اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۲۶﴾
اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۲۶﴾
خدائي كه پروردگار شما و پروردگار نياكان شما است. (۱۲۶)
به هر حال" الياس" اين قوم بتپرست را سخت نكوهش كرد، و ادامه داد:" خدايی را رها میكنيد كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما است" (اللَّـهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ).
مالك و مربی همه شما او بوده و هست، هر نعمتی داريد از او است، و حل هر مشكلی با دست قدرت او ميسر است، غير از او نه سرچشمه خير و بركتی وجود دارد و نه دفع كننده شر و آفتی.
گويا بتپرستان زمان" الياس" همانند بتپرستان عصر پيامبر اسلام ص برای توجيه كار خود تكيه بر سنت نياكان و پيشينيان میكردند كه الياس در پاسخ آنها میگويد:" اللَّه رب شما و رب پدران شما است".
تعبير به" رب" (مالك و مربی) بهترين محرك برای تفكر و انديشه است، چرا كه مهمترين مساله در زندگی انسان اين است كه بداند از ناحيه چه كسی آفريده شده؟ و امروز صاحب اختيار و مربی و ولی نعمت او كيست؟
و سپس اشاره میكند به اينكه: ربوبيت خدای تعالی اختصاص به يك قوم و دو قوم ندارد. و خدا مانند بت نيست كه هر بتی مخصوص به قومی میباشد، و بت هر قوم رب مخصوص آن قوم میباشد. بلكه خدای تعالی رب شما و رب پدران گذشته شما است، اختصاص به يك دسته و دو دسته ندارد، چون خلقت و تدبير او عام است و جمله" اللَّـهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ" اشاره به اين معنا دارد.
حرف وجود مبارك الياس اين است كه … ﴿أَحْسَنَ الْخالِقينَ﴾ بايد عبادت شود نه غير او, همين ﴿أَحْسَنَ الْخالِقينَ﴾ را با تعبير ديگري در آيه بعد روشنتر كرد، فرمود آن ﴿أَحْسَنَ الْخالِقينَ﴾كيست؟ ﴿اللَّهَ﴾؛ يعني «تذرون» «الله» را, «الله» چه صفتي دارد؟ صفت «الله» اين است كه گذشته از اينكه «خالق كلّ شيء» است، «ربّ كلّ شيء» هم است ﴿رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ﴾؛ اين عصاره استدلال وجود مبارك الياس است.