(65) خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً (2)

آیات قرآن درباره مسئله قیامت و جزای اخروی بر دو وجه است؛ یک دسته آیاتی که ثواب و عقاب را جزای آنچه در دنیا انجام گرفته می شمارند و خداوند به صورت صریح، جزا و کیفر دادن و آماده ساختن جهنم را به ذات خود استناد داده است؛

 

جزا (ابراھیم: 51 )

لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۵۱﴾

تا خداوند هر كس را هر آنچه انجام داده جزا دهد چرا كه خدا سريع الحساب است.

 

کیفر دادن (مائده: 118 )

إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۱۱۸﴾

اگر عذابشان كنى آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود توانا و حكيمى

 

آماده ساختن جهنم و همچنین عذاب نمودن (فتح: 6)

وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا ﴿۶﴾

 

 و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می برند عذاب کند؛ پیشامد بد زمانه فقط بر خودشان باد. خدا بر آنان خشم گرفته، و لعنتشان کرده است و دوزخ را برای آنان آماده نموده و بد بازگشت گاهی است.

 

و دسته دیگر که ظھور در تجسم اعمال داشته یا دلالت بر حضور اعمال دنیوی در آخرت دارند

 

آل عمران: 30؛

يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿۳۰﴾

روزى كه هر كسى آنچه كار نيك به جاى آورده و آنچه بدى مرتكب شده حاضر شده مى يابد و آرزو مى ‏كند كاش ميان او و آن [كارهاى بد] فاصله‏ اى دور بود و خداوند شما را از خود مى‏ ترساند و خدا به بندگان  مهربان است

 

زلزال: 7؛

فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿۷﴾

پس هر كه هم وزن ذره‏ اى نيكى كند  آن را خواهد ديد (۷)

 وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿۸﴾

و هر كه هم وزن ذره‏ اى بدى كند آن را خواهد ديد (۸)

 

 نبأ: 40

إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا ﴿۴۰﴾

 و ما شما را از عذاب نزديكي بيم مي‏دهيم، اين عذاب در روزي خواهد بود كه انسان آنچه را از قبل با دستهاي خود فرستاده مي‏بيند، و كافر مي‏گويد: «اي كاش خاك بودم!»

 

 

 و یا دلالت بر مجازات به وسیله اعمال:

 

 غافر: 17؛

الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۱۷﴾

 امروز هر كسى به آنچه انجام داده است كيفر مى‏ يابد امروز ستمى نيست آرى خدا سريع الحساب است

 

 

 تحریم: 7؛

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۷﴾

 اي كساني كه كافر شده‏ ايد، امروز عذرخواهي نكنيد، چرا كه تنها به اعمالتان جزا داده مي‏شويد!

 

یس: 54 ؛

فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۵۴﴾

امروز بر كسى هيچ ستم نمى ‏رود جز در برابر آنچه كرده‏ ايد پاداشى نخواهيد يافت (۵۴)

 

 نساء: 10

إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا ﴿۱۰﴾

 كساني كه اموال يتيمان را از روي ظلم و ستم مي‏خورند، تنها آتش مي‏خورند و به زودي در شعله‏ هاي آتش (دوزخ) مي‏سوزند

اینگونه نیست که امروز مال یتیم میخورند فردا روز قیامت دستگیر میشوند و از آنها سوال میشود چه خوردید؟ آنها میگویند مال یتیم سپس آنها را در آتش میاندازند. همان لحظه که مال یتیم میخورند در حال خوردن آتش هستند.

—----------

سوره 50: ق

لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿۲۲﴾

 

 

به راستى كه از اين درغفلت بودى و حال ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز ديده‏ ات تيزبين است‏

—-------------------

منظور از تجسم اعمال در قیامت چیست؟

 

https://www.aparat.com/v/Td7wc/%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1_%D8%A7%D8%B2_%D8%AA%D8%AC%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F

 

نظر استاد دینانی درباره حقیقت آتش جهنم

https://www.youtube.com/watch?v=DNAkmcnIs_4&ab_channel=louhedel%28%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%84%D9%88%D8%AD%D8%AF%D9%84%29

—-----------

پرسش : آیا مجازات «جاودانگی در آتش» برای گناه کاران، با جرم آنها متناسب و با عدل الهی سازگار است؟

 

مهمترين اشكالى كه در مساله خلود مطرح مى‏ شود مسأله عدم‏ تناسب «کیفر» با «گناه» است. چگونه مى‏ توان پذيرفت كه انسانى بخاطر کفر و گناهی که حداكثر صد سال می تواند باشد، هزاران سال كيفر ببيند؟! آيا نبايد بين جرم و جريمه تناسبى وجود داشته باشد؟ بدون شك هر جرمى جريمه خاص خود را دارد؛ گاه مجازات آن يك شلاق، گاه پنجاه تازيانه، گاه يكصد ضربه شلاق، و گاه جرم آن قدر سنگين است كه مجازات آن مرگ است. بلكه برخى از اوقات جنايت كارانى را مشاهده مى‏ كنيم كه به ده بار اعدام محكوم مى‏ شوند؛ و اين نشانگر عمق جنايت و بزرگى جرم آنهاست. با توجه به اين مطلب، كافران، معاندان، جباران و فراعنه، كه در تمام عمر غرق گناه بوده ‏اند، بايد متناسب با گناهانشان مجازات شوند. اگر پنجاه سال عمر و گناه كرده‏ اند، بايد پنجاه سال مجازات شوند، نه اينكه براى هميشه در آتش جهنم بمانند، و عذاب جاودانه داشته باشند! با توجه به اين مطلب آيا خلود در آتش جهنم با حكمت و عدالت خداوند سازگار است؟!(1)

البته اين مسأله در مورد نعمت‏ هاى جاودان بهشتى مشكلى ايجاد نمى‏ كند، چرا كه تفضّل و پاداش بيشتر از بخشنده ی مهربانى كه رحمتش عالم هستى را فرا گرفته جاى تعجب نيست؛ ولى در مجازات و كيفر، تناسب جرم و جنايت حتما لازم است و اگر اين تعادل به هم خورد با عدل الهى سازگار نخواهد بود.

پيچيدگى اين اشكال سبب شده که برخی به فكر توجيه آيات خلود افتاده، و آن را به معناى مدت طولانى يا خلود نوعى و نه شخصى، يا پيدا شدن نوعى سازش با محيط ، و امثال آن توجيه كنند، ولى اين توجيهات بسيار ضعيف و غير قابل قبول است، و هرگز با صریح «آيات خلود» سازگار نيست.

خلود نوعى و نه شخصى:

به این معنا که نوع «انسان کافر» تا ابد در دوزخ مى ماند، ولى اشخاص عوض مى شوند، به این ترتیب که هریک از آنها مدّت معیّنى در دوزخ مى ماند اما چون جاى خود را به دیگرى مى دهند بقاى نوع انسان کافر در دوزخ ابدى خواهد بود!.مفهوم این سخن آن است که در آینده نیز خلق دیگرى در دنیا مى آید، بازهم گروهى مسیر انحراف را مى پیمایند، و باز هم طعمه آتش دوزخ مى شوند، و دخول آنها در دوزخ هنگامى خواهد بود که خلق پیشین از آن نجات مى یابند!

 

پاسخ:

کسانی كه خلود در آتش را ناعادلانه می پندارند، از چند نكته اساسى درباره عذاب های اخروی غافل اند:

تناسب مجازات با شدّت جرم

تناسب بین «جرم» و «مجازات» به این معنی نیست که به اندازه مدّت زمانی که جرم صورت گرفته مجازاتی تعیین شود؛ بلکه به آثار زیانبار جرم و میزان قبح و زشتی آن باید توجّه کرد. در قوانین بشری، گاهی برای جرمی که در چند دقیقه رخ داده است مجازات های سنگینی مثل اعدام يا حبس ابد در نظر گرفته شده است؛ و هیچ کس چنین مجازاتی را غیر منطقی و ظالمانه نمی داند. در مورد عذاب اخروی نیز وقتى مجازاتها و عذابها عكس العمل و نتيجه اعمال خود ماست، جاودانگى در عذاب تعجّب‏ آور نيست.

گاهی اشتباهات خطرناکی که در یک لحظه اتفاق می افتند، می توانند آثار سوء دراز مدّتی به دنبال داشته باشد. اگر یک شخص بخاطر غفلت و کوتاهی در رانندگی یک لحظه حادثه ای بیافریند و قطع نخاع شود، بخاطر یک اشتباه که در چند ثانیه اتفاق افتاده تا آخر عمر باید خانه نشین گردد؛ یا کسی در یک لحظه, بخاطر سهل انگاری، چشمانش را از دست می دهد و کور می شود، تا آخر عمر بخاطر یک اشتباه باید نابینا باشد.

در قیامت هم هر اندازه گناهی، آثار مخرّب فردی و اجتماعی بیشتری داشته باشد قطعا مجازاتش به مراتب سخت تر و طولانی تر خواهد بود؛ بنابراین زمان ارتکاب جرم، همیشه در تعیین میزان مجازات نقش مهمّی نخواهد داشت؛ بلکه آنچه اهمیت دارد آثار جرم و گناه می باشد که متفاوت است؛ برخى گناهان آثار موقّت و كوتاه مدّت دارد، برخى داراى آثار و پیامدهاى طولانى، و برخى آثار و نتايج جاودانه و هميشگى دارد، و عذاب نیز متناسب با همین آثار تعیین خواهد شد و اين‏ مطلب هیچ منافاتی با عدالت و حكمت خداوند ندارد.(3)

زندگی اخروی، استمرار زندگی دنیوی

انسان سال های زیادی از عمر خود در دنیا زندگی می کند و نفس او با خلقیّاتی پرورش می یابد و عادت می کند. یا او بر نفس خویش غلبه کرده و یا نفسش بر او غالب می گردد و او را به هر سویی می برد. نتیجه ای که سرانجام باقی می ماند گرچه نتیجه چند سال زندگی دنیا می باشد اما اگر هزاران برابر زندگی دنیا هم عمر کند، باز هم عاقبت همین خواهد شد.  (یعنی کفر و عناد در آنها به حالت ملکه در آمده نه اینکه از جنس سطحی باشد که امکان تغییر و تحول وجود داشته باشد)

سوره ۷۱: نوح

وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا ﴿۲۶﴾

و نوح گفت پروردگارا هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار (۲۶)

إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا ﴿۲۷﴾

چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى كنند و جز پليدكار ناسپاس نزايند (۲۷)

همان طور كه در آيه 99 و 100 سوره مومنون به این نکته اشاره شده است، آنجا که قرآن در بیان حال برخی از بندگان می فرماید:

«حَتَّى اذا جآءَ أَحَدَهُم‏ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ

تا زماني كه مرگ يكي از آنان فرا رسد مي‏گويد: پروردگار من! مرا باز گردانيد

 لَعَلِّى أَعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا انَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَ مِنْ وَرآئِهِمِ بَرْزَخٌ الَى‏ يَومِ يُبْعَثُونَ»؛

 شايد در آنچه ترك كردم (و كوتاهي نمودم) عمل صالحي انجام دهم (به او مي‏گويند) چنين نيست، اين سخني است كه او به زبان مي‏گويد (و اگر باز گردد برنامه‏ اش همچون سابق است) و پشت سر آنها برزخي است تا روزي كه برانگيخته مي‏شوند.

در حقیقت عذاب ابدی در مقابل رویه و خواسته ابدی آنهاست؛ نه بخاطر ارتکاب گناهی موقّتی. چنین کسانی اگر میلیونها سال هم در دنیا زندگی کنند این رویه را ادامه می دهند. این ها با اینکه میدانند در این دنیا بیش از حدود ۱۰۰ سال عمر  نمی کنند عناد  می ورزند چه برسد که بدانند این مدت طولانی تر از این حرفهاست (یعنی میلیون ها سال).

 قرآن مجید در آیات 27-28 سوره انعام می فرماید:

«وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ
(اگر آنها را در آن روز كه در برابر آتش نگاهشان داشته‏ اند بنگرى، مى ‏گویند: اى كاش ما را باز گردانند تا آیات پروردگارمان را تكذیب نكنیم و از مؤمنان باشیم

بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ»؛ *

(آنها در واقع پشيمان نيستند) بلكه اعمال و نياتي را كه قبلا پنهان مي‏كردند، در برابر آنها آشكار شده (و به وحشت فرو رفته‏ اند) و اگر باز گردند به همان اعمالي كه نهي شده‏ اند، باز مي‏گردند و آنها دروغ گويند.

اینها با اینکه می دانند خدایی هست و حجّت بر آنها تمام شده است باز ایمان نمی آوردند؛ و نه تنها ایمان نمی آوردند در مقابل خدا صف آرایی کرده و راه حق را بر روی مردم می بندند؛ نظیر ابلیس که آگاهانه و از روی عناد، راه حق را بر مردم می بندد. بدی ها و زشتی ها با سرشت آنان عجین شده..

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم:

«اِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَى: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ»، قَالَ: عَلَى نِيَّتِه»(4)؛

(اهل دوزخ از اين رو در دوزخ جاودان باشند كه نيّت (قصد, تصمیم) داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت از اين رو در بهشت جاودان باشند كه نيت (قصد, تصمیم) داشتند اگر در دنيا باقى بمانند هميشه اطاعت خدا كنند. پس اين دسته و آن دسته به سبب نيّت (قصد, تصمیم) خويش جاودانى شدند. سپس قول خداى تعالى را تلاوت نمود: «بگو هر كس طبق شاکله ی خويش عمل مي كند» فرمود: يعنى طبق نيّت خويش).

در نتیجه عذاب جاودانه، اثر و خاصیّت آن شقاوتی است كه نفس انسان شقىّ بخود گرفته است؛(5) و استمرار زندگی دنیوی او است.

بنابراین، خلود در آتش تنها شامل حال عده‏ ای از گنهكاران که گناه سراسر وجودشان را پوشانده و هیچ کار نیکی ندارند، می شود. قرآن كریم می‏ فرماید:

«بَلی مَنْ كَسَبَ سَیئَةً وَ اَحاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَاُولئِكَ اَصْحابُ النّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ *

(آرى كسانى كه تحصيل گناه كنند، و آثار گناه سراسر وجودشان را بپوشاند آنها اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند بود

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِكَ اَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»(6)؛ *

 و آنها كه ايمان آورده ‏اند و اعمال صالح انجام داده ‏اند اهل بهشتند و هميشه در آن خواهند ماند).

طبق این آیه کسانی مستحقّ خلود هستند که ذات و سرشت آنها با خباثت عجین شده و هرگز از آن برنمی گردند. به گونه ای که اگر خدای متعال آنها را به دنیا بازگرداند و عمری طولانی تر به آنها بدهد، آنها مجدّدا به طغیان گری و تعدّی می پردازند.

 

گناهان كوچك و بزرگ در آغاز، يك «عمل» است، سپس تبديل به «حالت» مى‏ شود و با ادامه و اصرار، شكل «ملكه» به خود مى‏ گيرد، و هنگامى كه به اوج شدت خود برسد تمام وجود انسان را به رنگ گناه در مى‏ آورد و عين وجود انسان مى‏ شود. در اين هنگام هيچ پند و موعظه و راهنمايى رهنمايان در وجود او اثر نخواهد كرد، و در حقيقت با دست خود قلب ماهيت خويش كرده است (ماهیت خود را عوض کرده است). روشن است سرنوشتى جز خلود در آتش براى آنها نخواهد بود.(7)

 

مشابه این مطلب را ما در رابطه با اعمال صالح  داریم.آیات انتهایی سوره واقعه که بیان می‌کند انسانها تبدیل به روح و ریحان میشوند.

سوره ۵۶: الواقعة

فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿۸۸﴾

اما اگر او از مقربان باشد، (۸۸)

 فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ ﴿۸۹﴾

پس روح و ريحان و بهشت پرنعمت است. (۸۹)

اگر ما دلیلی داشتیم روایتی داشتیم که بفرماید این مضاف محذوف است، می‌گوییم «فله روحٌ و له ریحانٌ»؛ اما اگر روایتی نداشتیم نه دلیل عقلی داشتیم نه دلیل نقلی، این ظاهر حجت است. نمی‌توانیم بگوییم ﴿فَرَوْحٌ﴾؛ یعنی «فله روحٌ» یا «فله ریحانٌُ». همان طوری که در سوره «جن» درباره کفار و ظالمین دارد: ﴿وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً  و اما كژراهان همانا هيزم جهنمند﴾؛[22] خود ظالم سر تا پای او می‌شود هیزم نسوز و گُر می‌گیرد، خود این آقا می‌شود دست و پا گُر. چطور او را قبول می‌کنید؟ آن‎جا نمی‌گوییم «فله حطبٌ»، از جنگل که نگفت ما هیزم می‌آوریم، خود این ظالم گُر می‌گیرد.

 اینجا ﴿فَرَوْحٌ﴾؛ سر تا پای این شخص معطّر است سر تا پای این شخص ریحان است، نه «فله روحٌ». ﴿فَرَوْحٌ﴾؛ نه «له ریحانٌ»، ﴿وَ رَیْحَانٌ﴾؛ نه «لهُ جنّةُ نعیم»، ﴿جَنَّتُ نَعِیمٍ﴾؛ خودش بوستان است.

یا مقام صالحین که انسان در اثر انجام عمل صالح  به مقامی می‌رسد که عمل صالح  از او سر نمیزند,  خودش صالح میشود یعنی هر عملی که میکند صالح است .

 

مخلَّدینِ در نار کسانی‌اند که به حدی برسند که ﴿َجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ و با آنكه دلهايشان بدان يقين داشت از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند ما در این دنیا خیلی وقتها میفهمیم حقیقت چیست ولی آن را انکار میکنیم میفهمیم شخص مقابل درست میگوید ولی انکار میکنیم و نمیپذیریم برخی موارد به دلیل منافع مادی و برخی موارد فقط به خاطر غرور و...  ﴾ یعنی این کافر لجوج که حق برای او روشن شد مع ذلک نپذیرفت، معجزات انبیا را دیدند نپذیرفتند، براهین عقلی برای‌شان تثبیت شد ولی نپذیرفتند، بعد از روشن‌شدن حق حقیقت را نپذیرفتند بعد از تمام‌شدن حجت بالغهٴ حق مع ذلک انکار کردند، اینها هستند که اهل خلودند و مخلَّد در نار.

طبق بیان امام علی در دعا کمیل معاندین مخلد در آتش هستند

 لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَها مِنَ الْكَافِرِينَ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ، وَأَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعانِدِينَ،

سوگند یاد کردی که دوزخ را از همه‌ی کافران چه جن و چه آدمی پر سازی و ستیزه‌جویان را در آنجا همیشگی و جاودانه بدار

این گروه که مخلَّدند چون هیزم جهنم خود این گروه‌اند، مواد آتش‌زای جهنم خود این گروه‌اند، آن وقت فرض ندارد اینها از جهنم بیرون بیایند یا فرض ندارد که ما بگوییم ظاهر آیات این است که ﴿خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً﴾ یعنی اینها همیشه در آتش هستند خب وقتی آتش از بین رفت اینها هم از بین می‌روند.خود این شخص هیزم است و خود این شخص هم ماده منفجره است. مسئله خلود مخصوص این گروه است.

سوره 72: الجن

وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً ﴿۱۵﴾ ولى منحرفان هيزم جهنم خواهند بود

سوره ۲: البقرة

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿۲۴﴾

پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏ توانيد كرد (آوردن یک سوره مانند قرآن ) از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد

سوره 66: التحريم

قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ …..﴿۶﴾

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خودتان و كسانتان را از آتشی که سوخت آن مردم و سنگهاست‏ حفظ كنيد …

 

 آیه  ۲۴ سوره بقره و آیه ۶ سوره تحریم, یکی در سورهٴ مکی است یکی در سوره مدنی ، یکی نَّارَ با الف و لام یکی بدون الف و لام؛ آنکه در مکه نازل شد در اوایل بود هنوز شناخته نشده بود بدون الف و لام است؛ فرمود ﴿قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾ آنکه در مدینه نازل شد در سورهٴ مبارکهٴ «بقره» هست که بحثش قبلاً گذشت فرمود: ﴿فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی﴾ این ﴿النَّارَ﴾ را با الف و لام ذکر کرد ﴿فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾ خب اگر حالا وقودش خودِ فرعون بود این چگونه نجات پیدا کند؟ این هرکجا برود شعله است.

 

در همان سوره مبارکه «الرحمن» که نعم الهی یکی پس از دیگری شمرده می‌شود و از جنّ و انس اقرار می‌گیرند؛ هم مسئله بهشت مطرح است، هم مسئله جهنم، در همین سوره مبارکه «الرحمن» این‌چنین می‌فرماید:

یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِن نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلاَ تَنتَصِرَانِ ٭ فَبِأَیِّ آلاَءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ یا ﴿هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ٭ یَطُوفُونَ بَیْنَهَا وَبَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ ٭ فَبِأَیِّ آلاَءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ﴾ که اینها را به عنوان آلای الهی می‌شمارند.

 

خب جهنم جزء بهترین نعمتهاست، اگر جهنم نبود که عده زیادی دست به تباهی می‌زدند، عده‌ای برای اینکه به جهنم نیفتند دست از رذیلت کشیدند (تصور کنید که پلیس اعلام بکند که دیگر کسی را به خاطر خطا در رانندگی جریمه نمیکند و مردم به خاطر سلامت جامعه  خوب رانندگی بکنند.  ببینید جامعه  به چه سمتی خواهد رفت).

 و اگر عده‌ای تبهکار بودند و ظلم کردند و جهنم نباشد که بر مظلوم عدل روا نداشت! پس همانطوری که بهشت و نعمای بهشت جزء آلای الهی است جهنم و عذابهای جهنم هم جزء آلای الهی است و خدای سبحان وقتی نعم را در کل تکوین می‌شمارد؛ هم بهشت را به عنوان «آلاء» می‌داند، هم جهنم را به عنوان «آلاء» می‌داند و از جنّ و انس اقرار می‌گیرد می‌فرماید که ﴿فَبِأَیِّ آلاَءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ پس كدامين نعمتهاي پروردگارتان را انكار مي‏كنيد؟﴾.

 

شهید مطهری- حسن آقا میری

https://www.youtube.com/watch?v=-IO2haYTGVw&ab_channel=saeedValizadeh

(65) خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً (1)

(65) خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً

(۶۵) همواره در آن تا ابد خواهند ماند، و ولي و ياوري نخواهند يافت.

 انسان از سه راه مي‌تواند مشكلش را حل كند:

 يا تمام كارها را ديگري به عهده بگيرد كه انسان تحت ولايت او باشد مثل كودك خردسالي كه خودش مشكل‌گشا نيست, وليّ او كارها را انجام مي‌دهد.

 دوم اين است كه بخشي از كارها را خودش انجام بدهد بخشي از كارها را ديگران به او كمك مي‌رسانند مي‌شود نصرت، نصرت يعني نصرت، ولايت يعني ولايت كه كاملاً مرزها از هم جداست.

سوم اينكه نه وليّ دارد نه ناصر ولي دستش را مي‌آورد جلو. اگر كسي هيچ پناهگاهي نداشت وقتي خطري پيش آمد بالأخره با دست جلوي چشمش را مي‌گيرد جلوي صورتش را مي‌گيرد. فرمود اين عذاب‌ ما مستقيماً با صورت او كار دارد ﴿يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ در آن روز كه صورتهاي آنها در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد﴾.  دست و پاي او هيچ قدرتي ندارند كه با دستشان جلوي صورتشان را بگيرند

-----

عقوبت انسانی و الهی به چه معناست و آیا عذاب جهنم برای گناهکاران ابدی است؟ از زبان عبدالکریم سروش

https://www.youtube.com/watch?v=C4WgZ1v0i0c&t=733s&ab_channel=AramNobarinia

 

0-10:33

عقوبت  به طور کلی می تواند سه نقش داشته باشد:

- عبرت خود شخص گناهکار

- عبرت دیگران

- استحقاق مجرم برای عقوبت

عقوبت الهی عین نتیجه عمل است

—-------------

چرایی و چگونگی عذاب اخروی:

چرایی و چگونگی عذاب اخروی: بررسی دیدگاه علامه مجلسی و علامه طباطبایی

 

https://mazaheb.urd.ac.ir/article_8939_c596dec11d8da2b6d9c38d02cd52aa7f.pdf

تأویل، اصطلاحی در علوم قرآنی و در تعبیر عام اصطلاحی است در مطالعات مربوط به فهم نصوص به معنای نوع خاصی برداشت از متن که به نحوی بر خلاف ظاهر متن باشد. قدما این واژه را با تفسیر قرآن مترادف و از این روی تمام آیات قرآن را دارای تأویل می‌دانستند. اما متأخرین آن را به معنای خلاف ظاهر دانسته، آیاتی خاص را دارای تأویل معرفی می‌کنند.

﴿۱۸۹﴾ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ

﴿۱۸۹﴾ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ 

سرانجام او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر سايه افكن آنها را فرو گرفت، كه اين عذاب روز بزرگي بود. 

 

آن‌گاه ذات اقدس الهي فرمود: ﴿فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ﴾ ابرهاي سنگيني تلّي از ابر آمده به حيات اينها خاتمه داده با آن باران عذاب بر اينها باريد و حيات اينها خاتمه داد و از چنين روزي تعبير به عظيم فرمود نه از عذابش تعبير به عظيم فرموده باشد قبلاً هم گذشت كه اين مبالغه‌اش بيشتر است يك وقت مي‌فرمايد عذاب عظيم است يك وقت مي‌فرمايد ﴿عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾ معلوم مي‌شود آن عذاب به قدري عظيم است كه آن روز را هم عظيم كرده اين تعبير ﴿إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾ قوي‌تر از آن است كه بفرمايد «إنّه كان عذاباً عظيما»

 

Concerning yawm al-ẓullahin verse26:189 (so the punishment of yawmal-ẓullah overtook them) in tafsir Qomi, he said: “It means a day of heat and fatal winds.”

 

Some commentators relate a story that God afflicted the people of the thicket by withholding the wind and sending a terrible heat for seven days, after which a cloud appeared under which a man found comfort and coolness. He called his people to join him beneath it, and when they did, they were all destroyed by a fire originating from it (IK, Q, Th). This was the gloom that destroyed them.

There are mentioned a few different sentences in the holy Qur’an concerning the chastisement of the people of Shu‘ayb mentioned (but they are for the people of Madyan). Once it says it was an earthquake. In another place it says they were punished by a

(heavenly) blast (الصَّيْحَةُ).

-----------------------

فلسفه وجود عقوبت

آیت الله جوادی آملی

وی در پاسخ به شبهه ناسازگاری خلود با عدل الهی می گوید: عمده در مسئله خلود این اشکال است که چگونه با عدل الهی سازگار است که کسی در یک مدت محدود هفتاد سال یا صد سال یا دویست سال یا کمتر و بیشتر گناه بکند و برای ابد بسوزد؟ جوابش این است که در مسئله اولی روشن شد که جزا عین عمل است یعنی همان عمل بد به صورت کیفر در می‌آید (این یک مطلب)، اعمال هم دو قسم‌اند: یک قسم اعمال جارحه است، یک قسم اعمال جانحه، اعتقاد و قلب؛ اعمال جارحه سال و ماه برمی‌دارد یعنی می‌شود گفت فلان شخص هفتاد سال یا صد سال گناه و معصیت کرد و مانند آن؛ ولی اعمال جانحه و قلب تاریخ برنمی‌دارد، زیرا یک امر ثابت دائمی خواهد شد، اگر این اعمال زمینه کفر را فراهم نکند، شخص کافر و منافق نباشد، خدا و قیامت را قبول داشته باشد، این انسان هر اندازه هم شقی باشد مخلَّد نیست؛ بالأخره بعد از احقابی از عذاب نجات پیدا می‌کند؛ حالا چه اندازه است خدای سبحان می‌داند تا شفاعت چه گروهی شامل حالش بشود و مانند آن.

خب اگر کسی گفت فلان شخص به حبس ابد در زندان محکوم شد حالا زندان خراب شد و از بین رفت پس دیگر آن شخص عذابی نمی‌بیند برای اینکه زندان از بین رفت همین‌طور حالا اگر کفار در آتش‌اند و آتش ابدی نیست، صادق است که اینها بگویند اینها ابداً در نارند یعنی مادامی که نار هست اینها هستند (اگر نار برطرف شد اینها دیگر نیستند). خب نار چگونه از بین می‌رود؟

مخلَّدینِ در نار کسانی‌اند که به حدی برسند که ﴿َجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ﴾ یعنی این کافر لجوج که حق برای او روشن شد مع ذلک نپذیرفت، معجزات انبیا را دیدند نپذیرفتند، براهین عقلی برای‌شان تثبیت شد ولی نپذیرفتند، بعد از روشن‌شدن حق حقیقت را نپذیرفتند بعد از تمام‌شدن حجت بالغهٴ حق مع ذلک انکار کردند، اینها هستند که اهل خلودند و مخلَّد در نار. این گروه که مخلَّدند چون هیزم جهنم خود این گروه‌اند، مواد آتش‌زای جهنم خود این گروه‌اند، آن وقت فرض ندارد اینها از جهنم بیرون بیایند یا فرض ندارد که ما بگوییم ظاهر آیات این است که ﴿خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً﴾ یعنی اینها همیشه در آتش هستند خب وقتی آتش از بین رفت اینها هم از بین می‌روند.

آیت الله جوادی آملی تأکید می کند: خود این شخص هیزم است و خود این شخص هم ماده منفجره است: ﴿کَدَأْبِ آلَ‌فِرْعَوْنَ﴾ ، مسئله خلود مخصوص این گروه است.

﴿وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً

فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾

﴿قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾

 یکی در سورهٴ مکی است یکی در سوره مدنی، یکی با الف و لام یکی بدون الف و لام؛ آنکه در مکه نازل شد در اوایل بود هنوز شناخته نشده بود بدون الف و لام است؛ فرمود ﴿قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾ آنکه در مدینه نازل شد در سورهٴ مبارکهٴ «بقره» هست که بحثش قبلاً گذشت فرمود: ﴿فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی﴾ این ﴿النَّارَ﴾ را با الف و لام ذکر کرد ﴿فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾ خب اگر حالا وقودش خودِ فرعون بود این چگونه نجات پیدا کند؟ این هرکجا برود شعله است

 

«جهنم» مصداقی از رحمت عام خدای سبحان

وی تأکید می کند: رأفت خدای سبحان یک رأفت عاطفی نیست، لذا وقتی خدای سبحان نعمت خودش را می‌شمارد و رأفت و رحمت خودش را شماره می‌کند و از انسان اقرار می‌گیرد، همانطوری که بهشت و نعمتهای بهشت را بازگو می‌کند، جهنم و عذابهای جهنم را هم شماره می‌کند و از انسان اقرار می‌گیرد.

در همان سوره مبارکه «الرحمن» که نعم الهی یکی پس از دیگری شمرده می‌شود و از جنّ و انس اقرار می‌گیرند؛ هم مسئله بهشت مطرح است، هم مسئله جهنم، در همین سوره مبارکه «الرحمن» این‌چنین می‌فرماید: ﴿یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِن نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلاَ تَنتَصِرَانِ ٭ فَبِأَیِّ آلاَءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ﴾ یا ﴿هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ٭ یَطُوفُونَ بَیْنَهَا وَبَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ ٭ فَبِأَیِّ آلاَءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ﴾ که اینها را به عنوان آلای الهی می‌شمارند.

خب جهنم جزء بهترین نعمتهاست، اگر جهنم نبود که عده زیادی دست به تباهی می‌زدند، عده‌ای برای اینکه به جهنم نیفتند دست از رذیلت کشیدند. و اگر عده‌ای تبهکار بودند و ظلم کردند و جهنم نباشد که بر مظلوم عدل روا نداشت! پس همانطوری که بهشت و نعمای بهشت جزء آلای الهی است جهنم و عذابهای جهنم هم جزء آلای الهی است و خدای سبحان وقتی نعم را در کل تکوین می‌شمارد؛ هم بهشت را به عنوان «آلاء» می‌داند، هم جهنم را به عنوان «آلاء» می‌داند و از جنّ و انس اقرار می‌گیرد می‌فرماید که ﴿فَبِأَیِّ آلاَءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ﴾.

 

عقوبت انسانی و الهی به چه معناست و آیا عذاب جهنم برای گناهکاران ابدی است؟ از زبان عبدالکریم سروش

 

https://www.youtube.com/watch?v=C4WgZ1v0i0c

 

 

عقوبت سه نقش دارد:

- عبرت خود شخص گناهکار

- عبرت دیگران

- استحقاق مجرم برای عقوبت

 

تمام این سخنان در خصوص کیفرھایی مطرح است که مجرم، شاکی داشته باشد، اما اگر گنھکار فاقد شاکی باشد، مثل موارد مربوط به حق الله، دیگر این استدلال ھا جایی نخواھد داشت

حکیمان  گفته اند عقوبت عمل ، نتیجه عمل است نه اینکه فرمان کسی است که میگوید چنین و چنان عقوبت کنید.

تفاوت عقوبت انسانی و الهی در این است که در نوع انسانی مراحلی طی میشود تا گناهکار به نتیجه اعمالش برسد ولی عقوبت الهی عین نتیجه عمل است

- برخی از عرفا گفتند عوض شدن ماهیت جهنم

------------------------------------------

Mohammadi عذابی ابدی در مقابل گناهانی دنیوی

https://www.youtube.com/watch?v=2wu5mpLp1js

------------------------------------

نظرگاه مجلسی و طباطبایی

http://mazaheb.urd.ac.ir/article_8939.html