فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿۱۴۲﴾
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿۱۴۲﴾
(او را به دريا افكندند) و ماهي عظيمي او را بلعيد، در حالي كه مستحق ملامت بود! (۱۴۲)
به هر حال قرآن میگويد:" ماهی عظيم او را بلعيد در حالی كه مستحق ملامت بود"! (فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ). " التقمه" از ماده" التقام" به معنی" بلعيدن" است.
" مليم" در اصل از ماده" لوم" به معنی ملامت است (و هنگامی كه به باب افعال میرود معنی استحقاق ملامت را میدهد).
مسلم است اين ملامت و سرزنش به خاطر ارتكاب گناه كبيره يا صغيرهای نبود، بلكه علت آن تنها ترك اولايی بود كه از او سر زد، و آن عجله در ترك قوم خويش و هجرت از آنان بود.
اما خدايی كه آتش را در دل آب، و شيشه را در كنار سنگ سالم نگه میدارد، به اين حيوان عظيم فرمان تكوينی داد كه كمترين آزاری به بندهاش" يونس" نرساند، او بايد يك دوران زندان بیسابقه را طی كند و متوجه ترك اولای خود شود و در مقام جبران بر آيد.
در روايتی آمده است
اوحی اللَّه الی الحوت لا تكسر منه عظما و لا تقطع له وصلا
:" خداوند به آن ماهی وحی فرستاد كه هيچ استخوانی را از او مشكن، و هيچ پيوندی را از او قطع مكن"![تفسير" فخر رازی" جلد ۲۶ صفحه ۱۶۵- همين معنی با تفاوت مختصری در تفسير" برهان" جلد ۴ صفحه ۳۷ نيز آمده است.]۲.
ماهی او را لقمهای كرد، در حالی كه او ملامت زده بود… و كلمه" مليم" اسم فاعل از" لام" است، كه به معنای داخل شدن در ملامت است، مانند احرام كه به معنای داخل شدن در حرم است، و ممكن است معنای كلمه اين باشد كه يونس دارای ملامت شد.
از آن جايي که تحت ولايت الهي بود، اگر ماهي آنجا حاضر نبود، چه كسي اين را نجات ميداد؟ در دريا غرق ميشد. خيلي روشن نيست كه ماهي براي جلوگيري از حرکت کشتی آمده و دنبال طعمه بود. اين ماهي مأمور بود تا امانت الهي را در درون خود حفظ كند و غرق نشود، نه اينكه ماهي منتظر «التقام» و غذا و طعام بود. ﴿فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ﴾ و خود يونس(سلام الله عليه) ﴿وَ هُوَ مُليمٌ﴾ بود. «الام» يعني «دخل في اللوم»؛ مثل «أحرم», «دخل في الحرم»؛ او وارد حوزه ملامت شد كه من چه كاري بود كردم! چرا محلّ مأموريتم را ترك كردم! چرا قوم تبهكار را با صبر بيشتر هدايت نكردم! و مانند آن.