(23) ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ
(23) ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَلاَ يُنقِذُونِ
(۲۳) آيا غير از او معبوداني را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زياني به من برساند شفاعت آنها كمترين فايده اي براي من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد.
باز در اينجا از خودش سخن مى گويد تا جنبه تحكم و آمريت نداشته باشد، و ديگران حساب كار خود را برسند.
او در حقيقت انگشت روى بهانه اصلى بت پرستان ميگذارد كه مى گفتند: ما اينها را به خاطر اين پرستش مى كنيم كه شفيعان ما در درگاه خدا باشند مى گويد: چه شفاعتى؟ و چه كمك و نجاتى؟ آنها خود نيازمند به كمك و حمايت شما هستند، در تنگناى حوادث چه كارى از آنها براى شما ساخته است؟!
به کار رفتن تعبیر الرحمن برای ضر
تعبير به (الرحمن ) در اينجا علاوه بر اينكه اشاره به گستردگى رحمت خداوند و بازگشت همه نعمتها و مواهب به سوى او است، و اين خود دليلى بر توحيد عبادت مى باشد، بيانگر اين نكته است كه خداوند رحمن ضرر و زيانى براى كسى نمى خواهد، مگر اينكه خلافكارى انسان به منتها درجه خود برسد كه او را از محيط گسترده الهى دور و در وادى غضبش گرفتار سازد.
… ﴿إِن يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ﴾اين مكتب همه انبياست كه رحمان دارد عالَم را اداره ميكند؛ منتها در بيانات نوراني اهل بيت مخصوصاً وجود مبارك امام سجاد(سلام الله عليه) خيلي باز شده, تفصيل شده شرح شد. اينكه ميگويند رحمت خدا بر غضب او سابق است قبلاً هم ملاحظه فرموديد معنايش اين نيست كه رحمت خدا بيشتر از غضب اوست البته رحمت خدا بيشتر از غضب اوست اما اين تعبير كه «سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ رحمتش بر غضبش پیشى گرفته»[18]معنايش اين نيست كه رحمت او بيشتر است بلكه معنايش اين است كه رحمت او پيشتر از غضب اوست اين بيان نوراني امام سجاد اين است «وَ أَنْتَ الَّذِي تَسْعَى رَحْمَتُهُ أَمَامَ غَضَبِهِ»[19]يعني خدايا! هر جا بخواهي غضب كني و عذاب كني پيشاپيش، رحمت تو حركت ميكند نقشه ميكشد كه اين غضب تو رحيمانه باشد … پس غضب الهي, عذاب الهي, جهنم الهي مأموم است نه امام, رحمت او و عنايت او امام است و اَمام، او نقشه ميكشد كه فلان جا بايد عذاب باشد, فلانجا بايد لطف و رحمت باشد. مانند تشویق و تنبیه پدر و مادر برای فرزند که هر دو از محبت پدر و مادر است. ولی یکبار به صورت غضب ظاهر و بار دیگر به صورت تشویق ظاهر میشود
آن اِمام, آن مهندس مقابل ندارد اين بهشت و جهنم مقابل هم هستند اين رحمت خاصّه است كه مقابلش عذاب است اين عذاب است كه مقابل رحمت رحيميه است وگرنه «الرّحماني» كه اسم اعظم است اين مقابل ندارد. «الرّحمان» گاهي دستور ميدهد كه فلانجا بايد عذاب باشد براي اينكه اينها كشتاري كردند مردم را كشتند و عدل بايد اِعمال بشود و «يشفي صدور المؤمنين» بايد باشد اين عين عدل است اين عين رحمت الهي است; لذا آنجا جهنم هست, آنجا عذاب هست براي اينكه عدل برقرار بشود نه اينكه تشفّي برقرار بشود. «الرّحمان» عذاب ميكند نه «المنتقم», اين «المنتقم» را ما در كنار محدوده عذاب اگر ميبينيم معنايش اين نيست كه آن فرمانده كل, منتقم است فرمانده كل, رحمان است آن رحمان مقابل ندارد شما ببينيد الله براي خيلي از صفات قرار موصوف ميگيرد, الرحمن براي خيلي از صفات موصوف قرار ميگيرد, اما «الرحمن» را يا الله را صفت براي چيزي قرار نميدهند اينها پيشاپيش حركت ميكنند.
http://qurannotes.blogfa.com/category/184
فرمود: ﴿إِن يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً﴾ اصلاً اجازه شفاعت ندارند بر فرض هم شفاعت بكنند كسي گوش نميدهد. پس از بتها كاري ساخته نيست. حرف اين مرسلين را گوش بدهيد كه شما را به «الرحمن» دعوت می كنند اين دعوت با فطرت شما آشناست مگر شما مخلوق او نيستيد, مفطور او نيستيد. مفطور بايد حرف فاطر خودش را گوش بدهد اين در درون شما فطرتي دارد كه اين فطرت, صداي آشنا را تشخيص ميدهد اين ميگويد كه ديگران هم مثل شما هستند چرا آنها را ميپرستيد؟! حرف انبيا با گوش فطرت آشناست من از زبان فطرت خودم حرف ميزنم ميگويم اينهايي كه آمدند در شهر ما دارند دعوت ميكنند صداي اينها صداي آشناست بيگانه نيست از فطرت من خبر ميدهند, از فاطر من خبر ميدهند...
﴿لَا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً﴾ اين هم نكره در سياق نفي است, آنها كمترين فايدهاي به من نميرسانند كمترين ضرري هم اگر از طرف خدا به ما برسد كسي نميتواند برطرف كند.