(25) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيَما كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفونَ
(25) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيَما كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفونَ
(۲۵) مسلما پروردگار تو ميان آنها روز قيامت در آنچه اختلاف داشتند داوري ميكند (و هر كس را به سزاي اعمالش ميرساند).
منظور از اين اختلاف، اختلاف مردم در دين است.
بعد فرمود اينها اختلافاتي دارند اختلاف دو قسم است يك اختلاف قبل از علم است كه بارها ملاحظه فرموديد كه خير و رحمت و بركت است خب اين نظريهپردازيها براي همين است افراد كه زيراكس هم و كپي هم و اينها كه نيستند هر كدام فكري دارند اين نظريههاي مختلف زمينه رشد و تكامل و توليد علم است منشأ بركت است وقتي اين نظريهها عرضه شد حق روشن شد از آن به بعد هر گونه اختلافي،اختلاف مذموم است وگرنه اختلافِ قبلالعلم منشأ بركت است اختلاف بعدالعلم است كه منشأ خطر و عصيان و گمراهيهاي فراوان است در سورهٴ مباركهٴ «بقره» آيه 213 اين است كه:
كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيَما اخْتَلَفُوا فِيهِ
مردم (در آغاز) يك دسته بودند، (و تضادي در ميان آنها وجود نداشت. بتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايي در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت، تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسماني، كه به سوي حق دعوت ميكرد، با آنها نازل نمود، تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوري كند.
بالأخره مردم صاحبنظرند اختلافنظر پيدا ميشود وحي آمده كه به اين اختلاف پايان ببخشد،اختلاف را خاتمه بدهد; وقتي وحي آمد به اختلافها پايان بخشيد معلوم شد حق چيست و با كيست از آن به بعد اگر كسي اختلاف كرد اختلاف مذموم است فرمود: ﴿لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيَما اخْتَلَفُوا فِيه﴾ اين اختلاف را مذمّت نكرد اما ﴿وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ تنها (گروهي از) كساني كه كتاب را دريافت داشته بودند، و نشانه هاي روشن به آنها رسيده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگري، در آن اختلاف كردند﴾
بعد از روشن شدن، هر گونه اختلافي، اختلاف بَغي و ظلم و نارواست در سورهٴ مباركهٴ «جاثيه» هم مشابه اين مطلب آمده است كه اختلافهاي قبلالعلم چيز خوبي است اما اختلافهاي بعدالعلم نارواست اگر كسي بعد از اينكه حق برايش روشن شد اختلاف كرد ديگر بيراهه رفته است سورهٴ مباركهٴ «جاثيه» آيه هفده اين است كه درباره همين بنياسرائيل ﴿وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ و دلائل روشني از امر [دين] در اختيار آنها قرار داديم، آنها اختلاف نكردند مگر بعد از علم و آگاهي، و اين اختلاف به خاطر ظلم و تعدّی بود﴾ بعد از اينكه روشن شد حق چيست ديگر اختلاف وجهي ندارد آن اختلاف ميشود بَغي و ظلم.