فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿۱۰۳﴾

هنگامي كه هر دو تسليم و آماده شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد … (۱۰۳)

در اين ميان چه‌ها گذشت؟ قرآن از شرح آن خودداری كرده، و تنها روی نقاط حساس اين ماجرای عجيب انگشت می‌گذارد…

قرآن همين اندازه در عبارتی كوتاه و پر معنی می‌گويد:" هنگامی كه هر دو تسليم و آماده شدند و ابراهيم جبين فرزند را بر خاك نهاد ..." (فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ‌)[تله" از ماده" تل" در اصل به معنی مكان مرتفع است، و" تَلَّهُ لِلْجَبِينِ" مفهومش اين است كه او را بر مكان مرتفعی به يك طرف صورت بر زمين افكند-" جبين" به معنی طرف صورت است، و دو طرف را" جبينان" می‌گويند.]۱.

… بعضی گفته‌اند منظور از جمله" تَلَّهُ لِلْجَبِينِ‌" اين بود كه پيشانی پسر را به پيشنهاد خودش بر خاك نهاد، مبادا چشمش در صورت فرزند بيفتد و عواطف پدری به هيجان در آيد و مانع اجرای فرمان خدا شود! به هر حال ابراهيم صورت فرزند را بر خاك نهاد و كارد را به حركت در آورد و با سرعت و قدرت بر گلوی فرزند گذارد در حالی كه روحش در هيجان فرو رفته بود، و تنها عشق خدا بود كه او را در مسيرش بی ترديد پيش می‌برد.

اما كارد برنده در گلوی لطيف فرزند كمترين اثری نگذارد! ...

ابراهيم در حيرت فرو رفت بار ديگر كارد را به حركت در آورد ولی باز كارگر نيفتاد، آری ابراهيم" خليل" می‌گويد: ببر! اما خداوند" خليل" فرمان می‌دهد نبر! و كارد تنها گوش بر فرمان او دارد.

" فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ"" اسلام" به معنای رضايت دادن و تسليم شدن است. و كلمه" تل" به معنای به زمين انداختن كسی است. و كلمه" جبين" به معنای يكی از دو طرف پيشانی است… و معنای آيه اين است كه: ابراهيم و اسماعيل تسليم امر خدا شدند و به آن رضايت دادند، و ابراهيم (ع) فرزندش را به پهلو خواباند.