(4) وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِن قَبْلِكَ وَإِلَي اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
(4) وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِن قَبْلِكَ وَإِلَي اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
(۴) اگر تو را تكذيب كنند (غم مخور، مطلب تازه اي نيست) پيامبران پيش از تو نيز مورد تكذيب قرار گرفتند، و همه كارها به سوي خدا باز ميگردد.
به پيغمبر درس استقامت در مسير راهش ميدهد كه مهمترين درس براى او همين است ، ميفرمايد: اگر تو را تكذيب كنند غم مخور، اين چيز تازه اى نيست ، پيامبران قبل از تو نيز مورد تكذيب قرار گرفتند (وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِن قَبْلِكَ).
آنها نيز در اين راه مقاومت كردند، تا رسالت خويش را ادا ننمودند از پاى ننشستند تو نيز محكم بايست و اداى رسالت كن، بقيه با خداست.
مهم اينست كه همه كارها به سوى خدا باز ميگردد، و او ناظر بر همه چيز و حساب كننده همه كارهاست (وَإِلَي اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ).
او هرگز زحمات تو را در اين راه ناديده نميگيرد، همانگونه كه تكذيبهاى اين مخالفان لجوج را بي كيفر نميگذارد، اگر روز قيامتى در كار نبود جاى نگرانى بود اما با توجه به آن دادگاه بزرگ و ثبت و ضبط همه اعمال مردم براى آن روز بزرگ ديگر چه جاى نگرانى است ؟
﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ﴾ اگر اينها حرف تو را كه پيامبري نپذيرفتند قبلاً هم همين طور بود اينطور نبود كه هر پيامبري که بيايد فوراً حرف او را قبول بكنند آنها هم صبر كردند تو هم
سوره 46: الأحقاف
فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۳۵﴾
صبر كن آن گونه كه پيامبران اولوالعزم شكيبائي كردند و براي (عذاب) آنها شتاب مكن، هنگامي كه وعده هائي را كه به آنها داده شد ميبينند احساس ميكنند كه گوئي فقط ساعتي از يكروز در دنيا توقف داشتند، اين ابلاغي است براي همگان، آيا جز قوم فاسق هلاك ميشوند؟
﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِن قَبْلِكَ﴾ آنها با بردباري حل كردند اينكه در قرآن فرمود: ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ﴾ كذا و كذا, نام انبيا را ميبرد براي همين است ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ﴾,[20]﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَي﴾,[21]﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ﴾ كذا و كذا همين است. فقط نام مبارك حضرت يونس را كه ميبرد فرمود: ﴿وَلاَ تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ﴾[19] مثل يونس نباش كه مسئوليت را موقتاً ترك كني.
در همه موارد سخن از تأسّي به سيرهاي است كه انبيا به آن سيره موفق بودند نه تأسّي به خود انبيا
سوره ۶: الأنعام
أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ ….(۹۰)
آنها كساني هستند كه خداوند هدايتشان كرده پس به هدايت آنان اقتدا كن….
به آن هدایتی که نصیب اینها شده است اقتدا بکن. مقتدای تو هدایت الله است نه موسای کلیم. مقتدای تو هدایت الله است نه عسیای مسیح. نه هر چه ابراهیم گفت هر چه ما به ابراهیم گفتیم.
﴿فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ﴾[22] نه «بهمُ اقْتَدِهْ» اصلِ دين را خدا نازل كرد به انبيا آموخت اين هدايت الهي است, انبيا به اين هدايت آشنا شدند و عمل كردند … تو هم به همين برنامه عمل بكن نه به آنها اقتدا بكن.
وَإِلَي اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
اين مكتبهاي گوناگون, آراي گوناگون, انديشههاي گوناگون روزي حق و باطلش روشن ميشود اين از متقنترين ادله معاد است براي اينكه ميبينيد اين مكتبها و ملل و نِحَل فراواناند همه اينها مدّعياند كه حق با آنهاست بالأخره جايي بايد باشد, روزي بايد باشد كه روشن بشود حق با چه كسي است. اگر چنين روزي نباشد كه عالَم لغو و باطل است حالا گذشته از آن مسائل عملي كه عدهاي ظلم ميكنند بايد به كيفرشان برسند عدهاي عادلاند بايد به پاداششان راه يابند مسائل حق و باطل مكتبها هم بالأخره بايد تكليفش روشن بشود روزي بالأخره بايد بيايد معلوم بشود اين هفتاد و دو ملت حق با كدام يك از اينهاست فرمود بالأخره روزي ميرسد كه مرجع امور است حق روشن ميشود و آنها كه پيروان حق بودند بهشتياند, آنها كه منكران حق بودند يا مدبران (نافرمانی کننده) از حق بودند دوزخياند.
سوره ۳۴: سبأ
قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ ﴿۲۶﴾
بگو: پروردگار ما همه ما را جمع ميكند سپس در ميان ما به حق داوري مينمايد و اوست داور (و جدا كننده) آگاه. (۲۶)