إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ ﴿۱۰۶﴾

اين مسلما امتحان مهم و آشكاري است. (۱۰۶)

ذبح كردن فرزند با دست خود، آنهم فرزندی برومند و لايق، برای پدری كه يك عمر در انتظار چنين فرزندی بوده، كار ساده و آسانی نيست، چگونه می‌توان دل از چنين فرزندی بركند؟ و از آن بالاتر با نهايت تسليم و رضا بی آنكه خم به ابرو آورد به امتثال اين فرمان بشتابد، و تمام مقدمات را تا آخرين مرحله انجام دهد، بطوری كه از نظر آمادگی‌های روانی و عملی چيزی فروگذار نكند؟

جالب این است که حضرت ابراهیم از خدا نخواست که فرزندش را نکشد در حالیکه برای عذاب نشدن قوم لوط با فرشتگان بحث کرد. تسلیم و مطیع محض فرمان پروردگار بود.

و از آن عجيب‌تر تسليم مطلق اين نوجوان در برابر اين فرمان بود، كه با آغوش باز و با اطمينان خاطر به لطف پروردگار و تسليم در برابر اراده او به استقبال ذبح شتافت.

لذا در بعضی از روايات آمده است هنگامی كه اين كار انجام گرفت جبرئيل‌ (از روی اعجاب) صدا زد:" اللَّه اكبر"" اللَّه اكبر"! ...

و فرزند ابراهيم صدا زد:" لا اله الا اللَّه، و اللَّه اكبر! ..." و پدر قهرمان فداكار نيز گفت:" اللَّه اكبر و للَّه الحمد"[تفسير قرطبی" و" تفسير روح البيان".]۲.

و اين شبيه تكبيراتی است كه ما روز عيد قربان می‌گوئيم.