وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿۷۷﴾

وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿۷۷﴾

و فرزندانش را بازماندگان (روي زمين) قرار داديم. (۷۷)

سپس مى افزايد: ما فرزندان نوح را بازماندگان (روى زمين ) قرار داديم (و جعلنا ذريته هم الباقين).

آيـا بـه راسـتـى تـمام انسانهائى كه اكنون روى زمين زندگى مى كنند از فرزندان نوح هـسـتـنـد؟ و آيـه فوق همين را مى گويد؟ و يا گروه عظيمى از انبياء و اولياء و صلحاء از دودمـان او بـاقـى ماندند هر چند همه مردم از دودمان او نيستند؟ …

جـمـعـى از بـزرگـان مـفـسـريـن از جـمـله و جـعـلنـا ذريـته هم الباقين (ما فرزندان نوح را بـازمـانـدگـان در زمـيـن قـرار داديـم ) چـنـيـن اسـتـفـاده كـرده انـد كـه تـمـام نسل بشر بعد از نوح از دودمان او به وجود آمدند و هم اكنون همه از فرزندان نوحند.

ايـن سـخن را بسيارى از مورخان نقل كرده اند كه از نوح سه فرزند باقى ماند به نام : سـام و حـام و يافِث و تـمام نژادهاى امروز كره زمين به آنها منتهى مى شوند، نژاد عرب و فـارس و روم را نـژاد سـامـى مـى دانند، و نژاد ترك و گروهى ديگر را از اولاد يافِث، و نژاد سودان و سِند و هند و نوبه و حبشه و قبط و بربر را از اولاد حام مى شمرند.

بـحـث در ايـن مساءله نيست كه اين نژاد از كدامين فرزند نوح است چرا كه در اين مساءله در ميان مورخان و مفسران تعبيرهاى مختلفى ديده مى شود، بحث در اين است كه آيا همه نژادهاى انسانى به اين سه بازمى گردد؟

در ايـنـجـا ايـن سـؤال پـيش مى آيد كه مگر مؤمنان ديگرى با نوح در كشتى سوار نشدند سـرنـوشـت آنـهـا چـه شـد؟ آيـا آنها همگى از دنيا رفتند بى آنكه فرزندى از آنها باقى بـمـانـد؟ و يـا اگر فرزندانى داشتند فرزند دختر بود كه با اولاد نوح ازدواج كردند؟ اين مساءله از نظر تاريخى چندان روشن نيست، بلكه از بعضى روايات پاره اى اشارات در آيات قرآن ممكن است استفاده كرد كه از آنها نيز فرزندانى در روى زمين مانده، و اقوامى از اولاد آنها هستند.

در حـديـثـى كـه در تـفـسير على بن ابراهيم از امام باقر (عليه السلام) در توضيح آيه فـوق نـقـل شـده چـنـيـن مـى خـوانـيـم : الحـق و النبوة و الكتاب و الايمان فى عقبه ، و ليس كـل مـن فـى الارض مـن بـنـى آدم مـن ولد نـوح (عـليـه السـلام ) قـال الله عـزوجـل فـى كـتـابـه احـمـل فـيـهـا مـن كـل زوجـيـن اثـنـيـن و اهـلك الا مـن سبق عليه القـول مـنـهـم و مـن آمـن و مـا آمـن مـعـه الا قـليـل ، و قـال الله عـز و جل ايضا: ذرية من حملنا مع نوح :

مـنـظـور خـداونـد از ايـن آيـه (و جـعـلنـا ذريته هم الباقين) اين است كه حق و نبوت و كتاب آسـمـانـى و ايمان در دودمان نوح باقي ماند، ولى تمام كسانى كه از فرزندان آدم در روى زمـيـن زنـدگـى مـى كـنـنـد از اولاد نـوح نـيـسـتـنـد، چـرا كـه خـداونـد متعال در كتابش مى گويد: ما به نوح دستور داديم كه از هر جفتى از حيوانات يك زوج بر كشتى سوار كن، و همچنين اهل خانواده ات را، مگر آنها كه قبلا وعده هلاكشان داده شده (اشاره به همسر نوح و يكى از فرزندانش ) و همچنين مؤ منان را، جز گروه اندكى به نوح ايمان نـيـاوردند - و نيز (خطاب به بنى اسرائيل كرده مى گويد:) اى فرزندان كسانى كه با نوح بر كشتى سوار كرديم .

سوره ۱۱: هود

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿۴۰﴾

(اين وضع همچنان ادامه يافت) تا فرمان ما فرا رسيد و تنور جوشيدن گرفت، (به نوح) گفتيم از هر جفتي از حيوانات (نر و ماده) يك زوج در آن (كشتي) حمل كن، همچنين خاندانت را مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر نوح و يكي از فرزندانش) و همچنين مؤ منان را، اما جز عده كمي به او ايمان نياوردند (۴۰)

سوره ۱۷: الإسراء

وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا ﴿۲﴾

ما به موسي كتاب آسماني داديم و آنرا وسيله هدايت بني اسرائيل نموديم (و گفتيم) غير ما را تكيه گاه خود قرار ندهيد. (۲)

ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا ﴿۳﴾

اي فرزندان كساني كه با نوح (بر كشتي) سوار كرديم، او بنده شكرگزاري بود. (۳)

و بـه ايـن تـرتـيـب آنـچـه دربـاره منتهى شدن تمام نژادهاى روى زمين به فرزندان نوح مشهور است ثابت نيست.

اينكه فرمود: ﴿وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقينَ﴾ در بعضي از روايات كه در تفسير شريف كنزالدقائق[15] ملاحظه فرموديد که از وجود مبارك امام باقر(سلام الله عليه) رسيده است، اينكه فرمود: ﴿وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقينَ﴾؛ يعني انبيا و اوليايي كه بعدها آمدند اينها از ذريّه حضرت نوح(سلام الله عليه) هستند … و اما در برخي از تعبيرهاي تفسيري كه ظاهرش هم همين است، اين است كه ما بعد از جريان طوفان, فقط ذريّه او را باقي گذاشتيم و بقيه مُردند که اين دو مطلب است: يكي اينكه فقط ذريّه او سوار كشتي شدند يا اينکه تنها ذريّه او سوار كشتي نشدند، ديگران هم سوار كشتي شدند؛ ولي ديگران بعد از جريان طوفان نسلشان منقرض شد، تنها كسي كه نسل او مانده است وجود مبارك نوح(سلام الله عليه) بود….

… در سوره مباركه «هود» و مانند آن كه جريان حضرت نوح مقداري مبسوطاً گذشت، آن‌جا اين بحث به ميان آمد و سيدناالاستاد(رضوان الله عليه) بحث مبسوطي درباره جهاني بودن طوفان نوح بيان كردند.[15] عده‌اي از كارشناسان و زمين‌شناسان مي‌گويند بالأخره شواهدي هست كه طوفانی عالمي در زمين بود، چون ما در همه جاي زمين آثار زير آب رفتن همه اين كوه‌ها يا دشت‌ها يا تپه ماهورها را مي‌بينيم،

اين نشان مي‌دهد كه اينها يك وقت زير آب بودند؛ اما حالا آن آب اصلي كه كلّ زمين را فرا گرفته بود، آن بود يا طوفان نوح بود؟ اين خيلي روشن نمي‌كند، مگر كارشناسي علمي خيلي دقيق باشد كه مثلاً تاريخ را روشن كند كه در عصر نوح(سلام الله عليه) اينها زير آب رفتند. به هر تقدير بايد ثابت شود كه آيا طوفان عالمي بود يا نه؟ بر فرض عالمي نبود و در خصوص همين منطقه خاورميانه بود, در غير خاورميانه؛ يعني خاوردور, باختردور كسي زندگي مي‌كرد يا نمي‌كرد؟ اگر در خاوردور و باختردور كسي زندگي مي‌كرد و طوفان در خاورميانه بود اين ﴿وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقينَ﴾ بايد برگردد به مسئله نبوّت انبيا؛ يعني تنها گروهي كه به نبوّت و امامت رسيدند اينها فرزندان حضرت نوح‌ هستند و معناي آن اين نيست كه نسل بشر از فرزندان ذريّه‌ حضرت نوح است. بنابراين بايد ثابت شود طوفان عالمي بود, يك; بر فرض عالمي نبود در خاورميانه تمام قسمت ها را فرا گرفت, دو; و كسي در روي زمين نبود مگر اينكه گرفتار طوفان شده, سه.

----

… ﴿وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقينَ﴾… اگر منظور اين است كه مسئله وحي و نبوّت در ذريّه حضرت نوح بود، اين منافات ندارد كه جهان بعد از طوفان به وسيله ذريّه نوح يا به وسيله ساير سرنشينان اداره شده باشد. در سوره مباركه «حديد» آيه 26 مي‌فرمايد ما از ذريّه نوح و ابراهيم(سلام الله عليهما) نبوّت را قرار داديم:

سوره ۵۷: الحديد

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿۲۶﴾

ما نوح و ابراهيم را فرستاديم و در دودمان آنها نبوت و كتاب قرار داديم بعضي از آنها هدايت يافته‏ اند، و بسياري از آنها گنهكارند. (۲۶)

اگر منظور ﴿وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقينَ﴾؛ يعني در مسئله وحي و نبوّت معيار باشد كه با آيه سوره مباركه «حديد» و امثال «حديد» موافق است، پس منافات ندارد كه سرنشينان كشتي غير از اعضای خانواده حضرت نوح, كسي ديگر باشد.

…اگر ما بچه‌ها را هم به پدر, هم به مادر اِسناد بدهيم، نمي‌شود گفت تنها كسي كه ماند ذريّه حضرت نوح بود، براي اينكه اين افراد, ذريّه ديگران هم بودند؛ اما اگر ما افرادي را فقط به پدرانشان اسناد بدهيم و پدران اينها فرزندان حضرت نوح بودند، اين‌جا صحيح است كه ما بگوييم ذريّه نوح فقط روي زمين ماندند؛ اين مربوط به آن دو مشرب است كه ذريّه يعني چه؟ آيا به پدر و مادر هر دو منتسب‌ هستند يا فقط به پدر؟

به هر حال اين روايتي كه در بحث ديروز از وجود مبارك امام باقر(سلام الله عليه) خوانده شد، اين تا حدودي مي‌تواند تأييد كند كه منظور بقاي در مسئله وحي و نبوّت و امثال ذلك است.[17]

https://www.aparat.com/v/w90869w

در سوره مباركه «مريم» آيه 58 آن هم تأييد مي‌كند كه بخشي از اينها مربوط به ذريّه حضرت نوح است. آيه 58 اين است:
سوره ۱۹: مريم

أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا ﴿۵۸﴾

اینان کسانی از پیامبران بودند که خدا به آنان نعمت داد، از نسل آدم و از نسل کسانی که با نوح در کشتی سوار کردیم و از نسل ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که آنان را هدایت کردیم و برگزیدیم؛ هنگامی که آیات [خدایِ] رحمان بر آنان خوانده می شد، به خاك مي‏افتادند و سجده مي‏كردند، در حالي كه گريان بودند.

اگر اين انبيايي كه هستند همه اينها ذريّه نوح باشند، اين تعبير با آن هماهنگ نيست، براي اينكه فرمود: ﴿أُولئِكَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ﴾ اين «نبيين» از ذريّه آدم‌ هستند؟ درست است، ﴿وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ﴾هم هستند؛ يعني از ذريّه آنها هم هستند ﴿وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهيمَ وَ إِسْرائيلَ﴾؛ يعني بعد از جريان حضرت نوح وقتي حضرت ابراهيم(سلام الله عليه) مبعوث شد، از آن به بعد هر پيامبري كه مبعوث مي‌شد از ذريّه حضرت ابراهيم بود؛ همه اين انبيا و بعد از حضرت ابراهيم جزء انبياي ابراهيمي هستند، اما درباره حضرت نوح نفرمود «و من ذريّة آدم و نوح»، بلكه فرمود: ﴿مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ ﴾. بنابراين اثبات اينكه هيچ پيامبري بعد از حضرت نوح نيست الاّ ذريّه حضرت نوح بود، اين با روايت بايد اثبات شود.

وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۷۶﴾

وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۷۶﴾

و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهائي بخشيديم. (۷۶)

كلمه (كرب) - به طورى كه راغب گفته - به معناى اندوه شديد است. و مراد از آن در ايـنـجـا هـمـان طـوفـان و يـا آزار قـوم نـوح اسـت. و مـراد از (اهل) نوح، اهل بيت او و گروندگان به او از قوم خودش است، همچنان كه درباره آنان در سـوره هـود فـرمـوده:

سوره ۱۱: هود

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿۴۰﴾

(اين وضع همچنان ادامه يافت) تا فرمان ما فرا رسيد و تنور جوشيدن گرفت، (به نوح) گفتيم از هر جفتي از حيوانات (نر و ماده) يك زوج در آن (كشتي) حمل كن، همچنين خاندانت را مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر نوح و يكي از فرزندانش) و همچنين مؤ منان را، اما جز عده كمي به او ايمان نياوردند (۴۰)

و كـلمـه (اهـل) هـمـان طور كه بر همسر مرد و فرزندانش اطلاق مى شود، بر همه خواص آدمى نيز اطلاق مى شود.

به نظر حرف ایشان درست نیست چون در همین آیه سوره هود میبینیم که بین اهل و افراد با ایمان تفاوت قائل شده است.

البته در قرآن تعبیر اهل با اصطلاح عامه متفاوت است.

سوره ۱۱: هود

قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿۴۶﴾

فرمود اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى‏ دهم كه مبادا از نادانان باشى (۴۶)

------

اين اندوه بزرگ كدام اندوه بوده است كه نوح را سخت رنج مى داده؟

مـمـكـن اسـت اشـاره بـه سـخريه هاى قوم كافر و مغرور، و آزارهاى زبانى آنها و هتاكى و توهين نسبت به او و پيروانش باشد، و يا اشاره به تكذيبهاى پى درپى اين قوم لجوج .

گاه مى گفتند:وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا

سوره ۱۱: هود

فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ﴿۲۷﴾

اشراف كافر قومش (در پاسخ) گفتند ما تو را جز بشري همچون خودمان نمي‏بينيم، و كساني را كه از تو پيروي كرده‏ اند جز گروهي اراذل ساده لوح نمي‏يابيم، و فضيلتي براي شما نسبت به خود مشاهده نمي‏كنيم بلكه شما را دروغگو تصور مي‏كنيم. (۲۷)

و گـاه مـى گـفـتـنـد:

سوره ۱۱: هود

قَالُوا يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۳۲﴾

گفتند اي نوح: با ما جر و بحث كردي، و زياد سخن گفتي (بس است) اكنون اگر راست مي‏گويي آنچه را بما وعده می ‏دهي (از عذاب الهي) بياور! (۳۲)

و گاه چنانكه قرآن مى گويد:

سوره ۱۱: هود

وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ﴿۳۸﴾

او مشغول ساختن كشتي بود و هر زمان گروهي از اشراف قومش بر او مي‏گذشتند او را مسخره مي‏كردند، (ولي نوح) گفت اگر ما را مسخره مي‏كنيد ما نيز شما را همینگونه مسخره خواهيم كرد (۳۸)

آن قدر نوح اين پيامبر پر حوصله را ناراحت كردند و اسائه ادب نمودند و نسبت جنون به او دادند كه عرض كرد: رَبِّ انْصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ : پروردگارا! در مقابل تكذيب آنها مرا يارى كن (مؤمنون - 26).

بـه هـر حـال مجموعه اى از اين حوادث ناگوار و زخم زبانهاى شديد قلب پاك او را سخت مـى فـشـرد، تـا ايـنـكـه طـوفـان فـرا رسـيـد، و خـداونـد او را از چنگال اين قوم ستمگر، و آن كرب عظيم و اندوه بزرگ رهائى بخشيد.

بـعـضـى از مـفـسران احتمال داده اند كه منظور از كرب عظيم همان طوفان بوده است كه جز نوح و يارانش از آن نجات نيافتند، ولى اين معنى بعيد به نظر مى رسد.

هم او و هم اهل او را از دشواري سخت نجات داديم؛ هم از قوم تبهكار نجاتشان داديم و هم از طوفان مُهلك نجاتشان داديم که اختصاصي به «احدهما» ندارد و هر دو را شامل مي‌شود؛ ما آنها را از دست قومشان نجات داديم و آنها را از هلاكت هم نجات داديم.

-------

از بعضي از آيات برمي‌آيد كه سرنشينان كشتي, حضرت نوح بود و اهل نوح بود به استثناي فرزندش و افرادي كه به آنها ايمان آوردند، البته اين قيد چهارم هم هست كه افرادي كه به حضرت نوح ايمان آوردند گروه اندكي بودند، چون گروه اندك بودند در همين سوره مباركه «صافات» كه محلّ بحث است از آنها نامي نبرده است. در آيه 76 سوره «صافات» فرمود: ﴿وَ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظيمِ﴾ديگر «و من آمن» در آن نيست، با اينكه در جريان حضرت نوح(سلام الله عليه) چند گروه بودند كه نجات پيدا كردند…

آيه چهل سوره مباركه «هود» اين است كه ﴿حَتَّي إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ تا فرمان ما فرا رسيد و تنور جوشيدن گرفت﴾.

سوره ۱۱: هود

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿۴۰﴾

(اين وضع همچنان ادامه يافت) تا فرمان ما فرا رسيد و تنور جوشيدن گرفت، (به نوح) گفتيم از هر جفتي از حيوانات (نر و ماده) يك زوج در آن (كشتي) حمل كن، همچنين خاندانت را مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر نوح و يكي از فرزندانش) و همچنين مؤ منان را، اما جز عده كمي به او ايمان نياوردند (۴۰)

اين عذاب الهي در سوره مباركه «هود» مشخص شد، فرمود ما وقتي بخواهيم عذاب را نازل كنيم همه جا مي‌شود …آب … در تنوري كه جاي آتش است توقع آب نيست؛ … وقتي اراده الهي تعلّق گرفته …، ما از همين تنور آب در مي‌آوريم ﴿وَ فارَ التَّنُّورُ﴾ تا معلوم شود تمام جهان تحت تدبير ديگري اداره مي‌شود. و این نشان دهنده شدت عذاب هم بوده است.

برعکس آن را هم داریم که دریاها برافروخته شود:

سوره 81: التكوير

وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ ﴿۶﴾

و هنگامی که دریاها مشتعل و برافروخته گردند.

که باز این هم نشان دهنده شدت حادثه است.

در آيه چهل سوره «هود» فرمود: ﴿حَتَّي إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فيها مِنْ كُلٍّ﴾؛ يعني در «سفينه» ﴿زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ﴾، براي اينكه نسل اين حيوانات منقرض نشود,... ﴿وَ أَهْلَكَ﴾ خانواده ات, …در بين خانواده آن پسرت مستثناست ﴿إِلاَّ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ﴾ اين مستثناست … ﴿وَ مَنْ آمَنَ﴾ .. مؤمنين را هم با خود ببر؛ معلوم مي‌شود كه سرنشينان كشتي، غير از خانواده حضرت نوح(سلام الله عليه) يك عده ديگري هم بودند كه به آن حضرت ايمان آورده بودند، پس ﴿وَ مَنْ آمَنَ﴾ در برابر اهل است. در آيه محلّ بحث سوره «صافات» فرمود: ﴿فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ﴾ که ديگر ﴿مَنْ آمَنَ﴾ را ذكر نكرده است که شايد به يكي از اين دو نكته باشد: نكته اول آن است كه آن ﴿مَنْ آمَنَ﴾ جزء اهل نوح حساب مي‌شوند، به دليل اينكه منظور از اهل, اهل ايماني و معنوي است؛ اگر فرزند او اهل او نيست ﴿إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ﴾[16]مؤمنان به او اهل او حساب مي‌شوند، براي اينكه معيار, معنويت و دين است؛ اگر معيار معنويت و دين است، براساس اين معيار فرزندش كه مسلمان نبود از اهل او نيست، پس ساير مؤمنين به حضرت نوح اهل او حساب مي‌شوند؛

شاید مثل سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ باشد

آیات قرآن در بعضی جاها به صورت بسیط مطلبی را بیان میکند بعضی جاها هم به صورت مختصر مثل :

سوره 57, آیه 20

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ

سوره 6, آیه 32

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

یا در آیه امانت (۷۲ سوره احزاب) با اینکه کوه ها جزو زمین حساب میشوند ولی باز به صورت مجزا آن را بیان میکند .

اين يك نكته كه در سوره «صافات» نفرمود «نجيناه و اهله و من آمن».

نكته دوم اينكه در همان آيه چهل سوره مباركه «هود» دارد ﴿وَ مَنْ آمَنَ﴾،بعد فرمود: ﴿وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَليلٌ﴾؛چند نفري به حضرت نوح ايمان آوردند، چون اينها اندك بودند نام اينها را ذكر نكرده و به همان ذكر اهل اكتفا كرده. طبق اين دو نكته، در آيه محلّ بحث سوره «صافات» نفرمود «نجيناه و اهله و من آمن معه».

شاید هم بتوانیم بگوییم اینجا نجات نجات از طوفان نیست و نجات از آزار و اذیت قومش میباشد و قید کرب عظیم فقط مختص خاندان نوح بود. یعنی مؤمنان دیگر به اندازه خاندان نوح تحت فشار نبودند.