وصیت امیرالمؤمنین هنگام شهادت
وصیت امیرالمؤمنین هنگام شهادت
از ابن ملجم كه اشقي الآخرين است از او شقيتر ديگر نيامده و نميآيد حتي او از شمر شقيتر است چون شمر با شمشير او امام معصومي شهيد شد اما ديگر او با شمشير امام كشته نشد. بدا به حال كسي كه با شمشير او امام كشته شود و بدا به حال كسي كه با شمشير امام كشته شود وجود مبارك حضرت امير در بعضي از خطبهها دارد كه من تو را با شمشيري ميزنم كه هيچ كس را با آن نزدم «إِلاَّ دَخَلَ النَّارَ»[19] خيلي است هر كس كشته علي شد مستقيماً به جهنم رفت ديگر سؤال و قبر اينها كلا اين ميشود … فرمود من با اين شمشير هيچ كسي را نزدم «الا دخل النار» … آن ابنملجم ملعون با شمشيرش امام اول را شهيد كرد و با شمشير امام دوم به هلاكت رسيد از او شقيتر كسي نيست.
نامه 41 نهج البلاغه بخش اول
نامه 41 نهج البلاغه بخش دوم
https://ahlolbait.com/content/16510/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-41-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87%D8%9B-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B3
سوره ۵: المائدة
وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۴۵﴾
و بر آنها (بني اسرائيل) در آن (تورات) مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان و چشم در مقابل چشم و بيني در برابر بيني و گوش در مقابل گوش و دندان در برابر دندان، ميباشد، و هر زخمي قصاص دارد و اگر كسي آن را ببخشد (و از قصاص صرف نظر كند) كفاره (گناهان) او محسوب ميشود، و هر كس به احكامي كه خدا نازل كرده حكم نكند ستمگر است (۴۵)
سوره ۲: البقرة
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۷۸﴾
اي افرادي كه ايمان آورده ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان بر شما نوشته شده است، آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده و زن در برابر زن، پس اگر كسي از ناحيه برادر (ديني) خود مورد عفو قرار گيرد (و حكم قصاص او تبديل به خونبها گردد) بايد از راه پسنديده پيروي كند (و در طرز پرداخت ديه، حال پرداخت كننده را در نظر بگيرد) و قاتل نيز به نيكي ديه را به ولي مقتول بپردازد (و در آن مسامحه نكند اين تخفيف و رحمتي است از ناحيه پروردگار شما و كسي كه بعد از آن تجاوز كند عذاب دردناكي خواهد داشت. (۱۷۸)
-----------
در روايتی از حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم به حضرت علي علیه السلام مي فرمايند: «گويا مي بينم كه تو در حال نماز براي پروردگارت هستي كه اشقي الاولين و الاخرين، رفيق كشنده ناقه ثمود، مي آيد و ضربتي بر سر تو مي زند كه محاسنت با خون سرت خضاب مي گردد ...»
پی کننده شتري كه معجزه حضرت صالح (ع) براي هدايت قوم ثمود بود، شقاوتمندترين اهل زمان خويش مي باشد، زيرا آيه اي از آيات الهي را از بين برد كه براي هدايت مردم آمده بود، در حالي كه ارزش هدايت يك نفر در فرهنگ قرآني، به اندازه زنده نمودن تمامي مردم است و گمراه نمودن فردي، برابر با كشتن تمامي اهل زمين مي باشد و او با كار خود، جلو هدايت مردم را گرفت و ابن ملجم در زمان خود اقدام به كشتن بزرگترين آيه خدا، قرآن ناطق، ملاك تشخيص حق از باطل و هدايت از گمراهي، اول مومن به رسول الله و وصي و جانشين پيامبر(ص) نمود و در يك جمله ابن ملجم مصداق همه خوبي ها را از بين برد و به همين جهت كار او مصداق بدترين كارها و شخص او مصداق بدترين و شقاوتمندترين انسان ها است.
سوره ۵: المائدة
مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴿۳۲﴾
بهمين جهت بر بني اسرائيل مقرر داشتيم كه هركس انساني را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روي زمين بكشد چنان است كه گوئي همه انسانها را كشته و هر كس انساني را از مرگ رهایی بخشد چنان است كه گوئي همه مردم را زنده كرده است، و رسولان ما با دلايل روشن بسوي بني اسرائيل آمدند، اما بسياري از آنها، تعدي و اسراف، در روي زمين كردند. (۳۲)
… قرآن در اين آيه يك حقيقت اجتماعی و تربيتی را بازگو ميكند:
… كسی كه دست به خون انسان بیگناهی میآلايد در حقيقت چنين آمادگی را دارد كه انسانهای بیگناه ديگری را كه با آن مقتول از نظر انسانی و بیگناهی برابرند مورد حمله قرار دهد و بقتل برساند، او در حقيقت يك قاتل است و طعمه او انسان بیگناه، و ميدانيم تفاوتی در ميان انسانهای بیگناه از اين نظر نيست، همچنين كسی كه بخاطر نوعدوستی و عاطفه انسانی، ديگری را از مرگ نجات بخشد اين آمادگی را دارد كه اين برنامه انسانی را در مورد هر بشر ديگری انجام دهد، او علاقمند به نجات انسانهای بیگناه است و از اين نظر برای او اين انسان و آن انسان تفاوت نمیكند و با توجه به اينكه قرآن میگويد" فَكَأَنَّما ..." استفاده میشود كه مرگ و حيات يك نفر اگر چه مساوی با مرگ و حيات اجتماع نيست اما شباهتی به آن دارد.
….. از اين آيه اهميت مرگ و حيات يك انسان از نظر قرآن كاملا آشكار میشود، و با توجه به اينكه اين آيات در محيطی نازل گرديد كه خون بشر مطلقا در آن ارزشی نداشت عظمت آن آشكارتر ميگردد.
قابل توجه اينكه در روايات متعددی وارد شده است كه آيه اگر چه مفهوم ظاهرش مرگ و حيات مادی است اما از آن مهمتر مرگ و حيات معنوی يعنی گمراه ساختن يك نفر يا نجات او از گمراهی است. كسی از امام صادق ع تفسير اين آيه را پرسيد، امام فرمود:
" من حرق او غرق- ثم سكت- ثم قال تاويلها الاعظم ان دعاها فاستجاب له
": يعنی منظور از" كشتن" و" نجات از مرگ" كه در آيه آمده نجات از آتشسوزی يا غرقاب و مانند آن است، سپس امام سكوت كرد و بعد فرمود:
تاويل اعظم و مفهوم بزرگتر آيه اين است كه ديگری را دعوت به سوی راه حق يا باطل كند و او دعوتش را بپذيرد
[تفسير نور الثقلين جلد ۱ صفحه ۶۲۰- در اين زمينه روايات ديگری نيز به همان مضمون وارد شده است.]