﴿۲﴾ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ 

اين آيات كتاب مبين است.

در اول سورهٴ مباركهٴ «بقره» گذشت همان طوري كه در آن سور‌ه دارد ﴿ذلِكَ الْكِتَابُ﴾[1] اشاره به دور است اينجا هم ﴿تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ﴾ اشاره به دور است و منظور بُعد منزلت و ارتفاع مكانت است وگرنه «هذا الكتاب» است كه فرمود: ﴿هذَا الْقُرْآنُ﴾[2] و مانند آن

ما در فارسي اينجا و آنجا داريم اين و آن داريم يعني نزديك و دور داريم در تعبيرات از افراد هم مفرد و جمع داريم اين عربي است كه آن اقتدار همه‌جانبه را دارد تثنيه دارد كه ما در فارسي نداريم مياني دارد كه ما در فارسي نداريم ما در فارسي موقع اشاره كردن مي‌گوييم اين و آن اما در عربي در هنگام اشاره كردن مي‌گويند «هذا ذاك ذلك» اگر نزديك باشد مي‌گوييم «هذا» مياني باشد مي‌گوييم «ذاك» دور باشد مي‌گوييم «ذلك» همچنين بين مفرد و جمع در فارسي ما لغتي و كلمه‌اي نداريم به يك نفر مي‌گوييم «تو» به دو نفر هم مي‌گوييم «شما» به چند نفر هم مي‌گوييم «شما» اما اين عربي است كه بين مفرد و جمع, تثنيه دارد.

سوالی که اینجا مطرح است این است که اگر یک زبانی پیدا شود که بین یک, دو, سه, چهار نفر هم فرق بگذرد این کاملتر از عربی است. به نظر میرسد این استدلال آقای جوادی آملی ضعیف است

مطلب بعدي آن است كه اين كتاب مبين است مبين غير از مُبيِّن است مبين است يعني شفاف و روشن است مطالبش شفاف و روشن است پيچيده نيست مبهم نيست استنادش به مبدأ فاعلي شفاف و روشن است ارتباطش به مبدأ غايي و هدف كه قيامت باشد شفاف و روشن است پس كتابي است كه صدر و وسط و پايان او مُبين و شفاف و روشن است و منزلت والايي دارد لذا فرمود: ﴿تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ﴾. 

و معناى آيه اين است كه : اين آيات بلند مرتبه و رفيع القدر آيات كتابى است كه از ناحيه خداى سبحان بودنش ظاهر و آشكار است، چون مشتمل است بر نشانه هايى از اعجاز، هر چند كه اين مشركين معاند آن را تكذيب نموده، گاهى آن را القاآت شيطانى، بار ديگر آن را نوعى شعر خوانده اند.