انزال و تنزيل

https://rasekhoon.net/media/show/1604218/%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%84%DB%8C

https://qurannotes.blogfa.com/category/27

https://www.instagram.com/ayatollahjavadiamoli/reel/CrGZ-vvoXBQ/

انزال و تنزيل

كلمه (تنزيل ) و كلمه (انزال ) هر دو به يك معناست و آن فرود آوردن است، چيزى كه هست غالبا انزال را در مورد فرود آوردن به يك دفعه و تنزيل را در مورد فرود آوردن به تدريج، استعمال مى كنند و اصل نزول در اجسام به اين است كه جسمى از مكانى بلند به پايين آن مكان فرود آيد و در غير اجسام نيز به معنايى است كه مناسب با اين معنا باشد.

و تنزيل خداى تعالى به اين است كه چيزى را كه نزدش مى باشد به موطن و عالم خلق و تقدير فرود آورد، چون همواره خود را در مقامى بلند دانسته و به اوصافى چون على و عظيم و كبير و متعال و رفيع الدرجات و قاهر فوق بندگان ستوده، در نتيجه وقتى او موجودى را ايجاد مى كند و به عالم خلق و تقدير در مى آورد و يا به عبارت ديگر از عالم غيب به عالم شهادت مى آورد، در حقيقت تنزيلى از ناحيه او محسوب مى شود.

اين دو كلمه، يعنى تنزيل و انزال در كلام خداى تعالى به همين عنايت در اشيايى به كار رفته، مثلا درباره لباس فرموده :

سوره ۷: الأعراف

يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿۲۶﴾

اي فرزندان آدم! لباسي براي شما فرو فرستاديم كه اندام شما را مي پوشاند و مايه زينت شماست و لباس پرهيزگاري بهتر است، اينها (همه) از آيات خدا است شايد متذكر (نعمتهاي او) شوند. (۲۶)

و در باره چارپايان فرموده : ( وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ و براي شما هشت زوج از چهارپايان نازل كرد ( گوسفند نر و ماده ، بز نر و ماده ، شتر و گاو نر و ماده است ، و از آنجا كه كلمه (زوج ) به هر يك از دو جنس نر و ماده گفته مى شود مجموعا 8 زوج مى شود (هر چند در تعبيرات روزمره فارسى (زوج ) به مجموع دو جنس اطلاق مى گـردد، ولى در تـعـبـيـرات عـربـى چـنـيـن نيست لذا در آغاز همين آيه از همسر آدم به عنوان (زوج ) تعبير شده است) )

http://www.parsquran.com/data/show.php?lang=ara&sura=39&ayat=6&user=far&tran=

و درباره آهن فرموده : (وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ و آهن را نازل كرديم كه در آن قوت شديدي است) و درباره مطلق خير فرموده : (مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ كافران اهل كتاب، و همچنين مشركان، دوست نمي‏دارند خير و بركتي از ناحيه خداوند بر شما نازل گردد) و در مطلق موجودات فرموده : (وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ خزائن همه چيز نزد ما است ولي ما جز به اندازه معين آنرا نازل نمي‏كنيم).

خداى تعالى ظـهـور اشـيـا در عـالم هـسـتى را بعد از عدم, انزال خوانده، به اين اعتبار كه هر موجودى از مـوجودات نزد خدا و در عالم غيب خزينه ها دارد، و آن موجود پس از آنكه اندازه گيرى شده، و در خـور عـالم شـهـادت شـده بـه ظـهـور پـيـوسـتـه اسـت، و ايـن خـود نـوعـى نـزول اسـت، هـمـچـنـان كـه فـرموده : (وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ خزائن همه چيز نزد ما است ولي ما جز به اندازه معين آنرا نازل نمي‏كنيم).

و در احـتـجـاج (طبرسي) از عـلى (عليه السلام) روايـت كـرده كـه در حـديـثـى فـرمـود: مـعـنـاى انـزال در جـمله (و انزلنا الحديد فيه باس شديد) خلقت است (انزاله ذلك خـلقـه اياه) ، پس معناى جمله اين است كـه : مـا آهـن را خـلق كـرديـم، (نـه ايـن كـه از آسـمـان نازل كرده باشيم ).

احـتـجـاج (طبرسي):

ومن كتاب الله عز وجل يكون تأويله على غير تنزيله، ولا يشبه تأويله بكلام البشر، ولا فعل البشر وسأنبئك بمثال لذلك تكتفي به إنشاء الله تعالى وهو حكاية الله عز وجل عن إبراهيم عليه السلام حيث قال: " إني ذاهب إلى ربي " فذهابه إلى ربه توجهه إليه في عبادته واجتهاده، ألا ترى أن تأويله غير تنزيله، وقال:" وأنزل لكم من الأنعام ثمانية أزواج " وقال: " وأنزلنا الحديد فيه بأس شديد " فإنزاله ذلك: خلقه إياه.

و از کتاب خداوند عزوجل، تأویل آن متفاوت از تنزیل آن است و تأویل آن به گفتار یا عمل بشر شباهتی ندارد. اکنون مثالی برایت می‌آورم که ان‌شاءالله برایت کافی باشد. خداوند عزوجل از ابراهیم علیه السلام حکایت کرده که فرمود: «إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي» (من به سوی پروردگارم می‌روم). رفتن او به سوی پروردگارش یعنی توجه او به عبادت و تلاشش در این راه. آیا نمی‌بینی که تأویل آن با متن اصلی متفاوت است؟ و همچنین خداوند فرمود: «وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ» (و از چهارپایان برای شما هشت جفت فرو فرستاد) و فرمود: «وأنزلنا الحديد فيه بأس شديد» (و آهن را که در آن نیرویی سخت است فرو فرستادیم). پس منظور از «فرو فرستادن» در اینجا، آفرینش آن است.

و اما معناي اينكه نازل كرديم چيست؟ معناي نازل كردن يك نازل كردن مادي است; مثل اينكه باران را از بالا نازل مي‌كند. در إنزال‌هاي مادي كه باران از بالا نازل مي‌شود به صورت تجافي (بر جای خود باقی نماندن تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ﴿۱۶﴾ پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مي‏شود (بپا مي‏خيزند و رو به درگاه خدا مي‏آورند) پروردگار خود را با بيم و اميد مي‏خوانند، و از آنچه به آنها روزي داده‏ ايم انفاق مي‏كنند.) است; يعني وقتي كه باران در بالا است در پايين نيست, وقتي كه اين قطرات باران پايين آمد در بالا نيست; اين خاصيت انزال‌هاي مادي است. وقتي گفتند اين كتاب را از قفسه بالا پايين آوردند, نازل كردند و فرود آوردند, لازمه آن اين است که كتاب مادامي در قفسه بالا بود در پايين نبود, وقتي هم كه پايين آوردند فرود آوردند و انزال كردند, ديگر اين كتاب در قفسه بالا نيست. انزال‌هايي كه خداي سبحان به خود نسبت مي‌دهد, درباره اين نِعَم الهي و معارف, درباره قرآن كريم مي‌فرمايد: ﴿إِنّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾[17] به اين معنا نيست كه ما كتابي را در شب قدر به وسيله جبرئيل(سلام الله عليها) يا پيك ديگر پايين فرستاديم كه قرآن را وقتي از بالا به پايين آوردند ديگر در بالا نباشد يا حمله عرش مثلاً جبرئيل (سلام الله عليه) كه تنزل مي‌كند براي آوردن وحي, اين‌چنين نيست كه ديگر در عرش نباشد يا عزرائيل(سلام الله عليه) كه براي قبض ارواح تنزل مي‌كند, اين‌چنين نيست كه ديگر در عرش نباشد. اين گونه از انزال‌هابه عنوان تجلي است, نه به عنوان تجافي; يعني در عين حال كه در بالا هستند در پايين هستند, مرتبه نازله‌ ايشان در پايين است.

همه اين نعم را قرآن كريم, تنزل يافته مخزن الهي مي‌داند. اصل كلي را در سوره «حجر» بيان مي‌كند فروعات آن را در سور متعدّده بيان مي‌كند در سوره مباركه حجر مي‌فرمايد: ﴿وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾[22] يعني هيچ چيزي نيست, مگر اينكه براي او نزد ما خزائني است, نه تنها يك خزينه، نزد ما خزائني است و ما آن را تنزيل نمي‌دهيم مگر به اندازه معلوم, به قدر معلوم, با هندسه‌گيري و اندازه‌گيري مشخص و معلوم: ﴿وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾ اين در قرآن كريم اصل كلي است. آن‌گاه بر اساس اين اصل نمونه‌هايي را ذكر مي‌كند, چه درباره قرآن مي‌فرمايد: ﴿إِنّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ چه درباره ميزان مي‌فرمايد: ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسماني) و ميزان (شناسائي حق و قوانين عادلانه) نازل كرديم، تا مردم قيام به عدالت كنند﴾ چه درباره گوسفندها و گاوها و امثال ذلك در سوره «زمر» مي‌فرمايد: ﴿وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ اْلأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ﴾[23] چه درباره پر و پشم و مو مي‌فرمايد: ما ﴿أَنْزَلْنا﴾ براي شما ﴿ريشًا وَ لِباسُ التَّقْوى﴾[24] پرهاي مرغ را هم ما از آسمان نازل كرديم.

درباره آهن هم مي‌فرمايد: ﴿وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ﴾ كه در همين آيه مباركه است. ما آهن را نازل كرديم; يعني تنزل داديم; يعني همه آنچه كه در جهان ماده و خلقت است مخزن آن نزد ما است, ما از آنجا تنزل داده‌ايم و از آنجا تنزل يافت به دست شما رسيده است.