فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي ... ﴿۱۰۲﴾
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿۱۰۲﴾
هنگامي كه با او به مقام سعي و كوشش رسيد گفت: فرزندم من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم! بنگر نظر تو چيست ؟ گفت: پدرم هر چه دستور داري اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهي يافت! (۱۰۲)
در اينجا قرآن میگويد:" هنگامی كه با او به مقام سعی و كوشش رسيد" (فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ).
يعنی به مرحلهای رسيد كه میتوانست در مسائل مختلف زندگی همراه پدر تلاش و كوشش كند و او را ياری دهد.
بعضی" سعی" را در اينجا به معنی عبادت و كار برای خدا دانستهاند، البته سعی مفهوم وسيعی دارد كه اين معنی را نيز شامل میشود ولی منحصر به آن نيست، و تعبير" معه" (با پدرش) نشان میدهد كه منظور معاونت پدر در امور زندگی است.
به هر حال به گفته جمعی از مفسران، فرزندش در آن وقت ۱۳ ساله بود كه ابراهيم خواب عجيب و شگفتانگيزی میبيند كه بيانگر شروع يك آزمايش بزرگ ديگر در مورد اين پيامبر عظيم الشان است، در خواب میبيند كه از سوی خداوند به او دستور داده شد تا فرزند يگانهاش را با دست خود قربانی كند و سر ببرد.
ابراهيم وحشتزده از خواب بيدار شد، میدانست كه خواب پيامبران واقعيت دارد و از وسوسههای شيطانی دور است، اما با اين حال دو شب ديگر همان خواب تكرار شد كه تاكيدی بود بر لزوم اين امر و فوريت آن.
میگويند نخستين بار در شب" تَرويه" (شب هشتم ماه ذی الحجه) اين خواب را ديد،
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AA%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%87
و در شبهای" عرفه" و شب" عيد قربان" (نهم و دهم ذی الحجه) خواب تكرار گرديد، لذا برای او كمترين شكی باقی نماند كه اين فرمان قطعی خدا است. ابراهيم كه بارها از كوره داغ امتحان الهی سرافراز بيرون آمده بود، اين بار نيز بايد دل به دريا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد، و فرزندی را كه يك عمر در انتظارش بوده و اكنون نوجوانی برومند شده است با دست خود سر ببرد! ولی بايد قبل از هر چيز فرزند را آماده اين كار كند، رو به سوی او كرد و" گفت: فرزندم من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم، بنگر نظر تو چيست"؟! (قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَری فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ماذا تَری).
فرزندش كه نسخهای از وجود پدر ايثارگر بود و درس صبر و استقامت و ايمان را در همين عمر كوتاهش در مكتب او خوانده بود، با آغوش باز و از روی طيب خاطر از اين فرمان الهی استقبال كرد، و با صراحت و قاطعيت" گفت: پدرم هر دستوری به تو داده شده است اجرا كن" (قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ).
و از ناحيه من فكر تو راحت باشد كه" به خواست خدا مرا از صابران خواهی يافت" (سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّـهُ مِنَ الصَّابِرِينَ).
…از يك سو پدر با صراحت مساله ذبح را با فرزند ۱۳ ساله مطرح میكند و از او نظرخواهی میكند، برای او شخصيت مستقل و آزادی اراده قائل میشود، او هرگز نمیخواهد فرزندش را بفريبد، و كوركورانه به اين ميدان بزرگ امتحان دعوت كند، او میخواهد فرزند نيز در اين پيكار بزرگ با نفس شركت جويد، و لذت تسليم و رضا را همچون پدر بچشد! از سوی ديگر فرزند هم میخواهد پدر در عزم و تصميمش راسخ باشد، نمیگويد مرا ذبح كن، بلكه میگويد هر ماموريتی داری انجام ده، من تسليم امر و فرمان او هستم، و مخصوصا پدر را با خطاب" يا ابت"! (ای پدر!) مخاطب میسازد، تا نشان دهد اين مساله از عواطف فرزندی و پدری سر سوزنی نمیكاهد كه فرمان خدا حاكم بر همه چيز است.
و از سوی سوم مراتب ادب را در پيشگاه پروردگار به عالیترين وجهی نگه میدارد، هرگز به نيروی ايمان و اراده و تصميم خويش تكيه نمیكند، بلكه بر مشيت خدا و اراده او تكيه مینمايد و با اين عبارت از او توفيق پايمردی و استقامت میطلبد.
و به اين ترتيب هم پدر و هم پسر نخستين مرحله اين آزمايش بزرگ را با پيروزی كامل میگذرانند.
… منظور از رسيدن به حد سعی و كوشش رسيدن به آن حد از عمر است كه آدمی عادتا میتواند برای حوائج زندگی خود كوشش كند و اين همان سن بلوغ است، و معنای آيه اين است كه: وقتی آن فرزند به حد بلوغ رسيد، ابراهيم به او گفت ای پسرم ...
" قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَری فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ"- اين جمله حكايت رؤيايی است كه ابراهيم در خواب ديد. و تعبير به" انی اری" دلالت دارد بر اينكه اين صحنه را مكرر در خواب ديده (فعل مضارع است (میبینم) نه فعل ماضی (دیدم), نمیگه إني رأيت في المنام)، هم چنان كه اين تعبير در آيه" وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَری ..."[سوره يوسف، آيه ۴۳.]۲۴ نيز همين استمرار را میرساند.
http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=12&ayat=43&user=far&lang=far&tran=11
" فَانْظُرْ ما ذا تَری"- كلمه" تری" در اين جا به معنای" میبينی" نيست بلكه از ماده" رأی" به معنای اعتقاد است، يعنی چه نظر میدهی، میخواسته بفرمايد: تو در باره سر نوشت خودت فكر كن و تصميم بگير و تكليف مرا روشن ساز. و اين جمله خود دليل است بر اينكه ابراهيم (ع) در رؤيای خود فهميده كه خدای تعالی او را امر كرده فرزندش را قربانی كند و گرنه صرف اين كه خواب ديده فرزندش را قربانی میكند، دليل بر آن نيست كه كشتن فرزند برايش جايز باشد … و به همين جهت كه چنين مطلبی را فهميده، فرزندش را امتحان كرد، تا ببيند او چه جوابی میدهد.
" قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّـهُ مِنَ الصَّابِرِينَ"- اين آيه پاسخی است كه فرزند به پدر میدهد. و جمله" پدرجان! انجام بده آنچه بدان مامور شدهای" اظهار رضايت اسماعيل است نسبت به سر بريدن و ذبح خودش، چيزی كه هست اين اظهار رضايت را به صورت امر آورد…
" سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّـهُ مِنَ الصَّابِرِينَ"- … معنای كلامش چنين میشود: من اگر گفتم در اين حادثه صبر میكنم، اتصافم به اين صفت پسنديده از خودم نيست و زمام امرم به دست خودم نيست، بلكه هر چه دارم از مواهبی است كه خدا به من ارزانی داشته، و از منت هايی است كه خدا بر من نهاده. اگر او بخواهد من دارای چنين صبری خواهم شد و او میتواند نخواهد و اين صبر را از من بگيرد.
نشانه صالح بودن و نشانه حليم و بردبار بودن او اين است كه در زير تيغ نگفت «ذبح» بكن, گفت هر چه به آن امر شدي انجام بده, ﴿يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ﴾ که اين كمال حِلم و كمال صبر و كمال بردباري است؛ بالاتر از «ذبح» هر چه دستور داري انجام بده, گفت: ﴿إِنِّي أَرَي فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ﴾، عرض نكرد «يا أبت اذبح» عرض كرد هر چه شد, اين حلم و برباري است، اين صبر محض است. از اين بالاتر شما چه چيزي ميخواهيد؟! ﴿يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ﴾ را در برابر تيغ عرض كرد، گفت هر چه دلت ميخواهد و هر چه امر داري انجام بده که اين هم ﴿جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ﴾ است؛ اينطور نيست كه حالا ابراهيم با قلب «سليم» رفت، اينكه زير تيغ ميگويد هر چه گفتي من ميگويم چشم؛ يعني با قلب «سليم»؛ آن وقت اين فرزند را ذات اقدس الهي به عنوان صالح و غلام حليم ميستايد و براي او «ذبح» عظيم ميفرستد.