وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ﴿۶۸﴾

هر كس را كه طول عمر دهيم در آفرينش واژگونه ميكنيم (و به ناتواني كودكي باز ميگردانيم) آيا انديشه نمي‏كنند؟﴿۶۸﴾

كلمه (نعمّره) از مصدر تعمير است كه به معناى طولانى كردن عمر است... و كلمه (ننكسه) از مصدر (تنكيس) است كه به معناى برگرداندن چيزى است به صورتى كه بالايش پايين قرار گيرد و نيرويش مبدل به ضعف گردد، و زيادتش رو به نقصان گذارد. و انسان در روزگار پيرى همينطور مى شود: قوتش مبدل به ضعف، و علمش مبدل به جهل، و ياد و هوشش مبدل به فراموشی مى گردد.

اين آيه شريفه مى خواهد براى امكان مضمون دو آيه قبل (كه مسأله مسخ و كور كردن را خاطرنشان مى ساخت) استشهاد كند و بفرمايد آن خدايى كه خلقت انسان را در روزگار پيرى اش تغيير مى دهد، و هر چه داده مى گيرد، قادر است بر اينكه چشم كفار را از آنها بگيرد و ايشان را در همان جايى كه هستند مسخ كند.

و در اين جمله كه فرمود: (افلا يعقلون) كفار را به خاطر نداشتن تعقل توبيخ مى كند و نيز تحريك مى كند به اينكه به تدبر در اين امور بپردازند، و از آن عبرت گيرند.

(ننكسه) از ماده (تنكيس) به معنى واژگون ساختن چيزى است به گونه اى كه سر به جاى پا و پا به جاى سر قرار گيرد، و در اينجا كنايه از بازگشت كامل انسان به حالات طفوليت است.

چه اينكه آدمى از آغاز خلقت ضعيف است و تدريجا رو به رشد و تكامل ميرود، در دوران جنينى هر روز شاهد خلقت تازه و رشد جديدى است، بعد از تولد نيز مسير تكاملى خود را در جسم و روح به سرعت ادامه ميدهد، و قوا و استعدادهاى خدا داد كه در درون وجودش نهفته شده يكى بعد از ديگرى شكوفا ميشود، دوران جوانى، و بعد از آن پختگى فرا ميرسد، و انسان در اوج قله تكامل جسمى و روحى قرار ميگيرد، در اينجا گاه روح و جسم مسير خود را از هم جدا ميكنند، روح همچنان به تكامل خويش ادامه ميدهد، در حالى كه عقبگرد جسم شروع ميشود، ولى سرانجام عقل نيز سير نزولى خود را شروع ميكند، و تدريجا و گاه به سرعت به مراحل كودكى باز ميگردد، حركات، حركات كودكانه و تفكر و حتى بهانه جوئيها همچون كودكان ميشود، و ضعف جسمانى نيز با آن هماهنگ ميگردد، با اين تفاوت كه اين حركات و روحيات از كودكان شيرين و جذاب است و نويدى است بر شكوفائى اميدبخش و مسرت آفرين آينده، و به همين دليل كاملا قابل تحمل است، ولى از پيران زننده و نازيبا و گاه تنفر آور و يا ترحم انگيز است .

قرآن مجيد در آيه 5 سوره حج نيز به همين معنى اشاره كرده ، مى گويد:

سوره ۲۲: الحج

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿۵﴾

اي مردم اگر در رستاخيز شك داريد (به اين نكته توجه كنيد كه) ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (چيزي شبيه گوشت جويده) كه بعضي داراي شكل و خلقت است و بعضي بدون شكل، هدف اين است كه ما براي شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم) و جنينهائي را كه بخواهيم تا مدت معيني در رحم مادران قرار مي‏دهيم (و آنچه را بخواهيم ساقط مي‏كنيم) بعد شما را به صورت طفل بيرون مي‏فرستيم، سپس هدف اين است كه به حد رشد و بلوغ برسيد، در اين ميان بعضي از شما مي ‏ميرند و بعضي آن قدر عمر مي‏كنند كه به بدترين مرحله زندگي و پيري مي‏رسند آنچنان كه چيزي از علوم خود را به خاطر نخواهند داشت (از سوي ديگر) زمين را (در فصل زمستان) خشك و مرده مي‏بيني، اما هنگامي كه باران را بر آن فرو مي‏فرستيم به حركت در مي‏ آيد و نمو مي‏كند، و انواع گياهان زيبا را مي‏روياند. (۵)

لذا در بعضى از روايات افراد هفتاد ساله به عنوان اسير الله فى الارض (اسيران خدا در زمين ) ذكر شده اند.

به هر حال جمله (افلا يعقلون) هشدار عجيبى در اين زمينه ميدهد، و به انسانها مى گويد: اگر اين قدرت و توانائى كه داريد عاريتى نبود, به اين آسانى از شما گرفته نميشد، بدانيد دست قدرت ديگرى بالاى سر شماست كه بر هر چيز تواناست . تا به آن مرحله نرسيده ايد خود را دريابيد، و پيش از آنكه نشاط و زيبائى به پژمردگى مبدل گردد از اين چمن گلها بچينيد، و توشه راه طولانى آخرت را از اين جهان برگيريد، كه در فصل ناتوانى و پيرى و درماندگى هيچ كارى از شما ساخته نيست!

و لذا يكى از پنج چيزى را كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به ابوذر توصيه فرمود همين بود كه دوران جوانى را قبل از پيرى غنيمت بشمار:

اغتنم خمسا قبل خمس : شبابك قبل هرمك ، صحتك قبل سقمك ، و غناك قبل فقرك ، و فراغك قبل شغلك و حياتك قبل موتك : (پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت بشمر، جوانيت را قبل از پيرى، و سلامتت را قبل از بيمارى، و بى نيازيت را قبل از فقر، و زندگيت قبل از مرگ، و فراغت خاطر را قبل از گرفتارى .

بايد بدانند كه تمام اين قدرت‌ها به عنوان آزمون, موقّتاً در اختيار اينهاست؛ ما به تدريج داديم و به تدريج هم مي‌گيريم. در سوره مباركه «نحل» فرمود: ﴿وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً خداوند شما را از شكم مادران خارج نمود در حالي كه هيچ نميدانستيد﴾ ـ اين نكره در سياق نفي است ـ ﴿وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ اما براي شما گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بجا آوريد.﴾،[32]

در دوران كهنسالي و فرتوتي فرمود: ﴿وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ﴾ به تدريج, كم‌كم و رفته‌رفته اعضا و جوارح اينها را, توان بدني اينها را, هوش و استعداد اينها را و حافظه اينها را مي‌گيريم. برخي‌ها گرفتار فراموشي مي‌شوند ﴿لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً﴾،[33]مگر «قَلْباً وَعَى الْقُرْآنَ»؛[34]قلبي كه ظرف قرآن باشد نه درس و بحث قرآني داشته باشد؛ اين گرفتار آلزايمر و فراموشي در دوران كهنسالي نمي‌شود، اين خيلي نور است. ممكن است كسي درس و بحث قرآن داشته باش؛ ولي قرآن در قلبش جا نگيرد…

(أَفَلَا يَعْقِلُونَ) فرمود اينها مگر تعقّل ندارند و مگر اين صحنه را نمي‌بينند؟! آنها كه خيلي با شادابي زندگي مي‌كردند و خيال مي‌كردند دنيا فقط با شادابي و نشاط است در دوران كهنسالي سرگردان هستند، اما يك موحّد و يك انسان مؤمن هميشه «فرحان» است، چون يك آينده خوب به انتظار اوست و بي‌صبرانه منتظر رسيدن آن روز است، اين خيلي فرق مي‌كند؛ هرگز يک انسان مؤمن در دوران سالمندی احساس پوچی نمی کند او کاملاً با نشاط است منتها منتظر رسيدن امر الهی است.

…﴿أَفَلا يَعْقِلُونَ﴾ اينكه ما را به تعقّل و تدبّر دعوت مي‌كند، براي همين است كه نه بيراهه برويم و نه راه كسي را ببنديم.

قدرت‌هاي مالي شما را ما در سوره «سبأ» و «فاطر»[11] گفتيم كه كساني قبل از شما ـ يعني صناديد قريش ـ در حجاز بودند كه شما يك دهم ثروت آنها را نداشتيد و نداريد ﴿وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ﴾،[12]

سوره ۳۵: فاطر

أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَكَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ عَلِيمًا قَدِيرًا ﴿۴۴﴾

آيا آنها سير در زمين نكردند تا ببينند عاقبت كساني كه پيش از آنها بودند چگونه شد؟ همانها كه از اينان قويتر (و پرقدرتتر) بودند، نه چيزي در آسمان و نه چيزي در زمين از حوزه قدرت او بيرون نخواهد رفت، او دانا و توانا است. (۴۴)

سوره ۳۴: سبأ

وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿۴۵﴾

كساني كه پيش از آنها بودند (نيز آيات الهي را) تكذيب كردند در حالي كه اينها به يكدهم (از قدرت و نيروي آنان) نميرسند، (آري) آنها رسولان مرا تكذيب كردند و ببين مجازات من (نسبت به آنها) چگونه بود؟! (۴۵)

ما آنها را از بين برديم الآن هم نسبت به اعضا و جوارح شما اگر بخواهيد چشمتان را مَسخ مي‌كنيم, «مطموس العين»؛[13] يعني صاف شده، اين چشم كه صاف شود ديگر جايي را نمي‌بيند يا شما را مَسخ مي‌كنيم نه قدرت رفتن داريد نه قدرت برگشت داريد ناچاريد همان‌جا بايستيد؛ اين قدرت هست، به دليل اينكه ما يك قطره آب را به اين صورت در آورديم و الآن هم مي‌توانيم برگردانيم؛ شما هم كه هر روز مشاهده مي‌كنيد که ضعفي را ما به قوّت, قوّتي را به ضعف تبديل كرديم و مي‌كنيم، اين كودكان را كه ضعيف بودند جوان و نوجوان و ميانسال مي‌كنيم، اينها را نيرومند مي‌كنيم، بعد دوران فرتوتي و كهنسالي مي‌رسد اينها را ضعيف مي‌كنيم, ضعف است همين‌طور به تدريج و اصل كلي را هم كه در همه مي‌بينيد ﴿مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ﴾ شما روزانه اين تحوّلات را داريد مي‌بينيد. اصلِ كار را هم ﴿أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْني﴾[14] يك قطره آب بود كه ما به صورت چشم و گوش درآورديم, قلب و مغز درآورديم, اعضا و جوارح درآورديم اينكه نداشت و الآن هم مي‌توانيم بگيريم. بنابراين هيچ‌كسي نمي‌تواند به خودش بسنده کند، اكتفا كند, مغرور شود و مانند آ‌ن.

مشابه این مطلب در آیه ۵۴ سوره روم است. آيه 54 سوره مباركه «روم» اين است كه ﴿اللَّهُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ﴾ كه در برخي از قرائت‌ها «ضُعف» قرائت شده است...

سوره ۳۰: الروم

​​اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ ﴿۵۴﴾

خدا همان كسي است كه شما را آفريد در حالي كه ضعيف بوديد سپس بعد از اين ضعف و ناتواني قوت بخشيد، و باز بعد از قوت, ضعف و پيري قرار داد، او هر چه بخواهد مي ‏آفريند، و اوست عالم و قادر. (۵۴)

در اين‌جا هم مي‌فرمايد: ﴿وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ﴾ شما كه مي‌بينيد همه توان‌ها طولي نمي‌كشد گرفته مي‌شود, پس مي‌شود داد, مي‌شود گرفت, مي‌شود نگه داشت، شما با كدام قدرت در برابر ذات اقدس الهي اين مقاومت‌ها را مي‌كنيد؟ ﴿أَ فَلا يَعْقِلُونَ﴾.

بنابراين تمام اين توانايي‌ها چه در قسمت‌هاي بدني, چه قسمت‌هاي نفسي و رواني در اختيار ذات اقدس الهي است و ما موظفيم اين امانت‌ها را درست مصرف كنيم و در دعاها هم كريمانه از خدا بخواهيم تا زنده‌ايم آبرومندانه زندگي كنيم.

… در سوره مباركه «فاطر» … آيه 37 اين بود كه اينها اگر در برزخ يا غير برزخ بخواهند عذرخواهي كنند بگويند ما را برگردان ما مي‌گوييم ﴿أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَنْ تَذَكَّرَ﴾ ما عمر طولاني به شما داديم شواهد فراواني هم براي تذكره شما در پيش روي شما گذاشتيم كه شما متذكّر شويد و به ياد حق بياييد؛ ولي نشد که اين كار را انجام دهيد.

سوره ۳۵: فاطر

وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ ﴿۳۷﴾

آنها در دوزخ فرياد مي‏زنند پروردگارا! ما را خارج كن تا عمل صالح بجا آوريم غير از آنچه انجام مي‏داديم! (در پاسخ به آنها گفته مي‏شود) آيا شما را به اندازه‏ اي كه انسان در آن متذكر مي‏شود عمر نداديم؟ و انذار كننده (الهي) به سراغ شما نيامد؟ سپس بچشيد كه براي ظالمان هيچ ياوري نيست! (۳۷)