بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

غرض اين سوره بيان اصول سه گانه دين است، چيزى كه هست نخست از مسأله نبوت شروع كرده، حال مردم را در قبول و رد دعوت انبيا بيان مى كند، و مى فرمايد كه: نتيجه دعوت حق انبياء، احياى مردم است، و اينكه آنان در راه سعادت واقع شوند و حجت را بر مخالفين تمام كند، و به عبارت ديگر تكميل هر دو دسته مردم است، عدّه اى را در طريق سعادت، و جمعى را در طريق شقاوت.

آنگاه اين سوره بعد از بيان مسأله نبوت، منتقل مى شود به مسأله توحيد، و آياتى چند از نشانه هاى وحدانيت خدا را برمى شمارد، و سپس به مسأله معاد منتقل شده، زنده شدن مردم را در قيامت براى گرفتن جزا، و جداسازى مجرمين از متقين را بيان نموده سپس ‍ سرانجام حال هر يك از اين دو طايفه را توصيف مى كند.

و در آخر دوباره به همان مطلبى كه آغاز كرده بود برگشته، خلاصه اى از اصول سه گانه را بيان، و بر آنها استدلال مى كند و سوره را ختم مى نمايد.

و از آيات برجسته و بسيار علمى اين سوره آيه :

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۸۲﴾

فرمان او تنها اين است كه هر گاه چيزي را اراده كند به او مي‏گويد: موجود باش آن نيز بلافاصله موجود ميشود! (۸۲)

فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾

پس منزه است خداوندي كه مالكيت و حاكميت همه چيز در دست او است، و (همگي) به سوي او باز مي‏گرديد. (۸۳)

است.

روايات هم از طريق شيعه و سنى آمده كه فرمودند: براى هر چيزى قلبى است، و قلب قرآن سوره يس است.

اما از طريق شيعه، صدوق در كتاب ثواب الاعمال آن را از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده، و از طريق اهل سنت، الدر المنثور آن را از انس و ابو هريره و مَعْقِلُ بن يَسَار از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) نقل كرده است.