﴿۸۰﴾ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
﴿۸۰﴾ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
و هنگامي كه بيمار شوم مرا شفا ميدهد.
مريض شدن را به خودش نسبت داد، چون اگر به خدا نسبت مى داد با منظورش كه ذكر نعمتها بوده نمى ساخت، چون مريض كردن سلب نعمت است نه نعمت، و اما اينكه بعضى گفته اند : (مرض را با اينكه آن هم از خداست به خودش نسبت داد تا رعايت ادب را كرده باشد) صحيح نيست.
و اما اينكه چرا كلمه (الذى ) را تكرار كرد، با اينكه ممكن بود بفرمايد: (و هو يطعمنى و يسقين...) براى اين بود كه دلالت كند كه يك يك اين صفات به تنهايى در اثبات ربوبيت خداى تعالى و تدبير امر آدمى و اينكه او قائم بر نفس آدمى و اجابت كننده دعاى او است كافى است.
اگر طبيبي درمان ما را به عهده دارد آن خدا از طبيب به ما نزديكتر است آن خدا از دارو به ما نزديك تر است اگر «أقرب إلينا مِن حبل الوريد»[16] است اگر ﴿يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِه﴾[17] است اوست كه در حقيقت شِفا ميدهد نه اينكه ما اگر بخواهيم بيماريم شفا پيدا كنيم اين نظام علّي را انكار كنيم علم را منكر بشويم مراجعه نكنيم بلكه بدانيم آنكه اينها را اداره ميكند و مدبّر است خداي سبحان است و اينها جنود الهياند. حداقل فايدهاي كه دعا براي بيمار دارد اين است كه در پنج بخش كمك ميكند اگر كسي بيمار شد حالا ميخواهد شِفا پيدا كند مبادا ـ معاذ الله ـ كسي بگويد دعا چه اثر دارد اين الآن به طبيب مراجعه ميكند و شِفا پيدا ميكند وقتي كه ميخواهد به طبيب مراجعه كند بايد متوجه باشد به كدام طبيب مراجعه كند اطبا زيادند بعضيها محققاند بعضي حاذقاند بعضي سابقهٴ بيشتري دارند اين دعا فكر او را هدايت ميكند كه به كدام طبيب مراجعه كند وقتي به طبيب مشخص مراجعه كرد طبيب گاهي اشتباه ميكند گاهي تحقيق ميكند گاهي به مقصد ميرسد گاهي نميرسد اين دعا اثر دومش آن است كه فكر طبيب را به تشخيص مرض هدايت ميكند. در بخش سوم فكر طبيب را به تشخيص دارو هدايت ميكند داروها زياد است كدام دارو براي شفاي اين بيماري اثر دارد وقتي كه نسخه نوشت دعا فكر آن شخص را هدايت ميكند كه به كدام داروخانه برود كه مبادا او تاريخ مصرف گذشته را به اين شخص بدهد اينها هدايتهاي الهي است وقتي كه فكرش هدايت شده رفته داروخانهاي كه داروي صحيح دارد مصرف گذشته نيست اين دارو را به او ميدهد در موقع عمل كردن، فكر آن پرستار را چه پرستار داخلي چه پرستار بيمارستاني هدايت ميكند كه اشتباه نكند به موقع اين داروها را بدهد اين پنج مرحله كه با دعا تأمين شد ميبينيم شخصي كه به بيماري صعب العلاج مبتلا بود در مدّت كوتاهي شفا پيدا كرد اين نبايد بگويد كه من دارو خوردم شفا پيدا كردم درست است دارو خوردم شفا پيدا كردم امّا اگر طبيب در تشخيص مرض اشتباه ميكرد اگر در تشخيص دارو اشتباه ميكرد اگر آن دارو فروش در دادن دارو اشتباه ميكرد اگر پرستار به موقع نميرسيد و اشتباه ميكرد هرگز اين بيماري شفا پيدا نميكرد. حالا اين بخشهاي پنجگانه را ما بهعنوان مثال ذكر كرديم در كارهاي عادي ديگر هم همينطور است
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۵/۰۶ ساعت توسط
|