(11) وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَي وَلاَ تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُعَمَّرٍ وَلاَ يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسِيرٌ

(۱۱) خداوند شما را از خاك آفريد، سپس از نطفه، سپس شما را به صورت همسران يكديگر قرار داد، هيچ جنس ماده‏ اي باردار نمي‏شود و وضع حمل نمي‏كند مگر به علم او، و هيچ انساني عمر طولاني نمي‏كند، و هيچ كس از عمرش كاسته نمي‏شود مگر اينكه در كتاب (علم خداوند) ثبت است، اينها همه براي خداوند آسان است.

نكته :

عواملى وجود دارد كه ارتباط ظاهرى آن با مساله طول عمر بر ما چندان روشن نيست ، اما در روايات اسلامى دقيقا روى آن تاكيد شده است به عنوان نمونه به چند روايت زير توجه فرمائيد:

الف - پيغمبر گرامى (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: ان الصدقة و صلة الرحم تعمران الديار، و تزيدان فى الاعمار!: (انفاق در راه خدا و صله رحم خانه ها را آباد، و عمرها را طولانى مى كند)!

ب - در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است : من سره ان يبسط فى رزقه و ينسى له فى اجله فليصل رحمه : (كسى كه دوست دارد رزقش افزون ، و اجلش بتاخير افتد صله رحم بجا آورد).

ج - در مورد بعضى از معاصى مانند زنا مخصوصا وارد شده است كه از عمر انسان مى كاهد از جمله در حديث معروف پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه مى فرمايد: يا معشر المسلمين اياكم و الزنا فان فيه ست خصال : ثلاث فى الدنيا، و ثلاث فى الاخره ، اما التى فى الدنيا فانه يذهب بالبهاء، و يورث الفقر، و ينقص العمر: (اى مسلمانان از زنا بپرهيزيد كه شش پيامد سوء دارد: سه چيز در دنيا، و سه چيز در آخرت ، اما آن سه كه در دنيا است بهاء و نورانيت را از انسان مى برد، فقر و تنگدستى ببار مى آورد، و از عمر انسان مى كاهد. و آثار آخرتی آن عبارتند از: سخت گیری در حساب اعمال در آخرت, موجب غضب خدا می شود, موجب جاوید ماندن در آتش جهنم خواهد شد.

د - امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: البر و صدقة السر ينفيان الفقر و يزيدان فى العمر و يدفعان عن سبعين ميتة سوء: (نيكوكارى و انفاق پنهانى فقر را بر طرف ساخته ، عمر را افزون مى كند و از هفتاد گونه مرگ و مير بد جلوگيرى به عمل مى آورد).

بعضى از مفسران كه نتوانسته اند ميان اجل حتمى و اجل معلق فرق بگذارند به اين گونه احاديث حمله كرده و آن را مخالف نصوص قرآنى دانسته اند كه حد عمر انسان را ثابت و لا يتغير مى داند.

توضيح اينكه :

بدون شك انسان داراى دو گونه سرآمد و اجل است :

سر آمد و اجل حتمى كه پايان استعداد جسم انسان براى بقاء است ، و با فرا رسيدن آن هر چيز به فرمان الهى پايان مى گيرد.

سرآمد و اجل معلق كه با دگرگونى شرائط دگرگون مى شود، فى المثل انسانى دست به انتحار و خودكشى مى زند در حالى كه اگر اين گناه كبيره را انجام نمى داد سالها زنده مى ماند، و يا بر اثر روى آوردن به مشروبات الكلى و مواد مخدر و شهوترانى بى حد و حساب توانائى جسمى خود را در مدت كوتاهى از دست مى دهد، در حالى كه اگر اين امور نبود ساليان بسيارى مى توانست عمر كند.

بنابراين اگر در روايات فراوانى آمده است كه انفاق در راه خدا يا صله رحم عمر را طولانى و بلاها را بر طرف مى سازد در حقيقت ناظر به همين عوامل است .

و هر گاه ما اين دو نوع اجل و سرآمد عمر را از هم تفكيك نكنيم درك بسيارى از مسائل در رابطه با (قضا و قدر) و (تاثير جهاد و تلاش و كوشش در زندگى انسانها) لا ينحل خواهد ماند.

اين بحث را ضمن يك مثال ساده مى توان روشن ساخت ، و آن اينكه : انسان يك دستگاه اتومبيل نو تهيه مى كند كه طبق پيش ‍ بينى هاى مختلفى كه در ساختمان آن به كار رفته مى تواند مثلا بيست سال عمر كند، اما مشروط به اينكه به آن دقيقا برسند،و مراقبتهاى لازم را به عمل آورند، در اين صورت اجل حتمى اين اتومبيل همان بيست سال است كه از آن فراتر نمى رود.

ولى اگر مراقبتهاى لازم انجام نشود و آن را به دست افراد ناآگاه و لاابالى بسپارند و بيش از قدرت و ظرفيت از آن كار بكشند، و در جاده هاى پر سنگلاخ همه روزه آن را به كار گيرند ممكن است عمر بيست ساله آن به نصف ، يا به عشر تنزل پيدا كند اين همان (اجل معلق ) آن است .

https://www.aparat.com/v/JPvHT

(الا فى كتاب ) - منظور از اين كتاب، لوح محفوظ است، كه دگرگونى بدان راه ندارد، و در آن نوشته شده: عمر فلان شخص به پاداش فلان عملش زياد مى شود، و عمر آن ديگرى به خاطر فلان عملش كم مى گردد، و خلاصه كتابى كه نوشته هايش تغيير نمى يابد، لوح محفوظ است

آيه نُه كه فرمود: ﴿وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَاباً﴾[13] هم صبغه توحيدي دارد هم صبغه معاد. اين آيه هم مي‌تواند صبغه توحيدي داشته باشد و هم صبغه معاد, در آنجا فرمود ما زمينِ مرده را زنده مي‌كنيم زمين واقعاً مرده است اگر بهار شد باران آمد هنوز مُرده است منتها قابل حيات است وقتي جذب گياه شد; يعني غذاي درخت قرار گرفت, غذاي بوته و خوشه قرار گرفت جان پيدا مي‌كند.

همه شما اصلتان از خاك بود حالا يا براي اينكه فرزندان آدم(سلام الله عليه) هستيد خدا آدم را از خاك خلق كرد يا نه, همه انسان‌ها كه از نطفه خلق مي‌شوند اين نطفه مسبوق به موادّ غذايي است موادّ غذايي هم از خاك گرفته شده. اگر كسي برود پشت‌بام اين نظام, مي‌بيند اين هفت ميلياردي كه فعلاً روي كُره زمين هستند دويست سال قبل در اين باغ‌ها و مزرعه‌ها و اينها بودند دويست سال بعد هم در باغ و مزرعه هستند يعني اين خاك‌هاي مزارع و مراتع كم كم شده ميوه و بعد آمدند به بازار و نسل قبل از اينها استفاده كردند و شده نطفه.

بعد از اينكه به دنيا آمديد شما را به اصناف و ازواج و قبايل و عشاير تقسيم مي‌كند يكي زن مي‌شود يكي مرد مي‌شود, يكي ابيض مي‌شود يكي اسود مي‌شود… ﴿ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً﴾.

اگر خواستيد عمر اصيلتان بماند با صدقه, با صِله رَحِم, با رعايت بهداشت, با كم خوردن و خوب خوردن, اين مقصود حاصل مي‌شود, گفتند دو بار غذا براي انسان كافي است بارها اين مطلب را شنيده‌ايد كسي در محضر حضرت آروغ زد با اينكه حضرت ﴿لَعَلَي خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾ بود به او اعتراض كرد فرمود: «أقْصِر مِن جَشَأك»مگر آدم اين‌قدر مي‌خورد كه در مجلس عمومي آروغ بزند اين با اينكه ﴿لَعَلَي خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾ بود فرمود: «أقصر مِن جَشَأك» جلوي آروغت را بگيرد يعني كمتر بخور كه در مجلس آروغ نزني, دو بار غذا براي آدم بس است. اكثر بيماري‌ها در اثر پر خوردن و بدخوردن است. فرمود اگر مواظب خوراكتان باشيد, مواظب صِله رحم باشيد, مواظب صدقه‌تان باشيد عمر طولاني داريد. نشد, ﴿يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ﴾ عمرتان كمتر مي‌شود. اين‌چنين نيست كه قضا و قَدَر بر اين مقرّر شده است كه فلان شخص بايد هفتاد سال زندگي كند چه بهداشت را رعايت بكند چه نكند, چه صدقه بدهد چه ندهد, چه صِله رحم بكند چه نكند اين‌چنين نيست.

براي ماها روشن نيست كه چه وقت عمر ما به پايان مي‌رسد اما خدا مي‌داند كه فلان شخص با حُسن اختيار خودش راه صدقه و صِله رحم و بهداشت را رعايت مي‌كند و فلان شخص در اثر سوء اختيار خودش راه صدقه و صِله رحم و بهداشت را رعايت نمي‌كند.