(90) وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

 

(۹۰) و آنها كه اعمال بدي انجام دهند به رو در آتش افكنده مي‏شوند آيا جزائي جز آنچه عمل مي‏كرديد خواهيد داشت.

﴿وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ﴾ اگر كسي كار بد كرد آن را با توبه اصلاح نكرد الآن هم كه مي‌آيد اين كارِ بد، طوق لعنت گردن اوست او را كه رها نمي‌كند آن كارِ بد نظير طوق لعنت مي‌شود كه فرمود اگر كسي بخل بورزد ﴿سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ﴾[18]

سوره ۳: آل عمران

وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿۱۸۰﴾

و كسانى كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا كرده بخل مى ‏ورزند هرگز تصور نكنند كه آن [بخل] براى آنان خوب است بلكه برايشان بد است به زودى آنچه كه به آن بخل ورزيده‏ اند روز قيامت طوق گردنشان مى ‏شود ميراث آسمانها و زمين از آن خداست و خدا به آنچه مى ‏كنيد آگاه است (۱۸۰)

 

چنين آدمي ﴿فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ﴾ به دَمَر در آتش مي‌افتد.

 «إنكبّ» يعني سقوط كرد خب انسان چهرهٴ او سقوط مي‌كند يا با چهره به آتش مي‌افتد بايد گفته مي‌شد كه «فكبّوا علي وجوههم في النار» نه ﴿فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ﴾ گاهي نظير سخنان جناب زمخشري كه بعد هم فخر رازي از همان راه سخن گفته است وقتي مي‌گويند چهار رأس گوسفند نه يعني سر, يعني كلّ اين بدن وقتي مي‌گويند وجه نه يعني صورت, يعني كلّ اين بدن اگر اطلاق رأس بر كلّ بدن رواست اينجا ﴿فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ﴾ به منزله «فكبّوا في النار» است نظير آنچه در سورهٴ مباركهٴ «شعراء» قبلاً بحث شد آيه 94 سورهٴ مباركهٴ «شعراء» اين بود كه ﴿فَكُبْكِبُوا﴾ اين باب فَعْلَلَ براي مبالغه همين انكباب است ﴿فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ﴾ پس ﴿فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ﴾ به منزلهٴ «كبّوا في النار» است شديدترش در همان آيه 94 سورهٴ «شعراء» گذشت كه ﴿فَكُبْكِبُوا﴾ كه به باب فعلله رفته بنابراين ﴿فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ﴾ يعني «كبّوا في النار»

گاهي ممكن است كه نه, وجه در مقابل ساير بدن باشد ولي وقتي كسي را به آتش مي‌اندازند گاهي از پشت يا پهلوي راست يا پهلوي چپ باشد گاهي به رو باشد اين ﴿فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ﴾ يعني «كبّوا علي وجوههم في النار» ـ كه هر دوي اينها راه دارد.

افكندن اين گروه را به صورت در آتش به عنوان بدترين نوع عذاب است . بعلاوه چون آنـهـا هـنـگـامـى كـه مـواجـه بـا حـق مى شدند، صورت خود را بر مى گرداندند و با همان صورت از گناه استقبال مى كردند اكنون بايد گرفتار چنين مجازاتى شوند.

 

 ﴿هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾ آنچه را كرديد همين جزاي شماست به اين صورت در آمده حالا اين تجسّم اعمال است يا راه ديگري است ولي غرض آن است كه اين سيّئات در قيامت به آن صورت در مي‌آيد

 در يك جاي قرآن فقط آمده ﴿جَزَاءً وِفَاقاً﴾[25] آن هم مربوط به سيّئه است درباره حسنه كه ما ﴿جَزَاءً وِفَاقاً ﴾ نداريم براي اينكه جزاي كسي كه حسنه آورد بالاتر و بهتر از اوست نه وفق آن, تنها جايي كه جزا وفق عمل است در سيّئه است البته اين تحديد به لحاظ مافوق است نه به لحاظ مادون.  يعني بيشتر از آن نيست نه كمتر از آن نمي‌شود كمتر از آن را ذات اقدس الهي براي بعضي‌ها وعده داد كه تخفيف است عفو است و مانند آن. غرض اين است كه در سيّئات هرگز جزا بيشتر از آن گناه نيست در اين كريمه نفرمود «بما كنتم تعملون» فرمود: ﴿إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾ ظاهرش آن است كه عين عمل به همين صورت در مي‌آيد.

 

بعضي‌ها روح شان آلوده شده اين روح آلوده طوري است كه اگر از جهنم هم بيرون بيايد ﴿لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ اگر هم بازگردانده شوند قطعا به آنچه از آن منع شده بودند برمى‏ گردند ﴾ اين روح, روح طغيان است در برابر خداي سبحان. خب اين بايد مرتّب معذّب شود.اين صد سال گناه نكرده اين يك ميليون سال, يك ميليارد سال, هزارها ميليارد سال گناه كرده براي اينكه دست و پايي دارد كه معصيت كرده اين گناه دست و پا مثلاً صد ساله است اما اگر روح آلوده شد ديگر ميلياردها سال است.

اگر اين از جهنم به دنيا بيايد طاغي است آنجا هم كه هست طاغي است آنجا اصلاً نام خدا را حاضر نيست ببرد به مسئول جهنم آن فرشته امين و معصوم(سلام الله عليه) همين جهنمي به او مي‌گويد به خدايت بگو كه جان ما را بگيرد مي‌گويد: ﴿وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ ندا کنند که ای مالک، از خدای خود بخواه که ما را بمیراند﴾ نه «ربّنا» چنين آدمي است. مالك(سلام الله عليه) مسئول جهنم است. اين طاغيِ مستكبرِ از خودراضي به مالك مي‌گويد ما كه او را قبول نداريم تو كه او را قبول داري خداي توست از او بخواه جان ما را بگيرد ﴿لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ﴾ چنين آدمي است. با اينكه خدا در قيامت جلوه مي‌كند اين خدا را قبول ندارد نه در دنيا نه در برزخ نه آنجا, چنين روحي است خب اين بايد عذاب ابدي ببيند.