سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ﴿۱۳۰﴾
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ﴿۱۳۰﴾
سلام بر الياسين. (۱۳۰)
در مرحله دوم میافزايد:" سلام و درود بر الياسين" (سَلامٌ عَلی إِلْياسِينَ)...
مفسران و مورخان در مورد" الياسين" نظرات متفاوتی دارند:
الف: بعضی آن را لغتی در الياس میدانند، يعنی همانگونه كه فی المثل" ميكان" و" ميكائيل" دو تعبير از آن فرشته مخصوص است و" سينا" و" سينين" (وَطُورِ سِينِينَ) هر دو نام برای سرزمين معروفی است،" الياس" و" الياسين" نيز دو تعبير از اين پيغمبر بزرگ است[( ۱ و ۲)" البيان" فی غريب اعراب القرآن جلد ۲ صفحه ۳۰۸.]۶.
ب: بعضی ديگر آن را جمع میدانند به اين ترتيب كه" الياس" با ياء نسبت همراه شده، و" الياسی" شده، و بعد با ياء و نون جمع بسته شده و" الياسيين" گرديده و پس از تخفيف" الياسين" شده بنا بر اين مفهومش كليه كسانی است كه به الياس مربوط بودند و پيرو مكتب او شدند[( ۱ و ۲)" البيان" فی غريب اعراب القرآن جلد ۲ صفحه ۳۰۸.]۷.
ج:" آلياسين" با الف ممدوده تركيبی است از كلمه" آل" و" ياسين" ياسين طبق نقلی نام پدر الياس است، و طبق نقل ديگری از نامهای پيامبر گرامی اسلام ص است، بنا بر اين" آل ياسين" به معنی خاندان پيغمبر گرامی اسلام ص يا خاندان ياسين پدر الياس میباشد.
قرائن روشنی در خود قرآن است كه همان معنی اول را تاييد میكند كه منظور از" الياسين" همان" الياس" است، زيرا بعد از آيه" سَلامٌ عَلی إِلْياسِينَ" به فاصله يك آيه میگويد: إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (او از بندگان مؤمن ما بود) بازگشت ضمير مفرد به" الياسين" دليل بر اين است كه او يك نفر بيشتر نبوده، يعنی همان الياس.
دليل ديگر اينكه اين آيات چهارگانهای كه در پايان ماجرای الياس بود عينا همان آياتی است كه در پايان داستان نوح و ابراهيم و موسی و هارون بود، و هنگامی كه اين آيات را در كنار هم قرار میدهيم میبينيم سلامی كه از سوی خدا در اين آيات ذكر شده، به همان پيامبری است كه در صدر سخن آمده است (سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ- سَلامٌ عَلی إِبْراهِيمَ- سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ) بنا بر اين در اينجا هم سَلامٌ عَلی إِلْياسِينَ سلام بر الياس خواهد بود.
نكتهای كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه در بسياری از تفاسير حديثی نقل شده كه سند آن به ابن عباس برمیگردد و او میگويد:
منظور از" آل ياسين" آل محمد ص است چرا كه" ياسين" از اسماء پيامبر اسلام ص است.
در معانی الاخبار صدوق در بابی كه برای تفسير" آل ياسين" ذكر كرده پنج حديث در همين زمينه نقل شده كه هيچ كدام از آنها به ائمه اهل بيت- جز يك حديث- منتهی نمیشود، و راوی آن حديث شخصی به نام" كادح" يا" قادح" است[معانی الاخبار" صفحه ۱۲۲( چاپ جامعة المدرسين قم).]۸ كه در كتب رجال خبری از او نيست.
از آنجا كه اين اخبار روی فرض اين است كه قرائت آيه فوق را به صورت سلام علی آل ياسين بخوانيم، و هماهنگی آيات را ناديده بگيريم، و اسناد اين روايات نيز چنان كه ديديم قابل گفتگو است، بهتر اين است كه از قضاوت در باره اين روايات خودداری كنيم و علم آن را به اهلش بسپاريم.
و در كتاب معانی به سند خود از قادح از امام صادق (ع) از پدرش از پدران بزرگوارش از علی (ع) روايت كرده كه در باره آيه" سلام علی آل يس" فرمود:" يس" رسول خدا (ص) است. و آل يس ما هستيم[معانی الاخبار، ج ۲، ص ۱۲۲.]۳.
مؤلف: و از كتاب عيون از امام رضا (ع) نظير اين حديث روايت شده[عيون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۳۷.]۴.
و البته اين دو روايت بر اين مبنی صحيح است كه ما آيه را به صورت" آل يس" بخوانيم، هم چنان كه در قراءت نافع و ابن عامر و يعقوب و زيد اين طور قراءت شده.
Page 451
Page 108 Wudu (ablution)
متن قرآن به روایت البزی از ابن کثیر
کتب اهل سنت
https://www.youtube.com/watch?v=bfnB3NWk5ys
https://www.youtube.com/watch?v=pTtURM7lUQ8&t=14s
https://www.youtube.com/watch?v=cATbdRELcMc
ما در قرآن موارد زیادی داریم که قسمتی از یک آیه و یا یک آیه از قرآن هماهنگی با آیات دیگر در قبل و بعد ندارد این آیه سلام علی آل یاسین نیز میتواند از آن جهت باشد:
http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=33&ayat=28&user=far&lang=far&tran=2
Verse: 33
http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=5&ayat=63&user=far&lang=far&tran=2
Verse 67
در پايان قصه نوح سلام بود, در پايان قصه ابراهيم سلام بود, در پايان قصه موسي و عيسي(سلام الله عليهم اجمعين) سلام بود, در پايان قصه الياس هم سلام است، فرمود: ﴿سَلامٌ عَلي إِلْياسينَ﴾. الياس يك لغت ديگري هم دارد؛ يعنی«إِلْياسينَ»که مثل ادريسين است. برخي از لغات چيزهايي هم در آن اضافه می شود؛ مثلاً ميكال را ميكائيل ميگويند, جبريل را جبرائيل ميگويند و الياس را «إِلْياسينَ» ميگويند.
شاید این پرسش مطرح شود که چرا قرآن نفرمود «الیاس» و فرمود «الیاسین».
شاید بتوان چنین پاسخ داد که باید جنبههای فصاحت و بلاغت قرآن را نیز در نظر گرفت. پایان این آیات به حرف «نون» یا «میم» ـ که از نظر آوایی به یکدیگر نزدیکاند ـ ختم میشود؛ ازاینرو در مورد حضرت نوح، واژه «عالمین» افزوده شد و در مورد حضرت الیاس، تعبیر به صورت «آلیاسین» آمده است.
سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿۷۹﴾
سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ ﴿۱۰۹﴾
سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۲۰﴾
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ﴿۱۳۰﴾
بعضي گفتند كه اين «آل ياسين» است، چون الياس فرزند ياسين بود، به جاي اينكه بفرمايد «سلام علي الياس» فرمود: «سَلامٌ عَلي آل ياسينَ». در برخي از روايات ما هست كه منظور از «يس» وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) است و منظور از «آل ياسين» اهل بيت(عليهم اسلام) است[30]که اين زيارت «آل ياسين»[31] هم آن را تأييد ميكند، البته روايات اشاره دارد كه باطن اين «إِلْياسينَ» همين وجود مبارك پيغمبر و اهل بيت هستند،[32] اما استفاده آن مطلب از ظاهر آيه آسان نيست. آنكه در روايت دارد و اشاره هم دارد كه باطن اين قرآن مربوط به اهل بيت است آن «حقّ لا ريب فيه»، اما استفاده آن مطلب از ظاهر اين آيه آسان نيست كه ما بگوييم منظور «آل ياسين» است.
… «آل ياسين» يعني «اهل ياسين»؛ اگر اين باشد که جمع است، در حالي كه در تعبير بعدي فرمود: ﴿سَلامٌ عَلي إِلْياسينَ ٭ إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ ٭ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ﴾، نه «إنّهم». در جريان حضرت موسي و هارون تثنيه آورد فرمود: ﴿إِنَّهُما﴾،در جريان ابراهيم سخن از ﴿إِنَّهُ﴾ بود، در جريان نوح سخن از ﴿إِنَّهُ﴾ بود، در آيه 110 به بعد همين سوره «صافات» درباره حضرت ابراهيم همه ضميرها مفرد است ﴿وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرينَ ٭ سَلامٌ عَلي إِبْراهيمَ ٭ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ ٭ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ﴾، در جريان موسي و هارون(سلام الله عليهما) تثنيه آورد و فرمود: ﴿إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ﴾، در جريان الياس(سلام الله عليه) فرمود: ﴿إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ﴾؛ اگر «آل ياسين» باشد و جمع باشد، ما بايد بگوييم «انهم من عبادنا المؤمنين». بنابراين آن رواياتي كه دارد «يس» وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) است، حق است؛ دارد اهل بيت(عليهم السلام) «آل ياسين» هستند، حق است؛ اين زيارت «آل ياسين» هم كه لابد قرائت ميفرماييد، اين هم حق است كه تأييد ميفرمايد برای اهل بيت است; ولي در همين روايات دارد كه اين جزء باطن قرآن است که آن هم حق است…