فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِيمٌ ﴿۱۴۵﴾

(به هر حال ما او را رهائي بخشيديم و) او را در يك سرزمين خشك خالي از گياه افكنديم در حالي كه بيمار بود. (۱۴۵)

سپس همانگونه كه قرآن می‌گويد:" ما او را در يك سرزمين خشك و خالی از درخت و گياه افكنديم، در حالی كه بيمار بود" (فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ‌).

ماهی عظيم در كنار ساحل خشك و بی‌گياهی آمد، و به فرمان خدا لقمه‌ای را كه از او زياد بود بيرون افكند، اما پيدا است اين زندان عجيب سلامت جسم يونس را بر هم زده بود، بيمار و ناتوان از اين زندان آزاد شد.

درست نمی‌دانيم يونس چه مدت در شكم ماهی بود، ولی مسلم است هر چه بود نمی‌توانست از عوارض آن بر كنار ماند، درست است كه فرمان الهی صادر شده بود كه يونس هضم و جذب بدن ماهی نشود، اما اين بدان معنی نبود كه آثاری از اين زندان را به همراه نياورد، لذا جمعی از مفسران نوشته‌اند كه او به صورت‌ جوجه نوزاد و ضعيف و بی‌بال و پر از شكم ماهی بيرون آمد، به طوری كه توان حركت نداشت.

كـلمـه (نـبـذ) بـه مـعناى دور انداختن چيزى است. كلمه (عراء) به معناى محلى روباز اسـت، كـه ديـوار و حـايـلى ديـگـر در آن نـباشد و چيزى كه انسان در زير سايه اش قرار گيرد نداشته باشد، نه سقفى و نه خيمه اى و نه درختى.

و مـعـنـاى جـمـله - آنـطـور كـه از سياق برمى آيد - اين است كه: يونس در شكم ماهى از تـسـبـيح گويان شد و در نتيجه ما او را از شكم ماهى بيرون انداختيم و در بيرون دريا در زمينى كه نه سايه داشت و نه سقف، پرت كرديم، در حالى كه بيمار بود، و سايه اى هم نبود كه به آنجا برود.

… ما او را به بيرون انداختيم. اين ساحل, «مشجّر» نبود, «معمور» نبود, آباد نبود, خانه و مسكن و مانند آن نداشت، يك بيابان صافي بود، «اعراء» بود، از گياه و بِنا و مانند آن عاري بود …