﴿۸۳﴾ رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ 

پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق كن. 

معرفت, مقدمه عمل است لذا عرض كرد: ﴿رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ﴾ در چند جاي قرآن سورهٴ مباركهٴ «عنكبوت», «بقره» و مانند آن دارد ﴿وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ﴾[2] با اينكه در سورهٴ مباركهٴ «انعام» بسياري از انبيا(عليهم السلام) را نام مي‌برد مي‌فرمايد: ﴿كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ﴾[3] اينها با اينكه جزء بندگان صالح‌اند ولي در آخرت جزء صالحين‌اند براي اينكه صالحين هم مثل خود انبيا مثل مرسلين درجاتي دارند اگر فرمود: ﴿تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَي بَعْضٍ﴾[4] يك آيه, ﴿لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَي بَعْضٍ﴾[5] دو آيه, هم انبيا با هم تفاوت دارند هم مرسلين, صالحين هم بشرح ايضاً اگر كسي در دنيا جزء صالحين بود و در آخرت به اهل بيت(عليهم السلام) ملحق شد يعني درجه صلاح او برتر شد به گروهي كه صالح‌ترند و برجسته‌ترند مي‌رسد لذا اگر كسي در دنيا صالح بود بعد بفرمايد: ﴿وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ﴾ و در آيات ديگر بيايد ﴿وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ﴾ اين بر ترفيع درجه حمل مي‌شود.

تمام نعمتهاي الهي, هبه است اين طور نيست كه كسي استحقاق چيزي داشته باشد بگويد ما خودمان زحمت كشيديم تلاش كرديم مستحقّ اين شديم براي اينكه آن توفيق هم باز به نعمت الهي است. آن بيان نوراني امام سجاد(سلام الله عليه) در صحيفه كه فرمود: «مِنتك ابتداء»[5]) نعمتت بى استحقاق به بندگان رسد( همين است هر چه را ذات اقدس الهي عطا كند نعمت ابتدايي اوست كسي نمي‌تواند بگويد ما خودمان زحمت كشيديم به اينجا رسيديم آن زحمت كشيدن آن قدرت بر زحمت آن توفيق آن ادراك همه اينها نعمتهايي است كه خدا عطا كرده.

 

آن‌گاه وجود مبارك حضرت ابراهيم به خدا عرض مي‌كند به من حكم بده حكمت عطا بكن هم حكمت عملي عطا بكن هم حكمت نظري, هم ادراك صحيح هم تصميم سالم همان كه وجود مبارك حضرت موسي گفت؛ آيه 21 همين سورهٴ مباركهٴ «شعراء» گذشت كه موسي(سلام الله عليه) گفت: ﴿فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ﴾ اينها از خداي سبحان هبه مي‌خواستند بخششِ حكمت را مي‌خواستند و خدا هم به اينها حكمت مي داد علمِ صائب و ارادهٴ صالح هر دو حكمت است.

در بحثهاي قبل هم داشتيم كه گاهي خداي سبحان يك مطلب علمي را وحي مي‌فرستد كه فلان مطلب اين است حكم اين است يا مربوط به اخبار غيب است و اينها يك وقت است اراده, نيّت, اخلاص, تصميم اينها را در قلب القا مي‌كند اينها وحيِ فعل است نه وحي علم

 

 آنكه وجود مبارك موساي كليم گفت: ﴿فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً﴾[9] شامل هر دو قسم مي‌شود، آنچه وجود مبارك ابراهيم در آيه 83 از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كند ﴿رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً﴾ شامل هر دو قسم مي‌شود، بعد عرض مي‌كند

 

در بخشهاي ديگر هم در جريان حضرت ابراهيم هست كه ﴿وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ﴾ بين صالحين با ﴿عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ﴾ خيلي فرق است.

﴿وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ﴾ ما تاكنون عمل صالح داشتيم اما توفيقي به ما بده كه ما خودمان صالح باشيم. يك وقت انسان جزء ﴿عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ﴾ است كارِ خوب مي‌كند حالا يا اين عمل صالح انجام دادن براي او حال است گاهي براي او مَلكه و وصف لازم است گاهي هم نه, مقوّم هويّت اوست كه اين شخص، صالح است نه جزء ﴿عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ﴾[10] مادامي كه در مرز ﴿عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ﴾اند يعني كارهاي خوب مي‌كنند ممكن است اين كار خوب كردن در گوهر ذات ايشان نباشد اما وقتي خود ذات جزء صالحين شد ديگر از ذات صالح جز كار صالح نشأت نمي‌گيرد وجود مبارك ابراهيم از خداي سبحان خواست كه تاكنون توفيقي داديد كه ما عمل صالح انجام مي‌داديم اكنون توفيقي عطا كن كه گوهر ذات ما صالح بشود كه يقيناً عمل صالح هم از او صادر خواهد شد.

 در سه جاي قرآن خداي سبحان فرمود: ﴿إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ﴾[11]  )سورهٴ بقره, آيهٴ 130; سورهٴ نحل, آيهٴ 122; سورهٴ عنكبوت, آيهٴ 27.( اينكه عرض كرد ﴿وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ﴾ معلوم مي‌شود گروهي پيشگام بودند جزء صالحين‌اند و وجود مبارك ابراهيم(سلام الله عليه) از خدا درخواست مي‌كند كه مرا به آنها ملحق بكن. اينكه فرمود: ﴿وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ﴾[12] وجود مبارك ابراهيم پيرو حضرت نوح بود معلوم مي‌شود يك عدّه پيشگاماني هستند كه جزء صالحين‌اند و حضرت ابراهيم(سلام الله عليه) لحوق به آنها را درخواست مي‌كند؛ آيه 130 سورهٴ مباركهٴ «بقره» اين بود ﴿وَمَن يَرْغَبُ عَن مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ﴾ خب پس اينكه در اين چند جا فرمود: ﴿وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ﴾ نشان مي‌دهد كه مثلاً هنوز در دنيا آن مرتبه نهايي حاصل نشده.

 

اين طور نيست كه هر كسي در هر جايي باشد در دنيا هم به آن مقام مي رسد اين طور نيست برخيها بايد اين عقبه‌هاي كئود و اين سختيها و دشواريهاي برزخ و ساهره قيامت و مواقف قيامت و امثال اينها را تحمل بكنند تا شايسته آن فيض باشند اين طور نيست كه هر كسي در هر مرتبه‌اي كه باشد مي‌تواند با صالحين محشور بشود اين طور نيست.

در جريان سورهٴ مباركهٴ «يوسف» گذشت اينكه وجود مبارك يعقوب(سلام الله عليه) با جمله اسميه با تأكيد «إنّ» با ضرس قاطع مي‌فرمايد: ﴿إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُونِ﴾[16] خب همين يعقوب بود آن هم همين يوسف بود چند كيلومتري كنعان اين بچه را انداختند در چاه اين نديد اما الآن از هشتاد فرسخي به صورت جمليه اسميه مي‌گويد من بوي يوسف مي‌شنوم اين مجّاني و آساني به كسي نمي‌دهند ولو يعقوب باشد يك جان كَندن صبر و تحمل و آزمون الهي مي‌خواهد تا آن شامّه باز بشود بوي هشت پسر را از هشتاد فرسخي بشنود وگرنه اين يعقوب همان يعقوب بود اين يوسف همان يوسف بود چند متري‌اش در كنعان او را در چاه انداختند خبر نداشت اين طور نيست كه رايگان هر فيضي را به هر كسي بدهند اين تحمل مي‌خواهد آزمون مي‌خواهد صبر مي‌خواهد

﴿وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ﴾[17] پاسخش نشان مي‌دهد كه اين خواسته در دنيا مستجاب نشد در آخرت مستجاب مي شود