﴿۴۶﴾ ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا
سپس آنرا آهسته جمع ميكنيم.
چيزي در عالَم ولو در حدّ سايه هم باشد معدومشدني نيست به جايي برميگردد ميفرمايد اين سايه معدوم نميشود يعني هيچ چيز ولو در حدّ ضعيفترين موجود به نام سايه باشد نابود نميشود بلكه به اصلش برميگردد
خدا ميفرمايد سايه به طرف ما برميگردد اين معلوم ميشود كه ﴿أَلاَ إِلَي اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ﴾,[1] ﴿وَإِلَي اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ﴾[2] در حقيقت يا ﴿إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ﴾[3] يك اصل كلي است هيچ چيزي خودبهخود پديد نميآيد و چيزي هم معدوم نميشود اگر به حسب ظاهر به خفا ميرود در تحت قبضه قدرت خداي سبحان خواهد بود فرمود ما او را به طرف خودمان جمع ميكنيم ﴿ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضاً يَسِيراً﴾ نه اينكه خودبهخود اين سايه تمام ميشود يا به شاخص اصلياش برميگردد ﴿ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضاً يَسِيراً﴾.
سادهترين موجودات همين سايه است فرمود: برچيدن بساط سايه براي ما خيلي آسان است ﴿ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضاً يَسِيراً﴾. مشكلترين كار هم جريان قيامت كبراست در قيامت كبرا كلّ جهان را به هم ميزند دوباره ميسازد اگر ﴿وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالْسَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ﴾[28] كلّ اين نظام را به هم ميزند دوباره ميسازد ميفرمايد: ﴿ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ﴾[29] اين حشر اكبر براي خداي سبحان يَسير و آسان است سرّش اين است كه خداي سبحان با ابزار و اَدوات و جوارح و امثال ذلك ـ معاذ الله ـ كار نميكند, اگر طبق بيان نوراني حضرت امير(سلام الله عليه) «فاعلٌ لا بمعني الحركات»[30] او با اراده كار ميكند كسي اراده كند كه كلّ نظام را به هم بزند دوباره بسازد يا اراده كند كه اين سايه را جمع بكند يكسان است الآن شما با اراده تصوّر ميكنيد يك قطره آب را با اراده تصوّر ميكنيد اقيانوس اطلس را هر دو را يكسان بدون زحمت تصوّر كرديد چون با اراده كسي بخواهد كاري انجام بدهد رنج بدني و ابزاري ندارد فرمود هم آن كار ﴿حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ﴾ هم اين كار ﴿قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضاً يَسِيراً﴾
در جريان ظِلال و فِيء كه در سورهٴ مباركهٴ «نحل» گذشت آنجا فرمود اينها هم ساجدند اينها هم خاضعاند در سورهٴ مباركهٴ «نحل» در آيه 48 فرمود:
سوره ۱۶: النحل - جزء ۱۴ - ترجمه مکارم شیرازی
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ ﴿۴۸﴾
آيا آنها مخلوقات خدا را نديدند كه چگونه سايه هايشان از راست و چپ حركت دارند و با خضوع براي خدا سجده ميكنند! (۴۸)
سجدهگاه ظِلال صبحها به طرف غرب است سجدهگاه ظلال بعد از ظهر به طرف شرق است اينها داخرند خاضعاند مسبِّحاند خب ظل اگر يك امر عدمي محض بود كه ديگر سجده نميكرد ظِل غير از ظلمت است يك وجود ضعيفي دارد و اين وجود ضعيف در پيشگاه ذات اقدس الهي خاضع است خضوع تكويني ـ همان طوري كه هر موجودي هم تكويناً خاضع تكويني است ـ تابع نظم است اينچنين نيست كه آنجا كه بايد طولاني باشد كوتاه بيايد آنجا كه بايد كوتاه بشود طولاني بشود تابع نظم رياضي است در همه امور آن خالق خود و ناظم خود را تسبيح ميكند.
Some interpret gentle ( yas ī r ) to mean “quickly” or “in a hidden way” ( Ṭ ) , while others take it to mean that the withdrawal is gradual (Z).