(13) فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هذَا سِحْرٌ مُبِينٌ

و هنگامي که آيات روشني بخش ما به سراغ آنها آمد گفتند: اين سِحري است آشکار

 

كلمه (مبصرة ) به معناى واضح و روشن است و اينكه در مقابل گفتند: (هذا سحر مبين )، در حقيقت اهانتي بوده كه به آيات خدا كردند و دلالت واضح آنها را بر حقانيت دعوت موسى، به هيچ گرفتند

 

 ﴿فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً﴾ يعني آيات روشن و شفاف آن معجزه‌اي كه به حس بيايد شفاف و روشن باشد از آن به عنوان معجزه مبصره ياد مي‌شود در سورهٴ مباركهٴ «اسراء» دو جا از آيه مُبصره ياد شده است يكي درباره ناقه ثمود است كه آيه 59 سورهٴ مباركهٴ «اسراء» اين بود ﴿وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً﴾ يعني «آيةً مبصرةً» يك چيز شفاف و روشن و حسّي چه اينكه خداوند روز و شب هر دو را آيه الهي مي‌داند لكن روز را آيه روشن و شب را آيه تاريك مي‌داند؛ آيه دوازده سورهٴ مباركهٴ «اسراء» اين بود كه ﴿وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً و شب و روز را دو نشانه قرار داديم نشانه شب را تيره‏ گون و نشانه روز را روشنى‏ بخش گردانيديم﴾ آن آيت و آن علامت چه علامت توحيدي چه علامت معجزه بودن و رسالت يك انسان اينها وقتي شفاف و روشن و حسّي باشد به آن مي‌گويند آيه مبصره,

 

وجود مبارك موساي كليم بعد از اينكه اينها را آورد تعبيري دارد كه آن تعبير در سورهٴ مباركهٴ «اسراء» به اين صورت آمده است يعني آيه 102 سورهٴ مباركهٴ «اسراء» وجود مبارك موساي كليم(سلام الله عليه) به فرعون فرمود:

 

قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنْزَلَ هَؤُلَاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا ﴿۱۰۲﴾

گفت: تو كه مي‏داني اين آيات را جز پروردگار آسمانها و زمين - براي روشني دلها - نفرستاده، و من گمان مي‏كنم اي فرعون تو نابود خواهي شد! (۱۰۲)

 

 

در قبال اين آيات مبصره در قبال اين بصائر آنها مي‌گويند اين ﴿سِحْرٌ﴾ (يك) ﴿مُبِينٌ﴾ (دو) يعني سحرِ روشن است روشن است كه سحر است خب معجزه را سحر دانستن, نهايت لجاجت است ديگر.

 

 معجزه

 معجزه به معنى انجام محال عقلى (مانند اجتماع دو نقیض) نیست بلکه ارتکاب محال عادى است.

 

فرق معجزه و سحر

 ۱- خارق عادات بشرى قابل معارضه و مقابله به مثل است، و انسانهاى دیگرى مى توانند همانند آن را بیاورند، و نیز به همین دلیل آورنده آن، هرگز جرئت نمى کند که «تحدى» یعنى دعوت به مقابله کند و بگوید هیچ کس توانائى انجام آنچه را که من انجام مى دهم ندارد، در حالى که معجزات چون قطعاً از هیچ انسانى (با نیروى بشرى) ساخته نیست، همواره توأم با تحدّى بوده است

 ۲- معجزات بسیار عظیم و نامحدود است در حالى که سحر و خارق عادت مرتاضان محدود مى باشد. به تعبیر دیگر آنها فقط کارهایى را انجام مى دهند که تمرین کرده اند و براى انجام آن آمادگى دارند؛ اما هر کارى که به آنها پیشنهاد شود انجام نمى دهند؛ و تاکنون دیده نشده است که مرتاض یا ساحرى بگوید: من آماده ام که هرچه بخواهید انجام دهم، چرا که هر کدام در رشته اى تمرین و آگاهى دارند.

۳- سحر و ریاضت هاى ساحران همیشه مسبوق به یک رشته تعلیم و تمرین هاى مستمر است