وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ ... ﴿۱۱۳﴾
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ ﴿۱۱۳﴾
ما به او و اسحاق بركت داديم، و از دودمان آنها افرادي نيكوكار به وجود آمدند و افرادي كه آشكارا به خود ستم كردند. (۱۱۳)
و در آخرين آيه، سخن از بركتی در ميان است كه خدا به ابراهيم و فرزندش اسحاق ارزانی داشت، میفرمايد:" ما به او و اسحاق بركت داديم" (وَ بارَكْنا عَلَيْهِ وَ عَلی إِسْحاقَ).
اما بركت در چه چيز؟ توضيحی برای آن داده نشده، و میدانيم معمولا هنگامی كه فعلی به صورت مطلق میآيد و قيد و شرطی در آن نيست معنی عموم را میرساند، بنابراين بركت در همه چيز را شامل میشود، در عمر و زندگی، در نسلهای آينده، در تاريخ و مكتب و در همه چيز.
اصولا" بركت" در اصل از" برك" (بر وزن درك) به معنی سينه شتر است و هنگامی كه شتر سينه خود را بر زمين میافكند همين ماده در مورد او به كار میرود (برك البعير).
و تدريجا اين ماده در معنی ثبوت و دوام چيزی به كار رفته است، بركه آب را نيز از آن جهت" بركه" گويند كه آب در آن ثابت است، و مبارك را از اين نظر مبارك میگويند كه خير آن باقی و برقرار است.
از اينجا روشن میشود كه آيه مورد بحث اشاره به ثبوت و دوام نعمتهای الهی بر ابراهيم و اسحاق (و خاندانشان) میباشد و يكی از بركاتی كه خداوند بر ابراهيم و اسحاق داد اين بود كه تمام انبيای بنی اسرائيل از دودمان اسحاق به وجود آمدند در حالی كه پيامبر بزرگ اسلام از دودمان اسماعيل است.
اما برای اينكه توهم نشود كه اين بركت در خاندان ابراهيم جنبه نسب و قبيله دارد بلكه در ارتباط با مذهب و مكتب و ايمان است، در آخر آيه میافزايد:
" از دودمان اين دو، افرادی نيكوكار به وجود آمدند، و هم افرادی كه به خاطر عدم ايمان، آشكارا به خود ستم كردند" (مِنْ ذُرِّيَّتِهِما مُحْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ). " محسن" در اينجا به معنی مؤمن و مطيع فرمان خدا است، و چه احسان و نيكوكاری از اين برتر تصور میشود؟ و" ظالم" به معنی كافر و گنهكار است و تعبير به" لنفسه" اشاره به اين است كه كفر و گناه در درجه اول ظلم بر خويشتن است، آنهم ظلمی واضح و آشكار.
و به اين ترتيب آيه فوق به گروهی از يهود و نصاری كه افتخار میكردند ما از فرزندان انبياء هستيم پاسخ میگويد كه پيوند خويشاوندی به تنهايی افتخار نيست، مگر اينكه در سايه پيوند فكری و مكتبی قرار گيرد.
شاهد اين سخن حديثی است كه از پيامبر گرامی اسلام ص نقل شده كه خطاب به" بنی هاشم" فرمود:
لا ياتينی الناس باعمالهم و تاتونی بانسابكم!
" ای بنی هاشم نكند در روز قيامت مردم با اعمالشان به سراغ من بيايند و شما با انساب و پيوند خويشاونديتان"! (آنها پيوند مكتبی داشته باشند و شما پيوند جسمانی"[روح البيان" جلد ۷ صفحه ۴۷۹.]۱.
سوره ۱۱: هود
قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿۴۶﴾
فرمود: اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است، بنابراين آنچه را از آن آگاه نيستي از من مخواه، من به تو اندرز ميدهم تا از جاهلان نباشي! (۴۶)
… جمله" باركنا" از مصدر" مباركة" است، و آن به اين است كه خير و دوام پر حاصلی را نصيب موجودی كنند. پس معنای آيه چنين میشود: ما ابراهيم و اسحاق را خير و دوام داديم و آن دو را پر حاصل و پر اثر گردانديم.