قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿۹۷﴾

آنها گفتند بناي مرتفعي براي او بسازيد، و او را در جهنمي ‏از آتش ‍ بيفكنيد! (۹۷)

ولی می‌دانيم زورگويان و قلدران هرگز با منطق و استدلال آشنا نبوده‌اند، به همين دليل اين برهان گويا و نيرومند ابراهيم ع در قلب سردمداران نظام جبار بابل اثر نگذاشت، هر چند گروهی از توده مردم مستضعف را بيدار كرد، اما مستكبران كه پيشرفت اين منطق توحيدی را مزاحم منافع خويش می‌ديدند با منطق زور و سرنيزه و آتش به ميدان آمدند، منطقی كه هرگز جز آن را نمی‌فهمند، تكيه بر قدرت خويش كردند" و فرياد زدند برای او بنای مرتفعی بسازيد و در ميان آن‌ آتش بيفروزيد و او را در جهنمی سوزان بيفكنيد"! (قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ‌).

‏از اين تعبير استفاده می‌شود كه قبلا دستور داده شد چهار ديواری بزرگی ساختند، سپس در درون آن آتش افروختند، شايد به اين منظور كه هم آتش را از پراكنده شدن و خطرات احتمالی مهار كنند، و هم دوزخی را كه ابراهيم، بت‌پرستان را با آن تهديد می‌كرد عملا به وجود آورند! درست است كه برای سوزاندن انسانی همچون ابراهيم يك بار كوچك هيزم كافی بود، ولی برای اينكه سوز دل خود را از شكستن بتها فرو بنشانند، و به اصطلاح انتقام خويش را به حد اعلی بگيرند، و در ضمن شكوه و عظمتی به بتها بخشند كه آبروی بر باد رفته آنها شايد برگردد، و نيز زهر چشمی از همه مخالفان خود بگيرند كه اين حادثه ديگر در تاريخ بابل تكرار نگردد، اين دريای آتش را به وجود آوردند (توجه داشته باشيد" جحيم" در لغت به معنی آتش هايی است كه روی هم متراكم شده است).

‏بعضی" بنيان" را در اينجا به" منجنيق" تفسير كرده‌اند كه وسيله پرتاب اشياء سنگين از فاصله‌های دور بود، ولی غالب مفسران همان تفسير اول را برگزيده‌اند كه" بنيان" همان ساختمان و چهار ديواری بزرگ است.

… كلمه" جحيم" به معنای آتشی است كه شعله‌هايش شديد باشد، و معنايش اين است كه: برای شكنجه وی محلی بسازيد كه گنجايش آتش افروخته داشته باشد، سپس وی را در آن آتش بيفكنيد.

… تصميم نهايي گرفتند، البته تصميم نهايي به عهده نمرودها و مانند آنها است كه ائمه كفر بودند. آنها تصميم گرفتند كه وجود مبارك حضرت ابراهيم را به بدترين وضع از بين ببرند؛ گفتند بنا وساختماني درست كنيم که طول و عرض و عمقي داشته باشد، بعد آتشي در آن روشن كنيد و او را در آن آتش بسوزانيد كه راه فرار هم نباشد … حالا چون خصوصيت اين بنا دخيل نبود قرآن كريم آن را مطرح نكرد كه ارتفاع و طول و عرض آن چقدر بود، بالأخره بنا وساختماني درست كردند كه در آن آتش روشن كنند…

…«جحيم» آن نار مشتعل و افروخته است كه وقتي كاملاً گداخته و افروخته شد به آن «جحيم» مي‌گويند…