(30) إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
(30) إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
اين نامه از سليمان است و چنين ميباشد: به نام خداوند بخشنده مهربان …
امرئه سبا گفت اين نامه از سليمان است و آغاز اين نامه هم ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ﴾ است به نام خدا شروع شده نه اين است كه نامه اوّلش نوشته باشد از سليمان به فلان خب نامه پايانش امضا دارد امضاي نامه سليمان است نه اينكه در اول نامه ـ معاذ الله ـ نام سليمان مقدم بر ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ﴾ باشد اين طور نيست اين امرئه گفته است اين نامهاي است از طرف فلان كس و به نام خدا هم شروع شده و محتوايش اين است اين در گزارش نام سليمان(سلام الله عليه) را اول ميبرد نه اينكه نام آن حضرت در نامه قبل از «بسم الله» ذكر شده باشد
همه آن مشركين, موحّد بودند از نظر اينكه الله واجبالوجود است و واجبالوجود واحدٌ لا شريك له او خالق كل است «لا شريك له في الخِلقة الكليّة» او ربّالأرباب است او الهالآلهه است در همه اين بخشها موحّد بودند منتها ارباب متفرّقه را ميپذيرفتند ميگفتند كه زمين ربّي دارد انسان ربّي دارد آسمان و شمس و قمر ربّي دارند هيچ كدام از مشركين ملحد نبودند, همه مشركين همين طور بود كه ﴿لَئِن سَأَلْتَهُم مَنْ خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ﴾[15] اينها الله را قبول داشتند اما به عنوان ربّالأرباب
الله را فوق آن ميدانستند كه بشر بتواند با او رابطه برقرار كند او را عبادت كند از او چيزي بخواهد ولي اسلام كه آمده فرمود: ﴿فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[4] يك ربّ بيشتر در جهان نيست و همه امور هم به دست اوست.
آفتاب پرستان نيز، وثنى مسلك، و يكى از تيره هاى صابئين بودند، كه خدا و صفاتش را تعظيم مى كردند.