(22﴾ فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإِ بِنَبَإٍ
(22﴾ فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإِ بِنَبَإٍ يَقِينٍ
چندان طول نكشيد (كه هدهد آمد و) گفت من بر چيزي آگاهي يافتم كه تو بر آن آگاهي نيافتي من از سرزمين سبا يك خبر قطعي براي تو آورده ام.
ضمير در (مكث ) به سليمان برمى گردد، كه در اين صورت معنا اين مى شود كه : سليمان بعد از تهديد هدهد، مختصرى مكث كرد، احتمال هم دارد كه ضمير مذكور به خود هدهد برگردد و معنا اين باشد كه : هدهد مختصرى مكث كرد. مؤيد احتمال اول، سياق سابق و مؤيد احتمال دوم، سياق لاحق است.
آن حيوان هم در كمال سرعت، خودش را رسانده اين ﴿غَيْرَ بَعِيدٍ﴾[7] نشان ميدهد كه اين غيبت، كوتاهمدت بود زود خودش را به سر پست رساند اين نشان ميدهد كه او يك عضو ارتشي و نظامي بود و سر پست بايد باشد و الان هم با سلطان مُبين آمده يعني با عذر آمده اگر عذر داشت ديگر جا براي تعذيب و امثال تعذيب نيست.
سرّ اينكه طولي نكشيد كه هدهد آمد براي اينكه آن طوري كه جناب زمخشري نقل ميكند ميگويد وجود مبارك سليمان(سلام الله عليه) مكّه مشرّف شدند با همان قافله و به منطقه يمن نزديك شدند و فرود آمدند و هدهد از آن منطقه ديدني كرده است و اين گزارش را داد[6] نه اينكه حالا حضرت در مكان اصلياش مستقر بود و فاصله هشتاد فرسخي يا صد فرسخي يا كمتر و بيشتر را اين هدهد رفت و زود برگشت
من از چيزي باخبر شدم به چيزي احاطه پيدا كردم كه شما به آن محيط نبودي و من از منطقه سبأ يك نبأ يعني خبر مهم آوردم (يك) يقيني هم است (دو)
نبأ همان خبر مهم را ميگويند هر خبري را نميگويند نبأ، نبأ آن اخبار مهم است پس من يك گزارش مهم دارم (يك) از نظر علمي هم يقيني است نه مظنّه و گمان (دو) و من ميدانم و شما نميدانيد.
اين ﴿أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ﴾ از نظر علمي او هم نميداند كه سليمان ميداند و احاطه ميكند چون حيوان است و نميداند كه سليمان به علم غيب آگاه است
این کلام آقای جوادی آملی گرچه می تواند درست باشد ولی با ظاهر آیات قرآن تطابق ندارد آیات ۲۰-۲۱ و ۲۷
كلمه سبأ و نبأ كه هموزناند اين باعث ظرافت ادبي است كه زمخشري و امثال زمخشري به اينها خيلي ميپردازند
It is worthy nothing that Solomon’s troops, and even the birds that obeyed him, had felt such a freedom, security, and daring in Solomon’s justice that, without any fear Hoopoe frankly and explicitly says:
“…‘I have comprehended that which you have not comprehended…”
The Hoopoe’s treatment with Solomon was not like the treatment of the flattering men of courts with the tyrannical kings, who, for communicating a fact at first, flatter and make themselves so low before them as an insignificant atom.
Then they humbly state their aim inside many sorts of flatteries and never try to deliver a definite statement; so they always use some delicate allusions lest the king’s feeling be a little injured.
Yes, the hoopoe clearly said that its absence was not unreasonable and he had brought Solomon some news that he was not aware of it.
https://www.youtube.com/watch?v=aWd SrpL 4hU s&t=684s 8:33-18:14
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿۴۴﴾
آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست او را تسبيح مى گويند و هيچ چيز نيست مگر اينكه در حال ستايش تسبيح او مى گويد ولى شما تسبيح آنها را درنمى يابيد به راستى كه او همواره بردبار [و] آمرزنده است (۴۴)
برخلاف نظر آقای دینانی قرآن اعتقاد به تسبیح کل موجودات در این عالم دارد و تسبیح بدون شعور چه معنایی دارد. آیا یک نوار ضبط از صبح تا شب سبحان الله پخش کند ما می گویم که آن نوار تسبیح می گوید