صراط و سبیل
سوره ۲۹: العنكبوت
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿۶۹﴾
و كسانى كه در راه ما كوشيده اند به يقين راه هاى خود را بر آنان مى نماييم و در حقيقت خدا با نيكوكاران است (۶۹)
سوره ۶: الأنعام
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۵۳﴾
و اينكه اين راه مستقيم من است از آن پيروي كنيد و از راههاي مختلف (و انحرافي) پيروي نكنيد كه شما را از راه حق دور ميسازد، اين چيزي است كه خداوند شما را به آن سفارش ميكند تا پرهيزگار شويد. (۱۵۳)
مصباح یزدی:
مفسران، هم ذکر کرده اند که «صراط» ، شاهراه اصلی واحدی است که با قطعیات ثابت می شود و در مواردی هم راههایی جزئی متعددی وجود دارند که ضرری به اصل دین و اصل شریعت نمی زنند و بعنوان «سبل» ، طرح شده که همه در همان صراط مستقیم واحد قرار می گیرد.آن جا ممکن است اختلاف نظرهائی پیش بیاید، اما پذیرش این راههای فرعی، معنایش این نیست که صراطهای متناقض و متعددی وجود دارند.
استاد جوادی آملی می فرماید: دستورهای صحیح اخلاقی، فقهی و حقوقی، راه های فرعی است که به صراط مستقیم توحید منتهی می شود. و هم چنین راه های انحرافی اخلاقی و مانند آن به راه های فرعی است که به شرک مرتبط می شود.(1)
سوال شده که جمله «الطرق الي الله بعدد نفوس الخلايق»؛ (راه هاي رسيدن به خدا به تعداد بندگان است) و آيه «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»(1)؛ (کسانى که در راه ما جهاد کنند ما آنها را به راه ها و طُرُق خويش هدايت مى کنيم)، چگونه با «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» جمع مي شود؟! و آيا بر اين اساس مي توان گفت راه هاي رسيدن به خدا متعدد مي باشد؟
در ابتدا مناسب است بدانيم که جمله «الطرق الي الله بعدد نفوس الخلايق» از معصومين(عليهم السلام) نقل نشده است و متعلق به صوفيان مي باشد؛ لذا نمي تواند در مقابل آيات و روايات مورد استناد قرار گيرد و جايگاهي ندارد که بخواهيم درباره اش بحث کنيم.
اما براي توضيح و تبيين معنای «سبل الهی» و «صراط مستقيم» که در آياتي مانند آيه «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» و «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» آمده است، کافيست به آيات 15 و 16 سوره مائده و تفسير آنها مراجعه کنيم. خداوند در اين آيات «سُبُل»؛ (راه ها) را در کنار «صراط» به کار مي برد و مي فرمايد:
سوره ۵: المائدة
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُوعَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ ﴿۱۵﴾
اي اهل كتاب پيامبر ما بسوي شما آمد و بسياري از حقايق كتاب آسماني را كه شما كتمان كرديد روشن ميسازد و از بسياري از آن (كه فعلا مورد نياز نبوده) صرف نظر مينمايد، از طرف خدا نور و كتاب آشكاري بسوي شما آمد. (۱۵)
يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۱۶﴾
خداوند به بركت آن، كساني را كه از خشنودي او پيروي كنند به راههاي سلامت هدايت ميكند، و از تاريكيها - به فرمان خود - به سوي روشنائي ميبرد، و آنها را به راه راست رهبري مينمايد. (۱۶)
اين نوع استفاده و کاربرد روشن مي کند که خداوند واژه «سبيل» را مترادف با «صراط» استعمال نکرده است؛ بنابراين اصل شبهه تناقض بين آيات محتوی «صراط» و «سبيل» از بين مي رود؛ چون اين دو دارای يک معنا نيستند.
در تبيين معنی هر کدام از اين دو واژه، مي توانيم «صراط» را به بزرگراهي تشبيه کنيم که از چند مسير تشکيل شده است؛ وضعيت «سبيل» نسبت به «صراط» شبيه به اين مسيرها برای بزرگراه می باشد؛ و يا مي توان گفت «صراط» شبيه بزرگراهي است که راه هاي فرعي بدان منتهي مي شود و هر يک از آن راههای فرعی، يک «سبيل» هستند.
آن گونه که از بررسى آيات قرآن مجيد برميآيد «صراط مستقيم» همان آئين خداپرستى و دين حق و پايبند بودن به دستورات خدا است، چنان که در سوره انعام آيه 161 مىخوانيم:
«قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِينَ»؛
(بگو خداوند مرا به صراط مستقيم هدايت کرده، به دين استوار، آئين ابراهيم که هرگز به خدا شرک نورزيد).
در اينجا «دين ثابت و پابرجا و آئين توحيدى ابراهيم و نفى هر گونه شرک» به عنوان صراط مستقيم معرفى شده که اين جنبه عقيدتى را مشخص مى کند.
اما در سوره «يس» چنين مى خوانيم:
«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْکُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»(2)؛
(اى فرزندان آدم مگر با شما پيمان نبستم که شيطان را پرستش نکنيد و به دستورات او عمل ننمائيد. مرا پرستش کنيد اين همان صراط مستقيم است).
در اينجا به جنبه هاى عملى آئين حق اشاره شده که نفى هر گونه کار شيطانى و عمل انحرافى است.
و به گفته قرآن در آيه 101 سوره آل عمران، راه رسيدن به صراط مستقيم پيوند و ارتباط با خدا است «وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ».
هر كس به خدا تمسك جويد قطعا به راه راست هدايت شده است
بنابراين اگر قرآن مى گويد صراط مستقيم همان دين و آئين الهى در جنبه هاى عقيدتى و عملى است، به اين دليل است که نزديکترين راه ارتباط با خدا همانست.
خلاصه اينکه صراط مستقيم راهى است به سوى خدا، که هر راه ديگرى که خلايق به سوى خدا دارند، شعبه اى از آنست؛ مانند: جهاد با نفس، مبارزه با دشمنان، تلاش در راه علم و دانش و فرهنگ، صبر بر طاعت، شکيبايى در برابر وسوسه معصيت، کمک به افراد مستضعف و... . همه اين راه ها با تمام تفاوت هايي که با هم دارند، داراي يک سنخ، يک سو و يک جهت و تحت يک عنوان به نام صراط قرار مي گيرند.
خداوند به بندگانش وعده داده که اگر براي رسيدن به او مجاهده و کوشش نمايند سُبُل هدايت را به آنها نشان خواهد داد: «وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»؛ (کسانى که در راه ما جهاد کنند ما آنها را به طرق خويش هدايت مى کنيم، و خداوند با نيکوکاران است). هر کدام از اين راه ها جزئي از صراط مستقيم است، و بخشي از سلامت را برای انسان تأمين مي کند: سلامت فردی، سلامت اجتماعي، سلامت روح و جان، سلامت خانواده و سلامت اخلاق و... .