وحی در قرآن و در اصطلاح اسلامی
مکارم شیرازی (آبی) و مصباح یزدی (بنفش):
در تمام کاربردهای قرآنی وحی، یك نوع القای پنهانی لحاظ شده است.
وحی در قرآن
اول: وحى "نبوّت و رسالت" که در آیه شریفه: «اِنّا اَوْحَیْنَا اِلَیْکَ کَمَا اَوْحَیْنَا اِلى نُوح وَ النَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ...»؛ (ما به تو وحى فرستادیم; همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحى فرستادیم).(1)
دوم: وحى "هدایت غریزی" قرآن گاهی از القای برخی آگاهیها به موجوداتی چون زنبور عسل سخن میگوید که در آیه: «وَأَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ»؛ (و پروردگار تو، به زنبور عسل "وحى" [الهام غریزى] نمود که: "از کوهها و درختان و داربست هایى که [مردم] مى سازند، خانه هایى برگزین).(2) این وحی همان غریزهای است كه خداوند در زنبور عسل قرار داده است؛ یعنی به آن فهمانده كه كجا خانه بسازد و چگونه شیرة گل را مکیده، آن را به عسل تبدیل كند. دلیل كاربرد وحی برای این نوع فهماندن، پنهانی بودن آن است.
سوم: وحى "اشاره"، همان گونه که خداوند متعال درباره زکریا(علیه السلام) فرمود: «فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَاَوْحى اِلَیْهِمْ اَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیّاً»؛ (او از محراب عبادت به سوى مردم بیرون آمد؛ و با اشاره به آنها گفت:" [به شکرانه این موهبت،] صبح و شام [خدا را] تسبیح گویید.").(مریم:11)
خداوند در آیه دیگری در بیان این ماجرا، بهجای واژه «وحی»، از واژه «رمز» استفاده كرده است:
قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَةً قالَ آیَتُكَ أَلاّ تُكَلِّمَ النّاسَ ثَلاثَةَ أَیّامٍ إِلاّ رَمْزاً وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِیراً وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالإِبْكارِ(آلعمران:41)؛
«گفت: پروردگارا، برای من نشانهای قرار ده. فرمود: نشانة تو این است كه سه روز با مردم سخن نگویی، مگر با اشاره؛ و پروردگار را بسیار یاد كن و شامگاهان و بامدادان او را تسبیح گوی».
این آیه، قرینهای است بر اینکه در آیه قبلی نیز وحی بهمعنای بیان رمزی و اشارهای است؛ اشارهای كه بیشتر با لبها و گاهی با ابرو، چشم و یا دست انجام میگیرد و چون همهكس معنای این اشارات را درنمییابند، قرآن آن را وحی خوانده است.(1)
چهارم: وحى "تقدیر الهی در نظام هستی"، همان گونه که مى فرماید: «وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا»؛ (و در هر آسمانى امر [و برنامه] آن [آسمان] را وحى [و مقرّر] فرمود).(فصلت:12)
پنجم: وحى "امر"، همان گونه که درباره حواریین مى خوانیم: «وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَ بِرَسُولِی»؛ (و [به یاد آور] زمانى را که به حواریون وحى فرستادم که: "به من و فرستاده من، ایمان بیاورید").(5)
ششم: وحى "دروغ پردازى, القای شیطانی"، قرآن گاهی وحی را در معنای لغویاش برای اشاره به وسوسههای پنهان شیطانی به كار میبرد:آن گونه که خداوند درباره شیاطین مى فرماید: «یُوحِى بَعْضُهُمْ اِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً»؛ (آنها بطور سرّى سخنان ظاهر فریب و بى اساس [براى اغفال مردم] به یکدیگر القا مى کردند).(6)
وَإِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ(انعام:121)؛ «بهراستی شیطانها به دوستان خود القا میكنند».
اطلاق وحی بر وسوسههای شیطانی ازآنروست كه این امر همواره پنهانی صورت میپذیرد. شیطانهای بشری میكوشند به گونهای دیگران را گمراه كنند كه خودشان متوجه نشوند و شیطانهای جن، بدون استفاده از الفاظ و بهصورت پنهانی آنچه را میخواهند به دیگران انتقال میدهند
هفتم: وحى "الهام"
قرآن كریم دربارة الهام به مادر حضرت موسی(2)علیه السلام میفرماید: وَأَوْحَیْنا إِلی أُمِّ مُوسی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ(قصص:7)؛ «و به مادر موسی وحی كردیم كه اورا شیر ده؛ پس چون بیمناك شدی، او را در دریا[ی نیل] بیفكن».
هشتم : وحى "پیام الهی به فرشتگان"
قرآن گاهی سخن گفتن خداوند با فرشتگان را نیز با مادة وحی بیان میكند: إِذْ یُوحِی رَبُّكَ إِلَی الْمَلائِكَةِ أَنِّی مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا (انفال:12)؛ «هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی كرد كه من با شما هستم، پس آنان را كه ایمان آوردهاند استوار سازید».
نهم : فرستادن روح بر پیامبر
برخی از آیات قرآن از نزول و وحی یك «روح» بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله سخن میگویند: وَكَذلِكَ أَوْحَیْنا إِلَیْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتابُ وَلاَ الإِیمانُ وَلكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا (شوری:52)؛ «و اینگونه روحی از [سنخ] امر خودمان بهسوی تو فرستادیم. تو نمیدانستی كتاب چیست و ایمان [كدام است]؛ ولی آن را نوری قرار دادیم كه هركسی از بندگان خود را بخواهیم، بهوسیلة آن راه مینماییم»
آیات و روایات دلالت دارد كه «روح» در آیة بالا و آیات مشابه، نه جبرئیل،(1)بلكه موجودی آسمانی است كه همراه جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل میشده است. چنانكه در قرآن میخوانیم: تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ(قدر:4)؛ «در آن [شب] فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان، برای هر كاری [كه مقدر شده است] فرود میآیند».(2)
10: وحى "تأیید (پشتیبانی) عملی پیشوایان"، چنان که درباره جمعى از پیامبران مى فرماید: «وَ جَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّةً یَهْدُونَ بِاَمْرِنَا وَ اَوْحَیْنَا اِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ...»؛ (و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما، [مردم را] هدایت مى کردند؛ و انجام کارهاى نیک را به آنها وحى کردیم).(7).(8)
اَللّـهُمَّ تُبْ عَلَیَّ حَتّي لا اَعْصِيكَ وَاَلْهِمْنِي الْخَيرَ وَالْعَمَلَ بِهِ
خدايا توبه ام ده تا نافرمانيات نكنم و به دلم انداز كار نيك را و عمل بدان
(دعای ابوحمزه ثمالی)
تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَأَنْتَ أَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ
آن که تو را شکر کند شکرش کنی، در صورتی که خودت آن شکر را به او الهام فرمودی
(دعای وداع امام سجاد (ع) با ماه مبارک رمضان, دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه)
نکته ای که باید به آن توجه داشت تفاوت اصطلاحات قرآنی و اصطلاحات کنونی اسلامی میباشد به طور مثال واژگان شهید, حجاب, تَفَقَّهُ, وحی در اصطلاحات قرآن و اصطلاحات اسلامی کنونی متفاوت می باشد.
مفهوم اصطلاحی وحی
در اصطلاح اسلامی، واژة «وحی» تنها بر دریافتهای نبوی اطلاق میشود. بنابراین حتی آنچه از علوم غیبی كه طبق عقیده شیعه و تأیید آیات و روایات، خداوند بر اهل بیت علیهم السلام الهام میكند، مشمول وحی اصطلاحی نیست.(1)
برای نشان دادن این تمایز، امامان معصوم شیعه علیهم السلام «مُحَدَّث» خوانده میشوند؛ یعنی كسانی كه فرشتگان با ایشان سخن میگویند.(2) یکی از القاب حضرت زهرا علیهاالسلام نیز «مُحَدَّثَه» است و منابع روایی شیعه دلیل آن را اینگونه بیان كردهاند: إنما سمیت فاطمة محدثة لأن الملائكة كانت تهبط من السماء فتنادیها كما تنادی مریم بنت عمران فتقول: «یا فاطمة إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفاكِ عَلی نِساءِ الْعالَمِینَ. یا فاطمة اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَاسْجُدِی وَارْكَعِی مَعَ الرَّاكِعِینَ».(3) (شیخ صدوق)، علل الشرایع، فاطمه علیهاالسلام را «محدثه» گویند، چون ملائکه از آسمان به پایین مى آمدند و همان گونه که ملائکه با حضرت مریم علیها السلام سخن مى گفتند، با حضرت زهرا علیهاالسلام نیز سخن مى گفتند. ملائکه به حضرت زهرا علیهاالسلام گویند: «یا فاطمة! إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ یا فاطمة! اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَاسْجُدِی وَارْكَعِی مَعَ الرَّاكِعِینَ» حضرت فاطمه علیهاالسلام با ملائکه سخن مى گفت و فرشتگان نیز با آن حضرت سخن مى گفتند.
وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ (آل عمران ـ 42)
و [یاد كن] هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مریم، خداوند تو را برگزیده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است.»
یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَاسْجُدِی وَارْكَعِی مَعَ الرَّاكِعِینَ (آل عمران ـ43)
«اى مریم، فرمانبرِ پروردگار خود باش و سجده كن و با ركوع كنندگان ركوع نما.»
قرآن این نوع آگاهی دادن را نیز وحی میخواند. بنابراین مفهوم اصطلاحی وحی با مفهوم قرآنی آن تفاوت دارد(4)و مصادیقش اخص از مصادیق آن است.