مى دهد و در كلام خداى تـعـالى از اينگونه تعبيرها بسيار است، مانند آيه (وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا و كساني كه تقواي الهي پيشه كردند گروه گروه به سوي بهشت برده مي‏شوند و آيه وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا و كساني كه كافر شدند گروه گروه به سوي جهنم رانده مي‏شوند و آيه لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ كساني كه نيكي كردند، پاداش نيك و زياده بر آن دارند) (كه در آيـه اول كـلمـه (اتـقوا) و در دومى كلمه (كفروا) و در سومى كلمه (أَحْسَنُوا) هر سـه فـعـل مـاضـى اسـت، ولى معناى وصف را افاده مى كند، و منظور كسانى است كه داراى صفت تقوى و يا كفر و يا احسان هستند، نه كسانى كه يك بار و دو بار تقوى يا كفر و يا احسان از ايشان سرزده باشد).

ظـاهـر از جـمـله (وَ أَزْوَاجَهُمْ) اين است كه مراد از (ازواج) قرين هاى شيطانى ايشان بـاشـد، چـون بـه حـكم آيه :

سوره ۴۳: الزخرف

وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ﴿۳۶﴾

هر كس از ياد خدا رويگردان شود شيطاني را به سراغ او مي‏فرستيم و همواره قرين او باشد. (۳۶)

وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ ﴿۳۷﴾

و آنها (شياطين) اين گروه را از راه خدا باز مي‏دارند، در حالي كه گمان مي‏كنند هدايت يافتگان حقيقي آنها هستند. (۳۷)

حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ﴿۳۸﴾

تا زماني كه نزد ما حاضر شود مي‏گويد: ايكاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود، چه بد همنشيني هستي تو! (۳۸)

كسانى كه از ياد خدا اعراض مى كنند قرينى از شيطان دارند.

بـعـضـى از مفسرين گفته اند: (مراد از (ازواج) اشباه و نظائر ايشان است، مى خواهد بـفـرمـايـد: هـركـسـى بـا نـظـيـر خـود محشور مى شود، اشخاص زناكار، با زناكاران، و اشخاص شرابخوار با شرابخواران محشور مى گردند).

ليـكـن ايـن تـفسير صحيح نيست، چون لازمه آن اين است كه مراد از (الّذين ظلموا) طايفه خـاصـى از اهـل هـر مـعـصـيـت بـاشـد و حـال آنكه عبارت آيه با آن نمى سازد علاوه بر اين ذيل آيه شريفه هم كه سخن از معبودهاى باطل دارد با اين تفسير سازش ندارد.

بـعـضـى ديـگر گفته اند: (مراد از (ازواج ) زنان كافر ايشان است) ولى اين وجه نيز مانند وجه قبليش ضعيف است.

و از ظـاهـر جـمله (و ما كانوا يعبدون من دون اللّه) بر مى آيد كه مراد از آن معبودها همان بـتـهـايـى اسـت كه مى پرستيدند؛ چون ظاهر لفظ (ما چيرهايى كه) همين بت ها است، چون اگر فرشتگان و يا جن و يا خدايان بشرى مراد بود، به جاى (ما) مى فرمود: من - (كـسـانـى كـه) پس آيه شريفه نظير آيه (إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ شما و آنچه غير از خدا ميپرستيد هيزم جهنم خواهيد بود و همگي در آن وارد میشوید) مى باشد.

مـمـكـن هـم هست مراد از لفظ (ما) اعم از خدايان بى شعور و باشعور باشد، و در نتيجه شـامـل فـراعـنـه و نـمـرودهـا هـم بـشـود، ولى بـنـابـر ايـن احـتـمـال هـم، مفهوم (ما) شامل ملائكه و حضرت مسيح (عليه السلام) نمى شود، چون در جمله (إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ) اين دو طايفه استثنا شده اند.

سوره ۲۱: الأنبياء

إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ ﴿۹۸﴾

شما و آنچه غير از خدا ميپرستيد هيزم جهنم خواهيد بود و همگي در آن وارد میشوید (۹۸)

لَوْ كَانَ هَؤُلَاءِ آلِهَةً مَا وَرَدُوهَا وَكُلٌّ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۹۹﴾

اگر اينها خدايان بودند هرگز وارد آن نمي‏شدند، و همه در آن جاودانه خواهند بود. (۹۹)

لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ ﴿۱۰۰﴾

آنها در آن ناله‏ هاي دردناك دارند، و چيزي نمي‏شنوند! (۱۰۰)

إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ ﴿۱۰۱﴾

(اما) كساني كه وعده نيك از قبل به آنها داده ايم (يعني مؤ منان صالح) از آن دور نگاهداشته مي‏شوند. (۱۰۱)

(فـاهدوهم الى صراط الجحيم ) - كلمه (جحيم ) در قرآن يكى از اسمهاى جهنم است كـه از مـاده (جـحـمه) مشتق شده، كه - بنا به گفته راغب - به معناى شدت سوزش آتش است.

وجه تعبير به هدايت در (فاهدوهم الى صراط الجحيم)

و مراد از اينكه فرموده: ايشان را به سوى صراط جحيم هدايت كنيد، اين است كه ايشان را به سوى جهنم ببريد و در جهنم بيفكنيد، چون كلمه هدايت همه جا به معناى راهنمايى نيست، بلكه گاهى به معناى رساندن به هدف و مقصد است.

بعضى از مفسرين گفته اند: (اگر بردن به سوى دوزخ را هدايت به سوى آن خوانده، از باب استهزاء است ). مثل (فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس به عذاب دردناك بشارتشان بـده )

در مـجـمـع البـيـان گـفته: (اين تعبير از اين جهت است كه كفار هم مانند ديگران لياقت و اسـتـعـداد آن را داشـتند كه به سوى بهشت هدايت شوند، خدا هم جز هدايت كارى ندارد، ولى خـود آنـان كـارهايى كردند كه هدايت خدا مبدل به هدايت به سوى دوزخ شود، و اين تعبير نـظـيـر تعبيرى است كه در آيه (فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس به عذاب دردناك بشارتشان بـده ) آمـده، چـون در ايـن آيـه نـيـز خـود كـفـار بـشـارت خـداى را مبدل به بشارت به سوى عذاب كردند).

حالا اين صحنه كه با نفخه صور حاصل شد و همه فهميدند كه «يوم الحشر» و «يوم الجزاء» است چه دستوري مي‌رسد؟ مي‌فرمايد اين سه گروه را يكجا كوچ ‌دهيد؛ «حشر» يعني كوچ همگاني، «يوم الحشر» همين است. ﴿احْشُرُوا﴾ اين سه گروه را؛ ﴿الَّذينَ ظَلَمُوا﴾, يك; ﴿وَ أَزْواجَهُمْ﴾, دو;﴿وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ٭ مِنْ دُونِ اللَّهِ﴾, سه. اين سه گروه را يكسر كوچ دهيد و به طرف جهنم ببريد. پيشگام همه اينها افرادي هستند كه ظالم‌ می باشند ﴿الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾،[9]چون بدترين ظلم همان كفر و شرك است كه ﴿إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ﴾.[10]

سوره ۲: البقرة

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۵۴﴾

اي كساني كه ايمان آورده‏ ايد! از آنچه به شما روزي داده‏ ايم، انفاق كنيد! پيش از آنكه روزي فرا رسد كه در آن، نه خريد و فروش است، و نه دوستي، و نه شفاعت (زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود). و كافران، خود ستمگرند، (هم به خودشان ستم مي‏كنند، هم به ديگران). (۲۵۴)

سوره ۳۱: لقمان

وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ﴿۱۳﴾

به خاطر بياور هنگامي را كه لقمان به فرزندش گفت - در حالي كه او را موعظه مي‏كرد - پسرم! چيزي را شريك خدا قرار مده كه شرك ظلم عظيمي است. (۱۳)

مقصود از «ازواج» در آيه ﴿احشروا الّذين ظلموا و ازواجهم ...﴾

براي كلمه «ازواج» وجوهي بيان كردند: يكي از آنها اين است كه بالأخره هر كدام با شيطاني كه جزء «شياطين‌الانس» يا «شياطين‌الجن» است قرين است كه در سوره مباركه «زخرف» فرمود: كسي كه از ياد خدا و نام خدا غفلت كند يك قرين سوئي دارد؛ آيه 36 سوره مباركه «زخرف» اين است: ﴿وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ هر كس از ياد خدا رويگردان شود شيطاني را به سراغ او مي‏فرستيم و همواره قرين او باشد﴾؛ هر كسي با شيطان خودش محشور مي‌شود که اين يكي از محتملات است. احتمال ديگر اين است كه منظور از اين «ازواج»، همسران مشرك باشد که اين خيلي بعيد است و تعبير ديگري كه يك مقدار مأنوس‌تر و ظاهرتر است، همان است كه در اول سوره مباركه «واقعه» از آنها به عنوان زوج ياد كرده است؛ فرمود وقتي صحنه قيامت متشكّل شد ﴿وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا ٭ فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا ٭ وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً﴾؛[11]

http://www.parsquran.com/data/show.php?lang=far&sura=56&ayat=0&user=far&tran=2

شما سه صنف هستيد و لازم نيست كه در گناه خاص مشترك باشيد؛ صنف ظالمان و فاسدان و كافران و منافقان اينها يك صنف هستند كه ﴿وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ﴾[12]هستند؛ لذا فرمود: ﴿احْشُرُوا الَّذينَ ظَلَمُوا﴾؛ «ازواج» اينها حالا عصيانشان يا اعتقادي است يا نفاقي است يا اخلاقي است يا حقوقی است يا عملي است يا شهوتي است يا غضبي است بالأخره ازواج اينها يعني اين صنفاند, اگر ما اين آيه را برابر آيه هفت سوره مباركه «واقعه» معنا كرديم ﴿وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً﴾مقرّبين يك زوج‌ هستند؛ يعني يك صنف می باشند، نه اينكه سه زوج هستيد؛ يعني شش گروه هستيد، زوج يعني يك صنف ﴿وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً﴾؛ يعني «اصنافاً ثلاثه»، نه اينكه سه زوج هستيد که سه دوتا شش‌تا، از اين قبيل نيست؛ يعني صنف‌تان سه‌تا است که بعضي مقرّب‌ هستند, بعضي جزء اصحاب يمين‌ هستند و بعضي جزء اصحاب شمال. اين‌جا كه فرمود: ﴿احْشُرُوا الَّذينَ ظَلَمُوا﴾ و ازواج اينها؛ يعني هم‌صنف‌هاي اينها از معصيت‌كاران، طاغيان، متمرّدان و مانند آن که هركدام از اينها يك صنف هستند، ﴿احْشُرُوا الَّذينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ ٭ مِنْ دُونِ اللَّهِ﴾.

وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ:

در بخش‌هاي ديگر فرمود:﴿إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ شما و آنچه غير از خدا ميپرستيد هيزم جهنم خواهيد بود [13] يا ﴿وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگها است[14]آن اصنام و اوثاني را هم كه مي‌پرستيديد، آنها را هم مي‌سوزانند که اين در حقيقت عذاب بر آن سنگ و چوب نيست، براي اينكه آنها احساسي ندارند، عذاب براي اين بت‌پرستان صنمي و وثني است كه مي‌بينند خود آنها و معبودهاي آنها الآن دارند مشتعل مي‌شوند؛ لذا درباره معبودها اين جا اين سخن را فرمود و در سوره مباركه «انبياء» معبوداني كه از عبادت كافران تبرّي جستند و بيزار بودند آن را استثنا كرده است؛ يعنی عدّه‌اي كه فرشتگان را مي‌پرستيدند يا مسيح(سلام الله عليه) را مي‌پرستيدند و مانند آن در بخش پاياني سوره مباركه «انبياء»؛ يعني آيه 101 استثنا فرمود…

علت تعبير به «هدايت» در راهنمايي سه گروه به سوي جهنم

مشكل اين است بعد از اينكه فرمود اينها را كوچ دهيد، فرمود: ﴿فَاهْدُوهُمْ إِلي‌ صِراطِ الْجَحيمِ﴾ اينها را به طرف جهنم راهنمايي كنيد؛ اين تعبير هدايت, اگر تعبير تَهَکُّمی (طعنه‌آمیز) و استهزايي باشد؛ نظير ﴿فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ﴾[18]قابل پذيرش است؛

ولي در جريان تبشير، گفتند آن‌جا تهكّم و استهزا نيست. تبشير همان‌طوري كه براي خبرهاي خوشحال‌كننده مطرح است، براي خبرهاي تلخ هم بشارت مطرح است، زيرا تبشير و بشارت به آن گزارشي مي‌گويند كه در شنونده اثر ايجاد كند ; اثرش هم در «بَشَره» (پوست صورت، ظاهر چهره، سیمای بیرونی انسان) او پيدا شود; خواه در اثر خوشحالي, نشاط در «بشره» او پيدا شود که اين مي‌شود تبشير يا در اثر بدحالي, آثار غم و اندوه در «بشره» او پيدا شود که اين مي‌شود تبشير؛ تبشير يعني گزارشي كه در بشره اثر بگذارد، اگر به اين معنا باشد «كما ذهب اليه جمعٌ»[19]اين ديگر تهكّم و استهزا و مسخره نيست ….

… مسرّت هم همين‌طور است؛ مسرّت هم به معناي خوشحالي نيست ـ در آن دعاي نوراني حضرت امام حسين(سلام الله عليه) دارد «وَ أَسارِيرِ صَفْحَةِ جَبِينِي و چین‌های صفحه پیشانی‌ام»[20]که اين خطوط چهره را اسارير مي‌گويند ـ مسرّت آن است كه در خطوط و «اسارير» چهره اثر بگذارد. اگر مسرّت به اين معنا بود، غم و نشاط هر دو مسرّت دارد؛ يعني در «اسارير» و خطوط جبهه اثر مي‌گذارد؛ حالا ممكن است كه اصطلاحاً مسرّت را در خبرهاي نشاط‌آور مطرح كنند. پس هدايت به اين دو وجه قابل توجيه است.