فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿۱۶۱﴾مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ ﴿۱۶۲﴾إِلَّا مَنْ هُوَ ...(۱۶۳)
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿۱۶۱﴾
شما و آنچه پرستش ميكنيد (۱۶۱)
مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ ﴿۱۶۲﴾
هرگز نميتوانيد كسي را (با آن) فريب دهيد. (۱۶۲)
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ ﴿۱۶۳﴾
مگر آنها كه ميخواهند در آتش دوزخ بسوزند. (۱۶۳)
در آيات پيشين سخن از معبودهاى مختلف مشركين به ميان آمد، آيات مورد بحث بیان میکند … كه وسوسه هاى شما بت پرستان در دلهاى پاكان و نـيـكـان اثـرى نـدارد، و تـنـهـا قـلوب آلوده و ارواح دوزخـى و مـتـمايل به فساد … است كه خود را تسليم اين وسوسه ها مى سازد، مى فرمايد: شما و آنچه را پرستش مى كنيد... (فانكم و ما تعبدون ).
هـرگـز نـمـى تـوانـيـد كـسـى را (با آن ) فريب دهيد و با فتنه و فساد از خداوند منحرف سازيد (ما انتم عليه بفاتنين ).
مـگـر آنـهـا كـه مـى خـواهـنـد در آتـش دوزخ بـسـوزنـد! (الا مـن هـو صال الجحيم ).
ايـن آيـات - بـر خـلاف آنـچه طرفداران مسلك جبر پنداشته اند - دليلى است بر ضد اين مـكـتـب ، و اشاره اى است به اين حقيقت كه هيچ كس نمى تواند خود را در برابر انحرافات مـعـذور بداند، و ادعا كند مرا فريب داده و به بت پرستى كشانده اند، مى گويد: شما بت پرستان توانائى بر فتنه و فريب اشخاص نداريد، مگر آنها كه با اراده خود راه دوزخ را پيش گيرند.
شـاهـد ايـن سـخـن تـعـبـيـر صـال الجـحـيـم اسـت ، زيـرا در اصـل صـالى بـه صـورت اسـم فـاعـل بـوده ، و مـعـمـولا هـنـگـامـى كـه صـيـغـه اسـم فـاعـل را در مـورد مـوجود عاقلى به كار مى برند مفهومش انجام كارى از روى اراده و اختيار اسـت هـمـانـنـد قـاتـل و جـالس و ضـارب ، بـنـابـرايـن صـال الجـحـيم يعنى كسى كه مايل است خود را به آتش دوزخ بسوزاند، و به اين ترتيب راه عذر را بر همه منحرفان مى بندد.
تـعـجـب از بـعـضـى از مفسران معروف است كه آيه را چنين معنى كرده اند: شما نمى توانيد كسى را بفريبيد، مگر آنها كه مقدر شده جهنمى باشند!
بـه راسـتى اگر معنى آيه اين است پيامبران براى چه مى آيند؟ كتابهاى آسمانى به چه مـنـظور نازل شده؟ حساب و كتاب و ملامت و سرزنش بت پرستان در آيات قرآن چه مفهومى دارد؟ و عدالت خدا كجا خواهد رفت؟!
آرى بـايـد قـبـول كـرد كـه اعتراف به مكتب جبر، اصالت مكتب انبيا را به كلى مخدوش مى كـنـد، هـمـه مفاهيم آن را مسخ مى نمايد، و تمام ارزشهاى الهى و انسانى را به نابودى مى كشاند.
تـوجـه بـه ايـن نـكـتـه لازم اسـت كـه صـالى از ماده صلى (بر وزن سرد) به معنى آتش افروختن و داخل شدن در آتش و يا سوختن و برشته شدن به وسيله آن است ، و فاتن اسم فاعل از ماده فتنه به معنى فتنه گر و اغوا كننده است .
ايـن آيـه كه در آغازش حرف (فاء) قرار دارد، تفريع و نتيجه گيرى … است و معنايش اين است كه: بعد از آنكه مسلم شد كه آنـچـه شما از اوصاف براى خدا تراشيده ايد، همه ضلالت است، - به خلاف بندگان مـخـلص خـدا كـه در وصـف كـردن خود دچار ضلالت نمى شوند - پس اين نتيجه عايد مى شـود كـه شـمـا بـا ايـن گـمـراهى خود نمى توانيد گمراه كنيد مگر مردم دوزخى را، يعنى آنهايى را كه با پاى خود راه دوزخ را طى مى كنند.
… و كـلمـه (فـاتـنـيـن ) جـمـع (فـاتـن ) اسـت كـه اسـم فـاعـل از (فـتـنـه ) بـه مـعـنـاى گـمـراه كـردن مـردم اسـت. و كلمه (صالى ) از ماده (صلو) اشتقاق يافته كه به معناى پيروى است، (وصالى جحيم ) به معناى دنباله رو جـهـنـم اسـت، بـه طـورى كـه هـر جـا راه جـهـنم را سراغ داشته باشد به آنجا برود و عـمل دوزخيان را مرتكب شود…
و مـعناى آيه اين است كه: شما و خدايان ضلالت كه مى پرستيد، هر چند دست به دست هم بدهيد نمى توانيد احدى را مفتون و گمراه كنيد، مگر تنها آن كسانى را كه خود راه جهنم را دنبال مى كنند.
… بين ﴿يَصْلَي النَّارَ﴾ با «تصليه» جحيم كه يكي باب «تفعيل» است و يكي باب «فَعَلَ», گفتند فرق است؛ باب «تفعيل» چون براي شدّت و مبالغه و كثرت است، آن كسي كه گرفتار جهنم ميشود روسوزي, درونسوزي, دلسوزي و جسمسوزي هست که آن «تصليه» جحيم است،
وَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ﴿۹۲﴾
اما اگر او از تكذيب كنندگان گمراه باشد، (۹۲)
فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ ﴿۹۳﴾
با آب جوشان دوزخ از او پذيرائي ميشود! (۹۳)
وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿۹۴﴾
سپس سرنوشت او ورود در آتش جهنم است. (۹۴)
اما آن كسي كه تمام درون و بيرونِ او را آتش نگرفته, از بيرون دارد ميسوزد اين را ميگويند: ﴿يَصْلَي النَّارَ﴾ …