(6) لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ
(6) لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ
(۶) تا قومي را انذار كني كه پدران آنها انذار نشدند و لذا آنها غافلند.
اين آيه هدف اصلى نزول قرآن را به اينگونه شرح مى دهد: قرآن را بر تو نازل كرديم تا قومى را انذار كنى كه پدران آنها انذار نشدند و به همين دليل آنها در غفلت فرو رفته اند.
مسلما منظور از اين قوم همان مشركان عرب مى باشد و اگر گفته شود به اعتقاد ما هيچ امتى بدون انذار كننده نبوده ، و زمين هرگز از حجت خدا خالى نخواهد شد، بعلاوه در آيه 24 سوره فاطر خوانديم وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ: هيچ امتى نبود مگر اينكه بيم دهنده اى در آنها وجود داشت .
در پاسخ ميگوئيم منظور از آيه مورد بحث انذار كننده آشكار و پيامبر بزرگى است كه آوازه او همه جا بپيچد، و گرنه در هر زمانى حجت الهى براى مشتاقان و طالبان وجود دارد، و اگر مى بينيم دوران ميان حضرت مسيح (عليه السلام ) و قيام پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) را دوران فَترَت شمرده اند نه به اين معنى است كه مطلقا حجت الهى براى آنها وجود نداشته ، بلكه فَترَت از نظر قيام پيامبران بزرگ و اولوالعزم است .
و در اينكه مراد از (قوم ) چه كسانى است، دو احتمال هست:
احتمال اول اينكه: مراد قريش و آنان كه ملحق به قريشند بوده باشد، در اين صورت مراد از (آباى قريش ) پدران نزديك ايشان است كه انذار نشده بودند، چون پدران دورتر ايشان امت اسماعيل ذبيح اللّه (عليه السلام)، و همچنين پيغمبرانى ديگر بودند كه مبعوث بر عرب شدند، مانند: هود و صالح و شعيب (عليهم السلام).
احتمال دوم اينكه: منظور از (قوم ) همه مردم معاصر رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بوده باشند، چون رسول اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) تنها به قريش مبعوث نبود، بلكه رسالتش جهانى و عمومى بود. در اين صورت باز منظور از پدران بشر آن روز كه انذار نشده بودند، همان پدران نزديكشان است، چون آخرين رسولى كه معروف است قبل از پيامبر اسلام مبعوث شده عيسى (عليه السلام) است، كه او نيز مبعوث بر عامه بشر بود، ناگزير منظور از پدران انذار نشده مردم، چند پشت پدرانى است كه در فاصله زمانى بين عصر پيامبر اسلام و زمان عيسى (عليه السلام) در اين چند صدساله فترت قرار داشته اند.
﴿لِتُنذِرَ قَوْماً﴾ با اينكه همه انبيا و همه كُتب آسماني براي تبشير و انذار است اما در فضاي جاهليت آنچه اثربخشتر است, انذار است, هشداري است; لذا خداي سبحان به وجود مبارك حضرت(صلّي الله عليه و آله و سلّم) دستور داد ﴿قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و انذار كن﴾[22] با اينكه «بَشِّر» هم در آن بود اما اوّلين تَشري كه انبيا به افراد جاهلي, مبتلايان به جاهليّت ميزنند همان هشدار است ﴿قُمْ فَأَنذِرْ﴾ اينجا هم فرمود: ﴿لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ﴾.
در بخش ديگري از همين سوره كه فرمود افرادي كه وحي را از شما ميپذيرند در حقيقت انذار شما نسبت به آنهاست و انذار شما با تبشير همراه است آيه يازده همين سوره اين است كه ﴿إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ تو تنها كسي را انذار ميكني كه از اين يادآوري الهي پيروي كند، و از خداوند رحمان در پنهان بترسد، چنين كسي را به آمرزش و پاداش پر ارزش بشارت ده!﴾ در اينجا جمع بين انذار و تبشير است ولي براي آنها انذار است براي اينكه آنها هرگز «شوقاً الي الجنّة» كار نميكردند قسمت مهم «خوفاً من النار» بود و خوف هم نداشتند براي اينكه ـ معاذ الله ـ معاد را منكر بودند.
قرينه ﴿فَهُمْ غَافِلُونَ﴾ نشان ميدهد كه اين ﴿ما﴾, «ما» نافيه است گروهي را انذار كنيد كه نه تنها اينها بلكه پدرانشان هم غافل بودند اينها وارث غفلت پدران هم هستند مدتهاست كه اينها در غفلت به سر ميبرند.
گرچه ما غفلت نكرديم, يك; ﴿مَا كُنَّا غَائِبِينَ﴾[23] غيبت نكرديم, دو; همه جا كلام ما حضور داشت, همه جا وحي ما حضور داشت هم گفتيم: ﴿ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا سپس پیغمبران خود را پی در پی فرستادیم﴾[24]يعني متواتر, اين ﴿تَتْرَا﴾ …اصلش «وَتْرا» بود …هر خبر تَكي را ميگويند وَتْر در برابر شفع (جفت), اين تك تكها وقتي به هزار و امثال هزار رسيد اين وتر وترها وقتي فراوان شد ميشود متواتر; فرمود انبيا تك تك هستند اما گسيخته نيستند ﴿ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا﴾ يعني متواتر. حرفهاي انبيا, صحف انبيا, كتب انبيا هم كاملاً متصل است ﴿لَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ و براى آنان سخن در سخن پيوستيم﴾[25]ما هرگز بريده نكرديم, نبريديم, قطع نكرديم; منتها يا پيامبر هست يا وصيّ پيامبر امام معصوم هست يا عالمان و روحانيون معظّم كه شاگردان آنها و ورثه آنها هستند آن حرف را نقل ميكنند اين در هر جامعهاي در هر عصر و مصري هست اينچنين نيست كه ملّتي بدون حجّت باشند وگرنه ذات اقدس الهي عِقاب نميكند; منتها مستقيماً در هر زمان پيامبري بيايد اينچنين نيست … اينكه فرمود غافل بودند نه يعني ما اتمام حجّت نكرديم ما اتمام حجّت كرديم حرفهاي بزرگاني كه جزء حنفا (حنفای عصر جاهلی، به کسانی که بتپرستی را، دینی شایسته پیروی نمیدانستد، به بقایای موجود آیین ابراهیمی گرویده و خود را "حنفا" میخواندند.) بودند در مكه يادشان هست. ولي اينها پدرانشان غافل بودند براي اينكه مردم مكه ارتباطشان با وحي تقريباً قطع بود براي اينكه اينها فرزندان ابراهيم(سلام الله عليه) بودند فاصله زياد بود اما پيروان حضرت مسيح كه در مكه نبودند آنها هم فاصلهشان از حضرت مسيح كم نبود بين حضرت مسيح و وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) برخيها انبيايي را نظير خالد و امثال خالد نقل كردند مرحوم مجلسي(رضوان الله عليه) اين را نقل كردند[26] بالأخره علما بودند, مشايخ بودند, كتابها مانده بود, حجّت الهي بود حداقل بر اساس «إنّ لله علي الناس حجّتين» [27]حجّت عقلي بود كه جلوي شرك و بتپرستي را گرفت اگر مسئله نماز و روزه و خمس و زكات و اينها نبود مسئله محال بودن شرك و ضرورت توحيد و اينها بود اين برهان عقلي كه دلالت ميكرد بر اينكه شرك باطل است توحيد حق است با اينها بود. فرمود: ﴿لِتُنذِرَ﴾ قومي كه پدرانشان غافل بودند چه رسد به فرزندانشان.
https://fa.wikifeqh.ir/%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%AF%20%D8%A8%D9%86%20%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%86%20%D8%B9%D8%A8%D8%B3%DB%8C
اگر اين «ما» موصوفه يا موصوله يا مصدريّه باشد ﴿فَهُمْ غَافِلُونَ﴾ يعني اينها غافل بودند نه پدرانشان ﴿لِتُنذِرَ قَوْماً﴾ چه کسی را انذار بكنيم؟ هماني را كه آبايشان انذار داشتند و اگر آنچه ما به آباي آنها گفتيم به اينها نگوييم اينها ميشوند غافل.
در بخشهايي از سوره مباركه «سبأ» آنجا گذشت كه قبلاً ما براي اينها پيامبري نفرستاديم در همان سوره مباركه «سبأ» به اين صورت نازل شد؛ آيه 44 ﴿وَمَا آتَيْنَاهُم مِن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ و به آنان كتابهايى [آسمانى] نداده بوديم، كه آنها را بخوانند و بياموزند، و پيش از تو به سوى آنان [پيامبر] هشداردهندهاى نفرستاده ايم﴾ نسبت به مردم مكه ما قبل از شما پيامبري نفرستاديم و در بخشهاي ديگر هم از همين جريان نيامدن وحي الهي سخن به ميان آمد كه ما قبلاً براي اين گروه چيزي نفرستاديم آيه 46 سوره مباركه «قصص» اين است ﴿لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أَتَاهُم مِن نَّذِيرٍ مِن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ تا قومى را كه هيچ هشداردهنده اى پيش از تو برايشان نيامده است بيم دهى باشد كه آنان پندپذيرند﴾بنابراين اين «ما» اگر نافيه باشد اُولاست; لذا در بخشهاي ديگر وقتي افراد جاهلي قبلي اين حرفها را ميشنيدند ميگفتند: ﴿مَا سَمِعْنَا بِهَذا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ [ما]در ميان پدران نخستين خود چنين [چيزى] نشنيده ايم﴾ما بتپرست بوديم آنچه از پدران ما رسيده است احترامگذاري به بتها بود اين حرفي كه اين مدّعي نبوّت دارد يك حرف تازه است ما از گذشتههايمان اين حرفها را نشنيديم ﴿اين گونه از آيات تأييد ميكند كه اين ﴿مَا﴾, «ما»ي نافيه است.
پرسش: راجع به ﴿لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ﴾مگر قرآن نمی گويد ﴿إن مِن أمَّةٍ إلَّا خَلا فيها نَذِيرٌ﴾؟[12]
پاسخ: … به تمام افراد تبهكار كه وارد جهنم ميشوند ميگويند: ﴿أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ﴾[13] اين ﴿أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ﴾ كه قبلاً بحث شد همين بود هيچ جهنمي نيست مگر اينكه فرشتههاي جهنم(سلام الله عليهم) به او ميگويند مگر نذير نيامده, نذير، تنها پيغمبر و امام نيست عالِم محل, امام جماعت, سخنران محل, واعظ محل, مسئلهگوي محل اينها نذيرند, حجّت الهي را دارند ميگويند, اگر تمام جهنميها هنگام گرفتاري به جهنم فرشتهها به آنها ميگويند: ﴿أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ﴾ خب اين معنايش اين است كه پيامبر مگر براي تو نيامد, مگر زماني كه انبيا بودند درِ خانه هر فردي ميرفتند يا جانشينان ميرفتند يا عالمان ميرفتند يا مبلّغان ميرفتند يا سفرايي كه انبيا اعزام ميكردند ميرفتند اينها ديگر نذير الهي بودند يك روحاني محل, يك امام جماعت, يك واعظ كه احكام الهي را براي مردم آن محل ميگويد اين نذير است هيچ وقت اينچنين نيست كه اين در قيامت بتواند بگويد خدايا پيغمبر كه در خانه ما نيامده ميگويد خب بالأخره او شاگرد پيغمبر بود او هم حرف پيغمبران را زد از خودش كه نگفت, آن روحاني محل, آن امام جماعت, آن واعظ كه از خودش نگفت او هم گفت «قال النبي, قال الوصي» ﴿أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ﴾ آنها حرفي براي گفتن ندارند.
نذیر:
سوره ۴۱: فصلت
كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿۳﴾
كتابي كه آياتش هر مطلبي را در جاي خود بازگو كرده است، فصيح و گويا براي جمعيتي كه آگاهند. (۳)
بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿۴﴾
قرآني كه بشارت دهنده و بيم دهنده است، ولي اكثر آنان رويگردان شدند، لذا چيزي نميشنوند. (۴)
https://fa.wikifeqh.ir/%D9%86%D8%B0%DB%8C%D8%B1_(%D9%85%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AA%E2%80%8C%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86)
https://tanzil.net/#search/quran/%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C
دوره فترت
http://qurannotes.blogfa.com/category/58