فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿۹۴﴾
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿۹۴﴾
آنها با سرعت به سراغ او آمدند. (۹۴)
به هر حال چيزی نگذشت كه از آن بتخانه آباد و زيبا ويرانهای وحشتناك ساخت بتها همه … شكسته هر كدام به گوشهای افتادند و به راستی برای بتپرستان منظرهای دلخراش و اسفبار و غمانگيز پيدا كردند.
… بتپرستان به شهر بازگشتند و به سراغ بتخانه آمدند …و مات و مبهوت، خيره خيره به آن ويرانه نگاه كردند و بتهايی را كه پناه روز بیپناهی خود میپنداشتند بیپناه در آنجا ديدند.
... چه كسی اين كار را كرده؟ كدام ستمگر؟! و چيزی نگذشت كه به خاطرشان آمد جوان خداپرستی در اين شهر وجود دارد، به نام ابراهيم كه بتها را به باد استهزاء میگرفت، و تهديد كرده بود من نقشه خطرناكی برای بتهای شما كشيدهام! معلوم میشود كار، كار او است.
" سپس جمعيت به سوی او حركت كردند در حالی كه با سرعت (و خشم) راه میرفتند" (فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ).
" يزفون" از ماده" زف" (بر وزن كف) در اصل در مورد وزش باد و حركت سريع شترمرغ كه مخلوطی از راه رفتن و پريدن است به كار رفته سپس اين كلمه بطور كنايه در مورد" زفاف عروس" يعنی بردن عروس به خانه داماد استعمال شده است.
به هر حال منظور اين است كه بتپرستان با سرعت به سوی ابراهيم آمدند...
" فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ" كلمه" زف" و نيز" زفيف" به معنای راه رفتن به سرعت است، و معنای آيه اين است كه: مردم با سرعت به طرف ابراهيم (ع) آمدند، به خاطر اهتمامی كه نسبت به حادثه داشتند و احتمال میدادند كه به دست ابراهيم (ع) پيش آمده باشد.
و در اين كلام حذف و اختصارگويی به كار رفته، برگشتن مردم از مراسم عيد، و آمدنشان به بتخانه، ديدن آن منظره، تحقيق حادثه و گمانشان به آن حضرت كه در سوره انبياء آمده بود اينجا حذف شده است.