أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿۵۸﴾ إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۵۹﴾
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿۵۸﴾ إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۵۹﴾
آيا ما هرگز نميميريم ؟ (۵۸) و جز همان مرگ اول مرگي به سراغ ما نخواهد آمد و ما هرگز مجازات نخواهيم شد؟ (۵۹)
در اينجا به دوست جهنميش رو مى كند و اين سخن را به عنوان سرزنش به ياد او مى آورد و مى گويد: آيا تو نبودى كه در دنيا مى گفتى ما هرگز نمى ميريم ؟ (افما نحن بميتين ).
جز همان يك مرگ اول در دنيا و بعد از آن نه حيات مجددى است و نه ما هرگز مجازات خواهيم شد! (الا موتتنا الاولى و ما نحن بمعذبين )
اكنون بنگر و ببين چه اشتباه بزرگى كردى؟ بعد از مرگ چنين حياتى بود و چنين ثواب و جـزاء و كـيـفـرى، اكـنون همه حقائق بر تو آشكار شده ولى چه سود كه راه بازگشتى وجود ندارد!
طبق اين تفسير دو آيه اخير از گفتار اين فرد بهشتى با رفيق دوزخيش مى باشد كه گفته هاى او را در زمينه انكار معاد به خاطرش مى آورد.
ولى جمعى از مفسران احتمال ديگرى در تفسير اين دو آيه داده اند و آن اينكه گفتگوى فرد بـهـشـتـى بـا رفـيـق دوزخـى پـايان يافته، و دوستان بهشتى بار ديگر با هم سخن مى گويند: يكى از آنها از فرط خوشحالى صدا مى زند: آيا به راستى ديگر ما نمى ميريم و در ايـنـجـا حـيات جاودان داريم ؟ آيا جز مرگ اول مرگ ديگرى در كار نخواهد بود؟ و اين لطف الهى بر ما جاودان مى ماند و هرگز عذاب نخواهيم شد؟
البـتـه ايـن سـخـنـان از روى شـك و تـرديـد نـيـسـت، از فـرط وجـد و سـرور اسـت ، درست مـثـل ايـنـكـه گـاهـى انـسـان بـعـد از مـدتـى آرزو و انـتـظـار بـه مـنـزل وسـيـع و مـرفـهـى دسـت مـى يـابـد، بـا تـعـجـب مـى گـويـد: آيـا ايـن مال من است ؟ اى خداى من ! چه نعمتى ! آيا از من گرفته نخواهد شد؟
… و مـعـنـاى آيه با در نظر گرفتن جزئياتى كه در كلام حذف شده اين است كه: سپس همان گـويـنـده بـه خودش و به رفقايش برگشته و با تعجب مى گويد: آيا راستى ما براى هـمـيـشـه در بـهشت متنعم هستيم؟ و ديگر مرگى نداريم، مرگ ما همان يك بارى بود كه در دنيا داشتيم و آيا راستى ديگر ما عذاب نخواهيم ديد؟
صـاحب مجمع البيان مى گويد: منظورشان از اين پرسش محقق كردن مطلب است، نه اينكه در مسأله دچار شك و ترديد شده باشند، و بدين جهت اين سخن را مى گويند كه در گفتن آن سـرور و فـرحـى مـجدد و دو چندان هست، هر چند كه علم به اين معنا دارند كه: در بهشت جاودانه خواهند بود، و ايـن در مـثل نظير آن است كه مال فراوانى به كسى بدهند و او با اينكه مى داند اين همه امـوال مـال اوسـت، مـع ذلك از در تـعـجـب مـى پـرسـد: راسـتـى ايـن هـمـه مـال از آن مـن است، همچنان كه آن شخصى كه آرزوى ديدن كعبه را داشته، بعد از رسيدن بـه مـكـه گـفـته است: (ابطحاء مكه هذا الّذى اراه عيانا و هذا انا آيا اين محلى كه دارم مى بينم، خود مكه است و آيا اين منم كه مكه را مى بينم )؟.
صـاحـب مـجـمـع البـيـان سـپـس اضـافـه مـى كـنـد: بـه هـمـيـن جـهـت دنبال آن جمله، اضافه كردند كه: (ان هذا لهو الفوز العظيم راستى اينكه مى بينم هر آينه رستگارى عظيمى است ).
… تو خيال ميكردي ما فقط يك مرگ داريم؛ يعني انسان ميميرد و وارد گور ميشود و تمام ميشود، خير ما دو مرگ داريم ـ چون مرگ هجرت است ـ پس از دنيا وارد برزخ ميشويم اين مرگ اول, از برزخ وارد صحنه قيامت و بهشت ميشويم، اين مرگ دوم يعني هجرت دوم. منكرين معاد مرگ اول را قبول دارند، براي اينكه يك امر محسوسي است و ميميرند، مرگ دوم را نميپذيرند؛ يعني هجرت از برزخ، چون آن جا را اصلاً برزخ نميدانند؛ هجرت از برزخ به صحنه قيامت و بهشت را قبول ندارند، اين شخص ميگويد: ﴿أَفَما نَحْنُ بِمَيِّتينَ﴾… ما بعد از مرگ كه وارد برزخ شديم آن آخر خط است؛ يعني بعد از اينكه وارد قبر شديم خبري نيست و فقط يك مرگ داريم؟! اينچنين نيست، ما وارد قبر ميشويم, يك; از قبر وارد صحنه قيامت و بهشت ميشويم, دو; شما خيال ميكرديد ما فقط يك مرگ داريم ﴿أَفَما نَحْنُ بِمَيِّتينَ﴾.
…در سوره مباركه «غافر»؛ يعني همان سوره مباركه «مؤمن», آيه يازده به اين صورت آمده است که ميگويند:
سوره ۴۰: غافر
قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ ﴿۱۱﴾
آنها ميگويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندي و دو بار زنده كردي، اكنون به گناهان خود معترفيم، آيا راهي براي خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟! (۱۱)
…حالا عرض ميكنند خدايا ما همه اين صحنهها را ديديم، ما خيال ميكرديم يك مرگ است که حالا معلوم ميشود دو مرگ است, خيال ميكرديم يك حيات است که حالا معلوم ميشود دو حيات است؛ … آن وقت ديگر جاي توبه و مانند آن گذشته است ﴿قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ﴾ ما را دو «إماته» كردي از دنيا به برزخ و از برزخ به قيامت، چون مرگ همان هجرت است ﴿وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ﴾ ما را دو بار زنده كردي: يكي از برزخ و يكي هم وارد صحنه بهشت كردي يا يكي در دنيا و يكي در برزخ, … ما قبول كرديم تبهكاريم; اما اين اعتراف نظير اعتراف دنيا نيست كه توبه به حساب بيايد، آنجا كاري به عنوان يك عمل صالح از انسان ساخته نيست …
… مرگِ دنيا هجرت است «وَ لَكِنَّكُمْ تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَی دَارٍ»؛
ما خُلِقْتُمْ لِلْفَناءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقاءِ، وَإِنَّما تُنْقَلُونَ مِنْ دارٍ إِلى دارٍ.
برای نابودی خلق نشده اید، بلکه برای بقاء خلق گشته اید و تنها شما را از جائی به جائی دیگر منتقل می کنند.
مرگ اگر مرد است آید پیش من
تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ
من ز او جانی ستانم جاودان (من از او جانی برم بیرنگ و بو)
او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ
(مولانا)
https://www.aparat.com/v/l198ujb
https://www.aparat.com/v/r0289kk
اينكه ميگويند مرگ، چون دنيا را رها كرديم ميشود مرگ وگرنه ميلاد است، براي اينكه ما وارد صحنه برزخ شديم، يك تولد جديد است؛ اينچنين نيست كه زوال و نيستي و نابودي باشد ما ميلادي پيدا كرديم و يك حيات برزخي داريم، آن وقت از قيامت صغرا وارد قيامت كبرا ميشويم؛ با نفخ صور اول مدهوش ميشويم, با نفخ صور دوم به هوش ميآييم؛ يعني مدهوشي ما رخت برميبندد، اينچنين نيست كه ما فقط با مرگ اول از بين رفته باشيم و هيچ عذابي در كار نباشد.
—
همان طوري كه مرحوم شيخ طوسي در تبيان[5] و بعد آن هم امينالاسلام(رضوان الله عليهما)[6] بيان كردند و در تعبيرات ساير مفسّرين آمده است به دو وجه معنا شده که سيدناالاستاد[7] هم آن را انتخاب كرد: يكي اينكه اينها وقتي وارد آن صحنه شدند، با خوشحالي ميگويند اين همه نعمت براي ماست و ديگر مرگي نيست اين يك تعبير و تعبير ديگر اين است كه منظور ﴿أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتينَ ٭ إِلاَّ مَوْتَتَنَا الْأُولي﴾ تتمّه گفتگوي همين بهشتي است با آن قرين خودش و به قرين گفته بود كه ﴿تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدينِ ٭ وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرينَ﴾؛ تو ميگفتي بعد از مرگ خبري نيست و ما بعد از مرگ, مرگ و حيات ديگر نداريم، آيا اينچنين است؟ در حالي كه ما بعد از مرگ زندهايم.
ولي روايتي را كه در كتاب شريف كنزالدقائق[8] (تفسیری روایی شیعی است. از تفاسیر مشهور شیعه است که بهوسیله میرزا محمد مشهدی قمی، از علمای قرن یازدهم هجری) از وجود مبارك ابيجعفر(عليه السلام) نقل شده است، اين بيان نوراني آن وجهي كه سيدناالاستاد و ديگران فرمودند را تقويت ميكند…آنچه از روايت امام باقر(سلام الله عليه) برميآيد اين است كه وقتي كه مسئله بهشت برايشان مطرح شد … به صورت شگفتي و تعجّب ميگويند به به! ما ديگر نميميريم، فقط يك بار مُرديم و براي ابد زندهايم …
—
این آیه نشان میدهد که: ... بهشتيان وقتي آماده شدند که در بهشت مستقر شوند، هنوز به مراحل نهايي بهشت نرسيدند با يكديگر سخن ميگويند …