(49) مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ
(۴۹) (اما) جز اين انتظار نميكشند كه يك صيحه عظيم (آسماني) آنها را فرو گيرد در حالي كه مشغول جدال (در امور دنيا) هستند!
كلمه (نظر) به معناى انتظار است. و مراد از (صيحه) به شهادت سياق همان نفخه صور اولى است كه وقتى دميده مى شود همه مى ميرند، و اگر صيحه را به (وحدت) وصف كرده، براى اشاره به اين نكته است كه: امر كفار براى خدا (جلت عظمته) بسيار آسان است، و براى او بيش از يك صيحه كارى ندارد.
در آیه ۲۳ هم صحبت از یک صیحه آسمانی بود:
إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿۲۹﴾
فقط يك صيحه آسماني بود! ناگهان همگي خاموش شدند!! (۲۹)
و كلمه (يخصمون ) در اصل (يختصمون) بوده كه مصدر آن اختصام، به معناى مجادله و مخاصمه است.
و اين آيه شريفه جوابى است از اينكه كفار به عنوان استهزا گفتند: (پس اين وعده كى است، اگر راست مى گوييد) خداى تعالى هم در اين جمله كفار مسخره كننده را سخريه و استهزا كرده، و به امر آنان بى اعتنايى نموده.
و معناى آن اين است كه: اينها كه مى گويند (پس اين وعده كى است)؟ در اين گفتارشان جز يك صيحه را منتظر نيستند، و اين يك صيحه فرستادنش براى ما آسان است، نه هزينه اى دارد و نه زحمتى، صيحه اى كه وقتى ايشان را بگيرد ديگر راه گريز و نجاتى برايشان نمى گذارد، بلكه ايشان را در حالى مى گيرد كه كاملا از آن غافلند، و در بين خود مشغول مخاصمه مى باشند.
آيه بعد به اين سؤال توأم با سخريه يك پاسخ محكم و جدى داده مى گويد: قيام قيامت و پايان اين جهان براى خدا مساله پيچيده و كار مشكلى نيست : آنها جز اين انتظار نمى كشند كه يك صيحه عظيم آسمانى فرا رسد و آنان را ناگهانى فرو گيرد در حالى كه مشغول جنگ و جدال در مورد دنياى خويش هستند! (مَا يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ).
همين يك فرياد عظيم آسمانى كافى است كه همه را در يك لحظه كوتاه، هر كدام در همان مكان و همان حالتى كه هستند قبض روح كند، و زندگى پر غوغاى مادى آنها كه معركه دعواها و ميدان جنگ دائمى آنان است جاى خود را به دنيائى خاموش و خالى از هر سر و صدا بدهد (فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ناگهان همگي خاموش شدند).
در روايات اسلامى از پيغمبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمده است كه اين صيحه آسمانى آنچنان غافلگيرانه است كه دو نفر در حالى كه پارچه اى را گشوده اند و مشغول معامله اند پيش از آنكه آن را برچينند و بپيچند جهان پايان مييابد! و كسانى هستند كه در آن لحظه لقمه غذا از ظرف برداشته اما پيش از آنكه به دهان آنها برسد صيحه آسمانى فرا ميرسد و جهان پايان مى يابد، كسانى هستند كه مشغول تعمير و گل مالى حوضند تا چهار پايان را سيراب كنند پيش از آنكه چهار پايان سيراب شوند قيامت بر پا ميشود! (تقوم الساعة و الرجلان قد نشرا ثوبهما يتبايعانه فما يطويانه حتى تقوم !، و الرجل يرفع اكلته الى فيه فما تصل الى فيه حتى تقوم !، و الرجل يليط حوضه ليسقى ماشيته فما يسقيها حتى تقوم !).
(يَخِصِّمُونَ) از ماده خصومت به معنى نزاع و جنگ است. اما در چه چيز آنها جدال ميكنند؟ در آيه ذكر نشده است، ولى پيداست كه منظور جدال در امر دنيا، و امور زندگى مادى است، ولى بعضى آن را به معنى جدال در امر (معاد) گرفته اند، در حالى كه معنى اول مناسبتر به نظر ميرسد، هر چند اراده معنى جامعى كه شامل هر دو شود و هر گونه جدال و مخاصمه را در بر گيرد نيز بعيد نيست.
قابل توجه اينكه ضميرهاى متعدد موجود در آيه همه، به مشركان مكه بر ميگردد كه در امر معاد ترديد داشتند، و از روى استهزا مى گفتند: قيامت كى بر پا خواهد شد؟
ولى مسلم است منظور شخص آنها نيست، بلكه نوع آنهاست (نوع انسانهاى غافل و بي خبر از امر معاد) زيرا آنها مردند و اين صيحه آسمانى را هرگز نديدند.
به هر حال قرآن با اين تعبير كوتاه و قاطع به آنها هشدار ميدهد كه اولا قيامت به طور ناگهانى و غافلگيرانه بر پا ميشود، و ثانيا موضوع پيچيده اى نيست كه آنها در امكانش به بحث و مخاصمه برخيزند، با يك صيحه، همه چيز پايان ميگيرد و دنيا به آخر ميرسد.
آنگاه خود ذات اقدس الهي به وسيله پيغمبر و مانند آن درباره اينها اظهارنظر ميكند، ميفرمايد: ﴿مَا يَنظُرُونَ﴾ اين تهديد است؛ يعني «ما ينتظرون»، اينها منتظر هيچ چيزي نيستند ﴿إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً﴾ … ما با يك تشر عالَم را به هم ميزنيم ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ اى مردم از پروردگار خود پروا كنيد چرا كه زلزله رستاخيز امرى هولناك است﴾[19] همينطور است، جهانلرزه غير از زمينلرزه است؛ تنها زمين نميلرزد، كلّ آسمان و زمين, شمس و قمر و همه ستارهها دفعتاً فرو ميريزند. ﴿مَا يَنظُرُونَ﴾؛ يعني «ما ينتظرون» ﴿إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً﴾ كه ﴿تَأْخُذُهُمْ﴾.
ظهور دشمني مشركان با يكديگر در قيامت و علّت آن
…﴿وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ﴾ … وقتي گفتند اختلاف دارند؛ يعني مخالف يكديگرند, «اختلف» فعلي نيست كه انسان با خودش اختلاف داشته باشد ... «اختلف»؛ يعني با ديگري اختلاف دارد... آنها كه به حسب ظاهر در دنيا دوست هستند، چون دوستيِ اينها باطل است، دشمنيِ اينها حق است؛ دوستيِ اينها كِذب است، دشمنيِ اينها صدق است. روز قيامت كه روز صدق .. و روز… حق است دشمني ظاهر ميشود; لذا فرمود: ﴿الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ دوستان در آن روز دشمن يكديگرند مگر پرهيزگاران﴾،[21] چرا اينها دشمن يكديگرند؟ اينهايي كه در كنار يك ميز دارند قمار ميكنند, در كنار يك ميز دارند نقشه بد ميكِشند، چرا دشمن يكديگرند؟ چون راه, راه باطل است؛ دوستيِ در راه باطل هم باطل است … قيامت، روز حق است و هر چه حق است ظاهر ميشود… اگر دوستيِ اينها باطل بود، دشمنيِ اينها حق است ... اگر كسي عزيزِ بيجهت بود ﴿أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ خود بزرگبينى او را به گنهكارى كشاند﴾[22] اين ذليل باجهت است ﴿وَ إِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ و چون به او گفته شد از خداوند پروا كن، خود بزرگبينى او را به گنهكارى كشاند﴾ به كسي امر به معروف و نهي از منكر كني به اين عزّت كاذب او برميخورد ﴿وَ إِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ﴾ اين عزيزِ بيجهت به او برميخورد كه كسي امر به معروف ونهي از منكر كرده است، پس اين عزيزِ بيجهت است، وقتي عزّت او بيجهت بود ذلّتش باجهت است. قيامت, ظرف ظهور حق است، چون ظرف ظهور حق است اين شخص عزيزِ بيجهت بود و ذليل باجهت, ذلّتِ آن روز ظهور ميكند؛ لذا عذاب «هُون»[23] و عذاب «مُهِين»( خوار کننده)[24] دامنگير او ميشود، غير از آن عذابي كه ﴿كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا هر چه پوست تن آنها بسوزد آنان را پوست دیگری جایگزین کنیم تا (سختی) عذاب را بچشند﴾؛[25] آن خواري و رسوايي و فضيحت دامنگير او ميشود... پس اگر كساني كه كنار ميز قمار و ميز نقشهكشي هستند و دوستيِ اينها بيجا بود، دشمنيِ اينها بهجاست؛ دوستي اينها باطل بود، دشمني اينها حق است. قيامت هم ظرف ظهور حقيقت است لذا ﴿الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ دوستان در آن روز دشمن يكديگرند﴾ و متّقيان كه دوستيِ اينها حق بود قيامت همين حق ظهور ميكند; لذا متّقيان را استثنا فرمود.[26]
------
درباره اين صيحه يك بيان نوراني از امام سجاد(سلام الله عليه) مرحوم مجلسي(رضوان الله عليه) نقل كرد كه سه نفخه در عالَم هست: نفخه اول و دوم و سوم.[6]
https://www.aparat.com/v/7iGqL
https://www.makarem.ir/maaref/fa/article/index/417052/%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%c2%ab%d9%86%d9%81%d8%ae-%d8%b5%d9%88%d8%b1%c2%bb-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d8%aa
اثبات نفخه اول (نفخه وحشت و فزع) طبق آيات آسان نيست، اما نفخه دوم و سوم چرا؛ شايد آن مقدمات نفخه اُوليٰ را وجود مبارك امام سجاد(سلام الله عليه) نفخه ديگر دانست، بالأخره آنكه در بحار مرحوم مجلسي از وجود مبارك امام سجاد(سلام الله عليه) نقل شده است سه نفخه است؛ ولي قرآن كريم معمولاً دو نفخه را نقل ميكند.
سوره ۳۹: الزمر
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ ﴿۶۸﴾
و در صور دميده ميشود، و تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند ميميرند مگر كساني كه خدا بخواهد، سپس بار ديگر در صور دميده ميشود، ناگهان همگي بپا ميخيزند، و در انتظار (حساب و جزا) هستند. (۶۸)
سوره ۲۷: النمل
وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ ﴿۸۷﴾
به خاطر بياوريد روزي را كه در صور دميده ميشود و تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند در وحشت فرو ميروند جز كساني كه خدا به خواهد و همگي با خضوع در پيشگاه او حاضر ميشوند. (۸۷)
گروهي از اوحديّ از اولياي الهي اينها هم از آن فزع اكبر و هم از آن «صعقه» عمومي مستثنا هستند…
…. در صحنه قيامت كه از آن به فزع اكبر[9] ياد كردهاند، عدّهاي … مستثنا هستند که ﴿لا يَسْمَعُونَ حَسيسَها وَ هُمْ في مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ آنها صداي آتش دوزخ را نميشنوند و در آنچه دلشان بخواهد جاودانه متنعم هستند.﴾.[10]
سوره ۲۱: الأنبياء
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ ﴿۱۰۱﴾
(اما) كساني كه وعده نيك از قبل به آنها داده ايم (يعني مؤ منان صالح) از آن دور نگاهداشته ميشوند. (۱۰۱)
لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ ﴿۱۰۲﴾
آنها صداي آتش دوزخ را نميشنوند و در آنچه دلشان بخواهد جاودانه متنعم هستند. (۱۰۲)
لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۱۰۳﴾
وحشت بزرگ آنها را اندوهگين نميكند، و فرشتگان به استقبالشان ميروند (و ميگويند) اين همان روزي است كه به شما وعده داده ميشد. (۱۰۳)
—--—---
… بين سوره «نمل» و سوره «زمر» … يك هماهنگي هست,…. چون آنها كه مدهوش نبودند ديگر بيهوش نشدند كه در نفخه صور دوم به هوش بيايند (که در سوره نمل آمده است)، اينها همواره هستند. آنكه سعدی ميگويد: «ما زنده به ذكر دوست باشيم٭٭٭ ديگر حيوان به نفخه صور»؛[11] يعني ساير زندهها با نفخ صور زنده ميشوند، ناظر به اين گروه است که اينها در هر دو نفخه حاضر هستند، براي اينكه اگر فزع اكبر است اينها مستثنا هستند, اگر نفخه صور و «صعقه» و مدهوشي است اينها مستثنا هستند, چون مستثنا هستند جامع بين «نفختين» هستند؛ هم نفخ اول را و هم نفخ دوم را درك ميكنند…. ديگر از آن به بعد نه خواب است، نه غفلت هست و مرگي هم نيست.
به هر حال بين نفخ اول و نفخ دوم … قرآن كريم يك عده را استثنا كرده است…او ميتواند اشاره كند به اهل بيت(عليهم السلام) كه ما به نام دوست زندهايم؛ در نفخه اول هستيم, در نفخه دوم هستيم, بين نفختين هستيم و از بين نميرويم. كساني كه «وجه الله» باشند در دعاها هست که «أَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِياءُ كجاست آن وجه اللاهى كه دوستان خدا به جانب او روى مى آورند»[43]«وجه الله» نميخوابد, «وجه الله» نابود نميشود, «وجه الله» محكوم نفخ اول نيست, «وجه الله» محكوم هيچ نفخهاي نخواهد بود…
در نفخه دوم ﴿فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ناگهان همگي نزد ما حاضر ميشوند.﴿۵۳﴾﴾ما اينها را ميآوريم، خودشان كه نميآيند ما اينها را احضار ميكنيم؛ آن وقت در سوره مباركه «صافات» و «ص» و امثال ذلك «مخلَصين» را استثنا كرده فرمود همه را ما احضار ميكنيم مگر «مخلَصين», «مخلَصين» حضور دارند اما آنها را جلب نميكنيم و اينها هميشه هستند. در صحنه قيامت كه سخن از احضار است مخلَصين را استثنا فرمود. ﴿جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ﴾با آن آيهاي كه «مخلَصين» را استثنا ميكند منافات ندارد.
سوره ۳۷: الصافات
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿۱۲۷﴾
پس او را دروغگو شمردند و قطعا آنها احضار خواهند شد (۱۲۷)
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۲۸﴾
مگر بندگان پاكدين خدا (۱۲۸)
… الآن با اينكه اينها مُردند، با توجه به آن همه اعمال را ميبينند. اين … آيه سوره مباركه «توبه» كه ناظر به همين بخش است، فرمود: ﴿قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ بگو عمل كنيد، خداوند و فرستاده او و مؤ منان اعمال شما را ميبينند﴾؛[12] «اليوم» ائمه ميبينند كه ما داريم چه كار ميكنيم, «اليوم» وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) دارد ميبيند ما چه کار ميكنيم …